فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

14- عمر و جوان انصاری

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه آورده: روزی عمر در بین راه به نوجوانی از انصار برخورد نمود، عمر تشنه بود از جوان انصاری تقاضای آب نمود، جوان آبی آمیخته با عسل برای عمر آورد، عمر از نوشیدن آن امتناع ورزید و گفت: خدای تعالی می فرماید: اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا؛ (564) خوشیهایتان را در زندگانی دنیایتان صرف نمودید.
جوان در پاسخ عمر گفت: مقصود از این آیه نه تو هستی و نه هیچ کس از اهل این قبله (مسلمانان)، پیش از این آیه را بخوان تا معنایش برای تو روشن شود: و یوم یعرض الدین کفروا علی النار اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا (565).
روزی که کافران را بر آتش عرضه بدارند و به آنان بگویند خوشی هایتان را در زندگانی دنیایتان بردید (566).

نظر مولف

مولف: بعلاوه بر آنچه که جوان انصاری به عمر گفته، باید گفت که مراد از صرف طیبات در زندگی دنیا چیزی مانند نوشیدن عسل و امثال اینها در صورتی که از راه حلال و با رضایت صاحبش به دست آمده باشد نیست؛ زیرا خداوند فرموده: قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق (567).
بگو ای پیغمبر! چه کسی ممنوع کرده زینت ها و روزیهای حلال را که خداوند برای بندگانش مهیا نموده است.
بلکه مراد، جاه و مقام و سلطنت و ریاست ناحق دنیوی است که در کام دنیاپرستان از هر لذتی شیرین ترست.

15- سه خطای عمر

و نیز ابن ابی الحدید آورده: عمر شبها پاسبانی می کرد، شبی به هنگام گشت، صدای مرد و زنی از خانه ای به گوشش رسید، شکی در دلش افتاد، از دیوار خانه بالا رفت و به درون خانه نگاه کرد، زن و مردی را دید که در کنار هم نشسته و کاسه شرابی در جلو آنهاست. عمر به مرد نهیب زد و گفت: ای دشمن خدا! آیا می پنداری که تو خدا را معصیت می کنی و او بر تو می پوشد؟!
مرد گفت: ای خلیفه! اگر من تنها یک گناه مرتکب شده ام تو مرتکب سه گناه شده ای:
اول این که خداوند می فرماید: ولا تجسسوا؛ (568) تجسس نکنید، و تو تجسس کرده ای
دوم این که می فرماید: واتوا البیوت من ابوابها (569)؛ از درهای خانه ها داخل شوید و تو از دیوار بالا آمده ای.
سوم این که می فرماید: فاذا دخلتم بیوتا فسلموا (570)؛ هر وقت داخل خانه ای شدید به اهل آن خانه سلام کنید و تو سلام نکردی (571)
و در تفسیر ثعلبی آمده: مردی که عمر از دیوار خانه اش بالا رفته ابومحجن ثقفی است که در آن موقع به عمر اعتراض نموده به او گفته: این کار تو نارواست و خداوند تو را از تجسس برحذر داشته است. عمر به همراهان خود گفت: این مرد چه می گوید؟ زید بن ثابت و عبدالله بن ارقم به او گفتند، راست می گوید این عمل شما تجسس است. عمر چون این را شنید از خانه بیرون شد و او را به حال خود واگذاشت (572).
در شرح حال همین ابو محجن آورده اند که او به علت شدت علاقه ای که به نوشیدن شراب داشته سروده:
اذا مامت فادفنی الی جنب کرمه - تروی عظامی بعد موتی عروقها
ولا تدفننی فی الفلاه فاننی - اخاف اذا مامت لا اذوقها (573)