فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

56- چاره اندیشی!

ابن قتیبه در عیون آورده: مردی در نماز جماعت عمر، محدث شد، همین که عمر از نماز فارغ گردید، آن شخص را قسم داد که برخیزد و وضو بگیرد و نمازش را دوباره بخواند، ولی هیچ کس برنخاست. جریر بن عبدالله به عمر گفت: ما همگی و خودت بر می خیزیم و وضوء می گیریم و نمازمان را اعاده می کنیم و در نتیجه نماز ما مستحب و آن کسی که حدث از او سر زده واجب خواهد شد. عمر به جریر گفت: خدا رحمتت کند که در جاهلیت شریف بودی و پس از اسلام فقیه شدی (632)

مولف: هم گفتار عمر و هم چاره اندیشی جریر در رکاکت برابرند، و صحیح این بود که عمر چنانچه احتمال می داد که آن مرد حکم باطل بودن نمازش را نمی داند بطور عموم بگوید: کسی که در مسجد مبطلی از او سرزده باید پس از بازگشت به خانه وضو و نمازش را اعاده کند.

57- خلیفه ام یا پادشاه؟!

ابن ابی الحدید می نویسد: روزی عمر در حالی که مردم در اطرافش حلقه زده بودند، گفت: به خدا سوگند نمی دانم خلیفه ام یا پادشاه؟! پس اگر پادشاه باشم در خطر بزرگی افتاده ام. یکی از حاضران به وی گفت: همانا که بین خلیفه و پادشاه فرق هست، و کار تو به خواست خداوند نیکوست.
عمر: فرقشان چیست؟
مرد: خلیفه نمی گیرد مگر به حق و صرف نمی کند مگر در حق تو و بحمدالله چنین هستی. و پادشاه مردم را به بیراهه می برد و مال این یکی را می گیرد و به دیگری می دهد. پس عمر ساکت شد و گفت: امیدوارم خلیفه باشم (633).