فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

85- مس او طلا شد!

طبری در تاریخش از مثنی بن موسی بن سلمه، از پدرش، از جدش سلمه نقل کرده که می گوید: در فتح ابله شرکت داشتم، پس در میان سهم من از غنائم، دیگ مسی (قطعه ای از مس) قرار گرفت، و چون در آن دقت کردم دیدم طلاست، به وزن هشتاد هزار مثقال، پس در این باره از عمر نظرخواهی شد، عمر پاسخ داد اگر او سوگند یاد می کند که روزی که این دیگ به وی تحویل داده شده مس بوده آن را به او تسلیم می کنند، وگرنه بین مسلمانان تقسیم می شود. سلمه می گوید: من بر آن قسم یاد کردم و دیگ را به من رد نمودند، و سرمایه اصلی اموال ما در امروز از همان است (771).

مولف: این سوگند تنها در این جهت نافع است که او سلمه با مسلمانان خیانت ننموده و مستحق کیفری نیست، نه این که بتواند مال مسلمین را که بطور اشتباه گرفته برای خود تصرف نماید و - بنا به نقل طبری - تعداد شرکت کنندگان در این جنگ از مسلمانان سیصد نفر بوده و غنیمت به دست آمده ششصد

درهم، هر نفری دو درهم؛ بنابراین، این چه عدالتی است که سیصد نفر جملگی ششصد درهم ببرند و یک نفر به تنهایی هشتاد هزار مثقال طلا؟!
86- خطیب در تاریخ بغداد آورده: عمر در جابیه برای مردم خطبه خواند، و در ضمن آن گفت: فان الله یضل من یشاء و یهدی من یشاء ؛ (772) خدا هر کس را که بخواهد گمراه می کند، و هر کس را که بخواهد هدایت می کند. در این موقع کشیش مسیحی از حاضران پرسید؛ امیر شما چه می گوید؟
گفتند: می گوید: ان الله یضل من یشاء...؛ خدا هر که را بخواهد گمراه می کند.
کشیش گفت: یاوه می گوید خدا عادل تر از آن است که کسی را گمراه سازد، این مطلب به عمر رسید، پس او را به نزد خود طلبیده به وی گفت بلکه خدا تو را گمراه نموده، و اگر چنین نبود که نسبت به دین اسلام تازه عهد هستی گردنت را می زدم (773).

مولف: اگر چه آن تعبیر در قرآن آمده ولی از آیات متشابهه است که به ظاهر آن نمی شود اخذ نمود و عقلا باید آن را تاویل کرد، و خداوند در جملات بعد مقصود از آن را روشن ساخته که می فرماید:

و ما یضل به الا الفاسقین الدین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه، و یقطعون ما امر الله به ان یوصل... (774).
... و گمراه نمی کند به آن مگر فاسقان را، کسانی که می شکنند عهد خدا را پس از آن که محکم بستند، و قطع می کنند آنچه را که خداوند به پیوند آن امر کرده است (صله رحم را قطع می کنند)، و در زمین فساد می کنند... یعنی، هر کس که به اراده و سوء اختیار خود مرتکب آن اعمال گردد، شایستگی هدایت الهی را نداشته ناچار خداوند او را به حال خود در گمراهیش رها می کند، که گویی او را گمراه نموده است... بعلاوه، آیا در اسلام ارشاد و راهنمایی کردن به تهدید به قتل و گردن زدن است، در صورتی که نتوان پاسخ صحیح گفت؟!