فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

مولف: هرگاه عمر با دیدن قرائن و شواهد قطعی بر وفات رسول خدا - صلی الله علیه و آله - مانند مشاهده حالت احتضار آن حضرت و غیر آن به وفات آن بزرگوار یقین ننموده، چگونه با آیه ای که ابوبکر برایش خوانده باور نموده است، با این که آن آیه دلالتی بر وقوع مرگ ندارد. و فقط متضمن تعلیقی است، و

تعلیق هم صحیح است که به امر محالی تعلق می گیرد چه رسد به ممکن غیر موجودی، و ابوبکر نمی دانسته آیه ای را که دلالت تام بر وفات پیغمبر - صلی الله علیه و آله - داشته تلاوت کند انک میت و انهم میتون (605)؛ ای پیغمبر تو می میری و همه می میرند.
و اما عذری که عمر برای آن انکارش اظهار داشته، در حقیقت بهانه ای بیش نیست، و واقع مطلب این بوده که ابوبکر در هنگام رحلت رسول خدا در سنح (محلی نزدیک مدینه) بوده و عمر خواسته با القای آن شبهه در اذهان مردم آنان را در حال شک و تردید و تحیر نگهداشته تا ابوبکر از سفر بازگشته و با مشاوره و کمک یکدیگر اهداف و مقاصد خود را در رابطه با امر خلافت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - پیاده کنند. به همین جهت به محض رسیدن ابوبکر هر دو با هم شروع به فعالیت نموده ماجرای سقیفه را به وجود آوردند.

36- کتک زدن به جای تسلیت گفتن

ابن ابی الحدید آورده: عمر شنید در میان خانه ای نوحه سرایی و مرثیه خوانی هست، پس در حالی که تازیانه در دست داشت وارد خانه گردید، دید زنانی به سوک نشسته و در مصیبت فقدان تازه گذشته خود گریه و زاری می کنند، عمر شروع به زدن آنان کرد تا این که به زن نوحه خوان رسید پس چنان با تازیانه بر سر و صورتش نواخت که خمارش (روسری اش) از سرش بیفتاد، آنگاه به غلام خود گفت: بزن این نائحه را که او احترامی ندارد و پس از آن به زنان مصیبت زده گفت: این زن به خاطر مصیبت شما نمی گرید، بلکه می خواهد پولتان را بگیرد، او مرده ها و زنده های شما را آزار می دهد او شما را از صبر و شکیبایی باز می دارد، و خدا به آن دستور داده، او شما را به جزع و بی تابی وا می دارد، و خدا از آن نهی نموده است.

مولف: وارد شدن در خانه دیگران بدون اجازه بر خلاف حکم قرآن و همچنین ضرب و شتم انسانهایی بی گناه، و نظر کردن به زنانی نامحرم، و ستم نمودن بر بانوانی داغدیده همه نزد خدا گناهانی بزرگ و نزد مردم، اعمالی بس زشتند، و کسب زن نوحه گر در صورتی که به باطل نوحه نکند حلال و مباح

می باشد.
و این که عمر گفته: زن نائحه، مردگان شما را آزار می دهد، افترایی است بر خدا؛ زیرا خداوند می فرماید: ولا تزر وازره وزر اخری، بلکه آن احترامی است برای بازماندگان، و تجلیلی است از مردگان. و چگونه گریه کردن بر اموات مذموم باشد حال آن که رسول خدا بنابر آنچه که در روایات آمده آن هنگام که صدای گریه ای از خانه عمویش حمزه که در جنگ احد به شهادت رسیده بود نشنید، فرمود: لکن حمزه لابوا کی له؛ اما حمزه گریه کننده ندارد. و به همین جهت زنان انصار نخست بر حضرت حمزه سوگواری و مرثیه خوانی می کردند و سپس بر شهیدان خود، و این سنتی شد در مدینه.
و نیز رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در مصیبت وفات فرزندش ابراهیم گریه کرد و فرمود: تدمع العین و لا نقول ما یسخط الرب؛ دیدگان اشک می ریزند ولی سخنی که خشم خدا را موجب گردد نمی گوییم.
و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - پیش از آن نیز یک بار وی را از این کار بازداشته بود ولی او اعتنایی نکرده و باز هم مرتکب شده بود. چنانچه در عقد الفرید آمده: رسول خدا - صلی الله علیه و آله - بر گروهی از زنان که در مصیبت فقدان عزیزشان گریه می کردند می گذشت، در این موقع زنان را از این عمل منع نمود، رسول خدا به عمر فرمود: آنان را به حال خود بگذار، چرا که مصیبت دیده اند، اشکشان جاری و داغشان تازه است (606).
شیخ کلینی (ره) در کافی از امام صادق - علیه السلام - نقل کرده که فرمود: مردی نزد پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - آمده عرضه داشت: من تاکنون هیچگاه کودکی را به نوازش نبوسیده ام. و چون پشت کرد، رسول خدا فرمود: به اعتقاد من این مرد اهل آتش است. (607)