تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت

نویسنده : دکتر عزت الله نوذری

سیاست مذهبی در دوره زندیه

دریای بی کرانه ای که شاه صفوی را، از اتباعش جدا می کرد بر اثر جایگزین شدن استبداد مذهبی، به همان وسعت استبداد سیاسی، این فاصله را گسترده تر کرده بود.
در طبقه بندی جامعه شهری، که واقعا جای اتحاد پیشین طوایف زمان شاه سلطان حسین را به خود اختصاص داده بود. علمای روحانی، پشتیبانی از فرمانروایان را به عنوان نایب امام، و نماینده ی خدا فراهم می آوردند و طبق قوانین شرعی توجیه و تفسیر می کردند. قدرت اینان بر اثر تلاش های نادر، برای برگرداندن ایران به سوی مذهب اهل سنت و جماعت و تجدید نظر وسیعش در امور و اموال وقف و صرف آن ها در راه مخارج نظامی، به شدت تضعیف شده بود. در ایام هرج و مرج پس از قتل نادر، بسیاری از علماء به بقای متبرکه عراق مهاجرت کردند. بنابراین روحانیون باقیمانده و کسانی که در دوران فرمانروایی کریم خان به ایران برگشتند، قدرتشان تقلیل یافته بود و رهبر تازه ی ایلیاتی کشور که در امور مذهبی لاقید و بی بند و بار بود، نیز، نیازی به تایید آنان احساس نمی کرد. کریم خان بنا به سنت با سکه زدن به اسم امام غایب (صاحب الزمان) (عج) و ساختن مساجد و بقاع و توجه به نمازهای جماعت (گرچه در این راه اجباری در کار نبود) به تقویت مذهب شیعه پرداخت. (467)
بزرگ ترین مراجع رسمی انتصابی روحانی در شیراز، شیخ الاسلام بود.
پروفسور حامد لگار، در کتاب دین و دولت در ایران می نویسد:
شیخ الاسلام شیراز که مستقیما توسط حاکم به کار گمارده شده بود بار دیگر اداره محاکم شرع را که به ظاهر قلمرو آن از محاکم عرف خیلی محدودتر شده بود، به عهده گرفت. قضاوت های شخصی که توسط حاکم اعمال می شد در هر حالی عمومیت داشت، اما ماهیت شیعی حکومت زند مشخص بود معتقد بودند که هر یک از دوازده امام، سرپرستی یکی از دوازده محله ی شیراز را به عهده دارند. کریم خان بقعه امام زاده میرحمزه را ساختمان کرد، مدرسه ای بنا و آن را وقف کرد که پس از مرگش، مدرسه خان نامیده شد (468).

هزینه زندگی در زمان زندیه

از گفته های فوق چنین نتیجه می شود که بخش عظیمی از مسکوکات که در خزانه دولتی قرار داشت به هیچ وجه سرمایه گذاری و خرج نمی شده است بلکه از اقتصاد رایج خارج شده و آن را از جریان دور می ساختند بنابراین تعجب آور نیست که پول نقد در ایران کمیاب بوده است.
از این رو، با وجود شکوفایی اقتصاد و تجارت، مردم وضع بدی داشتند و به مرور زمان فقیرتر می شدند. این وضع از پایین بودن قیمت برای خدمات کاملا روشن می شود.
سال خرج قیمت منبع مورد محاسبه
989 ه.ق / 1581 م. بار الاغ (شیراز) 70 شاهی 35 شیلینگ
1074 ه.ق / 1664 بار الاغ (اصفهان شیراز) 5 عباسی 6 شیلینگ و 8 پنس
سایر خدمات نیز بسیار ارزان بود:
سال خرج قیمت
1081 ه.ق / 1670 م. قاصد یک لیور در هر روز مسافرت
1105 ه.ق / 1694 م. کرایه اسب از ایروان به شیراز 10 عباسی
برای هر اروپایی که به حد کافی پول نقد در اختیار داشت، حقیقتا سفر به ایران ارزان بود. تونوبر، سر راه همدان به اصفهان - مسافتی که در حدود 350 کیلومتر بود - ارقام ذیل را ارائه می دهد.
کرایه اسب 6 عباسی
بار 15 عباسی
گمرک همدان 4 بیستی برای 100 من
هزینه توقف در کاروانسرا 1 بیستی برای هر شب
انبارداری 3 بیستی برای 100 من در هر شب
هزینه وی برای چنین مسافت طولانی، حداکثر به 30 عباسی بالغ می گردید، به منظور تسهیل دید کلی، تقسیم بندی پول های رایج آن زمان مورد بررسی قرار می گیرد.
هلند یک گلدن برابر 28 اشتوئیور در سال 1601 (6 اشتوئیور برابر 8 فینگ)
انگلیس یک پوند برابر 20 شیلینگ (یک شیلینگ برابر 12 پنس)
فرانسه یک لیور برابر 20 سو (20 سو برابر 82/1 فرانک در سال 1669)
اسپانیا یک اسکودودارو برابر 2/1 پیستوله، یک پی آستر برابر یک پسو امپراتوری
دریماکسن یک رایش اشتالر برابر 60 کرویزر برابر 35 گروشن در سال 1534، یک رایش اشتالر برابر 10 گروشن در سال 1600 یک گروشن برابر 10 فینگ
مواد غذایی نیز برای اروپاییان چندان گران نبود به خصوص اگر تصور شود که جنگ های سی ساله، چه تغییراتی را در اروپا به بار آورده بود.
دلاواله در سال 1026 ه.ق / 1617 م. برای یک مرغ مبلغی در حدود 6/1 رایش اشتالر پرداخته است. در سال 1116 ه.ق / 1704 م. دوبروین، این مبلغ را بین 6 تا 12 اشتوئیور ذکر کرده است، یعنی تقریبا مانند قیمت اولی است. او اطلاعات دیگری در مورد قیمت ها به دست می دهد:
یک من شاهی اشتوئیور
گوشت گوسفند 16 - 14
گوشت بره 76 - 60
گاو 20 - 16
نان 10 - 8
کره 160 - 100
چوب 5 - 4
روغن 50
ذغال 5 - 4
یک غاز 50 - 40
اگر این قیمت ها را به پول مارک طلای آن زمان محاسبه کنیم، به آن معناست که یک مرغ قیمتی بین 33 تا 66 فینیک (واحد پول آلمان)، و نانی به وزن شش کیلو، قیمتی برابر 45 تا 55 فینیک داشته است.
اگر مردم با چنین قوه ی خرید پولی، در احتیاج بودند، به علت کمبود پول در جریان بود. زیرا در اثر صادرات سکه های نقره به هندوستان حجم سکه ها کمتر می شد صرافان در خلیج فارس نیز سکه ها را با طلا مبادله می کردند، آن چه که در ایران متداول نبود.
در زمینه رکود کشاورزی، بایستی به نوشته رستم الحکماء استناد کرد.
کریم خان در هر ایالتی انبار غذایی به وجود آورد که هر ساله آن ها را برای تدارکات و آذوقه سپاهش پر می کرد. در پاییز سال 1775 م. به علت هجوم ملخ و زنگ زدگی گندم ها و هزینه لشکر کشی به بصره، در شهرهای شیراز و اصفهان کمبود غله احساس می شود و به قدری مضیقه پیش آمد که وکیل ناگزیر گردید برای تامین رفاه مستمندان در انبارها را باز کند، در اصفهان، ارزش نان گندم، به هر من پانصد دینار رسیده بود، در چهار گوشه ی میدان شاه غله خرمن می شد. در کنار هر خرمنی، یکصد جفت قپان قرار داشت. غله ها را به قیمت معین، یعنی در برابر هر من شاه، گندم، دویست دینار و برای هر من شاه، جو، یکصد دینار می گرفتند. در شیراز اوضاع چندان بحرانی شد که کریم خان، ناگزیر گردید برای حمل غله تعدادی از حیوانات باربر را به تبریز و قزوین و نواحی مختلف آذربایجان اعزام دارد. پس از وارد شدن غله، به علت سختی راه قیمت ها، بالا رفت و هر من تبریز به 1400 دینار رسید، مشاوران وکیل، به او توصیه کردند که برای جبران هزینه ها، غله را از قرار هر من هزار و پانصد دینار به مردم به فروشند. در جواب آنان خان زند به صورت طنزآمیزی گفت که در این صورت بهتر است بازار علافی باز کنیم، زیرا با نرخ فوق، دیگر کسی نمی تواند غله خریداری کند، آن گاه بدون چون و چرا دستور دارد که گندم را از قرار هر من تبریز به دویست دینار، جو را یکصد دینار (دو برابر نرخ متداول اصفهان) به فروشند و مابه التفاوت را از خزانه منظور کنند، بدین ترتیب با پرداخت کمک مالی از سوی دولت قحطی برطرف شد. (469)

زوال دولت زندیه

پس از فوت کریم خان دو جریان شدید و مخالف که هر یک تضعیف دیگری کمک کرده است در ایران آن زمان مشخص بود.
1 - بلافاصله پس از مرگ کریم خان، خاندان زند به حدی دچار نفاق و نقار و اختلاف داخلی شدند که اضمحلال و انقراض آن سلسله در صحنه سیاست ایران، محرز و مسلم گردید. زکی خان خود را در شیراز، پادشاه و جانشین کریم خان اعلام کرد و کلیه فرزندان کریم خان و کلیه بزرگان زند را به قتل رساند. بدین ترتیب حکومت دست به دست می گشت تا لطفعلی خان که در حقیقت اعلام پایان سلطنت کوتاه خاندان زند و محو نام این خاندان، از صحنه ی سیاست ایران بود.
دوران حکومت جانشینان کریم خان از بحرانی ترین و هرج و مرج ترین ادوار تاریخ ایران است. شاید سند زیر که از نامه ی کنسول فرانسه در بصره استخراج شده است، مجسم نماید که شرایط در ایران چگونه بوده است:
سالنامه وقایع این کشور، پر است از توطئه و جنایت و قتل این وقایع تاثرآور به قدری برای بشر دردناک و دشوار است که حیف است در تاریخ ضبط گردد و بهتر است که هم چنان برای ابد مجهول بماند. (470) از سال 1722 م. تا امروز می توان بیش از سی پادشاه جبار و ستمگر که به نوبت بر این کشور تیره روز سلطنت کرده و آن را ویران و خراب کرده اند نام برد.
نامه مورخ اول مارس 1781 م. کنسول فرانسه در بصره آرشیو ملی فرانسه - مکاتبات کنسولی، بغداد، جلد سوم، نمره 77.
2 - موازی با انحطاط و زوال سریع خاندان زند، قوای روز افزون ایل قاجار آرام و منظم رو به ازدیاد بود. رییس ایل قاجار - آغا محمد خان - که در حیات کریم خان در دربار او زندانی بود، پس از مرگ کریم خان، از دربار زند گریخت و در همان حال که جانشینان کریم خان وحشیانه یکدیگر را مقتول و مسموم می کردند وی با شتاب و عجله افراد ایل خود را گرد آورد و با پشتکار و سرسختی به جنگ مرگ و حیات با خاندان زند پرداخت.
آغا محمد خان، یکی پس از دیگری، با علیمراد خان، جعفر خان و لطفعلی خان جنگید و سرانجام خاندان زند را منقرض کرد و حکومت ایران را قبضه و سلسله قاجار را تاسیس کرد. بدین ترتیب حکومت خاندان زند در حقیقت یک دوره ی تحول موقتی در تاریخ ایران است که بین دو دوره ی بزرگ تاریخ این کشور قرار گرفته. این دو گروه بزرگ عبارتند از، دوره ی سلطنت خاندان صفوی که بیش از دو قرن دوام یافت، و دوره ی سلطنت خاندان قاجار که نزدیک به یک قرن و نیم ادامه یافت. خاندان قاجار، که با مرگ لطفعلی خان در 1209 هجری (1795 میلادی) سلطنت ایران را قبضه کرد تا سال 1304 هجری در این کشور سلطنت کرد (471).