فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

مولف: این که عمر به ابن عباس گفته: می ترسم اگر یار تو خلیفه شود او را عجب گیرد. باید گفت: معمولا افراد ناآگاه تفاوتی بین عجب و کبر و بین عزت نفس و بزرگ منشی نمی بینند، خدای تعالی می فرماید: ولله العزه و لرسوله و للمومنین و لکن المنافقین لا یعلمون (723)؛ عزت مخصوص

خدا و رسول و اهل ایمان است و لکن منافقین از این معنی آگه نیستند.
و از آنجا که امیرالمومنین - علیه السلام - دارای منش و خویی بوده محبوب پروردگار، از عدم تواضع و فروتنی برای اهل ریاست و دنیاپرستان... از اینرو عمر او را به عجب نسبت داده است، وگرنه آن حضرت - علیه السلام - به اتفاق دوست و دشمن پس از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - برترین انسانی بوده که متصف به این صفات است که خدای تعالی فرموده:
و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما... (724) .
و بندگان (خاص) خدای رحمن آنان هستند که بر روی زمین بتواضع و فروتنی راه روند، و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب و عتاب نمایند با سلامت نفس جواب دهند....
و در روایات آمده که: این آیه در شان او و اهل بیت کرامش نازل شده است.
و این که عمر گفته: و نه در خواستگاری دختر ابوجهل بر فاطمه علیهاالسلام -... تعریض و رد بر ابن عباس بود که به او گفته بود تو شخصیت و مقام رفیع او علی را می شناسی و می دانی که او هیچگاه حکم خدا را تغییر و تبدیل نداده و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را به خشم نیاورده است.
و البته مفهوم این گفتار ابن عباس به عمر این بود که تو اینها را مرتکب شده ای... و به همین جهت عمر برآشفته و سخن او را قطع نموده و با افترای بر امیرالمومنین - علیه السلام - و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - خواسته بود کلام او را نقض و رد نماید.
و دلیل بر بی پایگی آن مطلبی که عمر اظهار داشته، این که چگونه ممکن است که رسول خدا که خودش آورنده این قانون است: فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع (725)با انجام آن خشمگین گردد، حال آن که خدای تعالی درباره او فرموده: قل ان کان للرحمن ولد فانا اول العابدین (726)؛ بگو اگر خدا را فرزندی بود پس من اولین پرستش کنندگان او بودم. و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - اولین کسی بود کهه به احکام و فرامین الهی که خود مبین و مبلغ آنها بوده عمل می نموده است؛ چنانچه آن هنگام که ربا را باطل و لغو نمود فرمود: اولین ربایی را که بر می دارم ربای عمویم عباس است. و آن هنگام که خونهای جاهلیت را برداشت فرمود: اولین خونی را که بر می دارم خون پسر عمویم ربیعه بن حارث بن عبدالمطلب است.
و نیز در تاریخ طبری آمده: رسول خدا - صلی الله علیه و آله - پس از فتح مکه خطبه خواند و در ضمن خطبه اش فرمود: خداوند ربا را لغو نموده، و ربای عباس بن عبدالمطلب برداشته شده است. و هر خونی که در جاهلیت ریخته شده برداشته شده، و اولین خونی را که بر می دارم خون پسر عمویم ربیعه بن حارث بن عبدالمطلب است (و ربیعه قبل از اسلام در میان قبیله بنی لیث رفته زن شیرده طلب می نمود پس بنوهذیل او را کشته بودند).
بعلاوه، غیرت و رشک بردن زن نسبت به شوهرش بخاطر ازدواج او با همسری دیگر از کفر اوست، چه رسد به رشک بردن نزدیکان او.
و اما اینکه ابن عباس او را در این مطلب تکذیب نکرده بلکه بنحوی دیگر او را پاسخ گفته، بر طریق مماشات و جدال به نحو احسن بوده، و به همین جهت عمر مجبور شده اقرار کند که از محاجه با او عاجز است.

72- اعمال رای

طبری در تاریخش از ابن عباس نقل کرده که می گوید: اولین موضوعی که سبب شد این که مردم بطور علنی درباره عثمان ایراد و انتقاد کنند این بود که او در سالهای اول خلافتش نمازش را در منی شکسته می خواند تا این که در سال ششم نمازش را تمام بجا آورد، بسیاری از صحابه رسول خدابه او اعتراض کردند و حضرت علی - علیه السلام - نیز به نزد او رفته و به او فرمود: بخدا سوگند نه مطلب تازه ای اتفاق افتاده و نه زمانی طولانی از حیات رسول خدا گذشته خودت هم بخاطر داری که پیامبر خدا نمازش را در منی شکسته می خواند و پس از او ابوبکر و عمر نیز به همین ترتیب، و خودت هم در سالهای گذشته مانند آنان عمل می نموده ای، حال چه شده که از آن برگشته ای؟
عثمان گفت: نظریه ای بود که بخاطرم رسید (727).
خطیب در تاریخ بغداد از معاذ بن معاذ نقل کرده که می گوید: به عمرو بن عبید گفتم: چگونه است این حدیثی که حسن نقل کرده که عثمان همسر عبدالرحمن را پس از انقضای عده اش از شوهرش ارث داده است. عمرو پاسخ داد: عثمان صاحب سنتی نبوده است.

مولف: اگر عثمان صاحب سنتی نبوده، پس چگونه اهل سنت او را پیشوای سوم خود قرار داده اند. از این گذشته، آیا رای تراشی در برابر عمل رسول خدا - صلی الله علیه و آله - حکم به غیر ما انزل الله نیست؟!