فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

43- عمر و تقاضای اعرابی

در نهایه ابن اثیر آمده: مرد عربی به عمر گفت: شترم از حرکت باز ایستاده بارم را حمل کن، عمر به او گفت: بخدا سوگند دروغ می گویی، و تقاضای او را اجابت نکرد، پس اعرابی گفت:
اقسم بالله ابوحفص عمر - ما مسها من نقب ولادبر
فاغفر له اللهم - ان کان قد فجر
سوگند یاد کرد ابوحفص، عمر که آسیبی به شترم نرسیده، خدایا بیامرز او را که به دروغ، قسم خورده است (619)
و از این شعر اعرابی بر می آید که عمر به دروغ سوگند یاد کرده بود.

44- ملامت بیجا

بلاذری در فتوح البلدان آورده: عمر به طلیحه پس از این که مسلمان شده بود گفت: تو همان کسی هستی که به دروغ ادعای پیامبری می کردی و می گفتی: خداوند ارزشی برای صورت به خاک گذاشتن و زشتی پشتهای شما قائل نبوده، باید خدای را ایستاده و با عفت بستایید...
طلیحه به عمر گفت: آنها از فتن کفر بوده که اسلام همه را محو و نابود نموده، و بر من ملامتی نیست، پس عمر ساکت گردید (620).

45- نویسنده ات را از کار برکنار کن!

و نیز آورده: کاتب ابوموسی در نامه ای به عمر چنین نوشت: از ابوموسی به سوی عمر... عمر از دیدن نامه و مقدم بودن نام ابوموسی بر نام خودش برآشفت و به ابوموسی نوشت: آنگاه که نامه ام به تو برسد نویسنده ات را تازیانه بزن و او را از کارش برکنار کن (621)