فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

31- گفتگوی عمر با عمار

عمار یاسر می گوید: مردی نزد عمر آمد و از او پرسید؛ جنب شده ام و آب برای غسل کردن نیافته ام تکلیفم چیست؟
عمر گفت: نماز نخوان! عمار که ناظر جریان بود، به عمر گفت: یادت هست من و تو در سریه ای جنب شده بودیم و برای غسل کردن، آب نیافتیم پس تو نماز نخواندی ولی من به منظور تیمم نمودن در میان خاکها غلتیدم و نمازم را خواندم، و چون رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از این عمل من باخبر گردید به من فرمود: تو را کافی بود که تنها دستهایت را به زمین بزنی و آنها را بر صورت و پشت دستهایت بکشی؟
عمر از شنیدن سخنان عمار بر آشفته، او را تهدید نمود و گفت: ای عمار! از خدا بترس، عمار گفت: اگر می خواهی این مطالب را جایی نقل نکنم. پس عمر از او تشکر کرد (597).

مولف: آیه صریح قرآن در این باره می فرماید: و ان کنتم جنبا فاطهروا و ان کنتم مرضا و علی سفر او جاء احد منکم من الغائط اولا مستم النساء فلم تجدوا مائا فتیمموا صعیدا طیبا... (598).

اگر جنب هستید غسل کنید و اگر بیمار یا مسافر باشید و یا یکی از شما را قضای حاجتی دست داد و یا با زنان مباشرت کرده اید و آب نباید در این صورت به خاک پاکیزه و پاک تیمم کنید.
و غرض عمر از تهدید عمار این بود که او این مطالب را جایی نقل نکند تا کسی مطلع نشود که آگاهی او نسبت به احکام شرعی در قبل و بعد چگونه بوده است!

32- عمر و فرمان رسول خدا (ص)

ابوموسی سه بار از عمر اجازه و دستوری خواست، عمر اجازه اش نداد. و آنگاه عمر به او گفت: چرا آن کار را انجام دادی؟
ابوموسی: از طرف رسول خدا به آن مامور بودیم.
عمر: بر این ادعایت گواه می آوری یا تو را کیفر دهم؟
پس ابوسعید خدری برای او گواهی داد.
عمر گفت: ولی این دستور رسول خدا - صلی الله علیه و آله - بر من بخاطر گرفتاریهای زندگیم پوشیده ماند (599).