دو مکتب در اسلام اثر نهضت حسینی (ع) در احیای سنت پیامبر جلد سوم

نویسنده : سید مرتضی عسکری

شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل

چون علی اکبر به شهادت رسید، عبدالله، فرزند مسلم و نوه عقیل بن ابی طالب (199) که مادرش رقیه کبری دختر امیرالمؤمنین علی (ع) بود، (200) قدم به میدان جنگ گذاشت، در حالی که چنین می خواند:
الیوم ألقی مسلما و هو أبی - و فتیة بادوا علی دین النبی (201)
امروز پدرم مسلم و جوانانی را که بر دین پیامبر هستند دیدار می کنم.
طبری در تاریخ خود می نویسد: عمرو بن صبیح تیری به جانب عبدالله افکند.
عبدالله برای اینکه سر خود را از اصابت تیر در امان دارد، دست خود را سپر ساخت.
در نتیجه، تیر عمرو، دست و سر او را به هم دوخت. (202) به این ترتیب که تیر از کف دست او بگذشت و در کاسه سرش نشست. عبدالله هر قدر کوشید نتوانست که دست خود را آزاد کند و در این حالت بود که ناگاه تیری دیگری به قلبش بنشست و او را به شهادت رسانید.
چون عبدالله مسلم به شهادت رسید، سپاهیان یزید یاران امام را از هر سو در میان گرفتند و به ایشان حمله بردند.

شهادت جعفر بن عقیل

خوارزمی و ابن شهر آشوب می نویسند: سپس جعفر بن عقیل، نوه ابوطالب، پیش تاخت و می خواند:
أنا الغلام الابطحی الطالبی - من معشر فی هاشم من غالب
و نحن حقا سادة الذوائب - هذا حسین أطیب الاطایب
او جنگید تا کشته شد.
خوارزمی و ابن شهر آشوب، کشنده جعفر را بشر بن سوط الهمدانی (203) معرفی کرده اند، در حالی که طبری می نویسد: جعفر بن عقیل با تیری که عبدالله بن عزره خثعمی به سوی او افکند به شهادت رسید.

شهادت عبدالرحمان بن عقیل

پس از کشته شدن جعفر بن عقیل، برادرش عبدالرحمان بن عقیل به میدان تاخت و این رجز را بر لب داشت:
أبی عقیل فاعرفوا مکانی - من هاشم، و هاشم اخوانی
کهول صدق سادة الاقران - هذا حسین شامخ البنیان
و سید الشباب فی الجنان
او جنگید تا آنکه به دست عثمان بن خالد جهنی به شهادت رسید.
طبری می نویسد: عثمان بن خالد جهنی و بشر بن سوط همدانی هر دو با هم به عبدالرحمان بن عقیل حمله بردند و وی را از پای درآوردند.