فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

3- من هم بنده خدایم

حضرت امیر - علیه السلام - در روز ماه رمضان بر جماعتی می گذشت که به خوردن غذا مشغول بودند.
علی - علیه السلام -: مسافرید یا بیمار؟
- نه مسافریم و نه بیمار.
- اهل کتاب هستید؟
- نه.
- پس چرا در روز ماه رمضان غذا می خورید؟
آنان پاسخی گفتند که معنایش این بود که تو خدا هستی.
امیرالمومنین - علیه السلام - چون مقصود آنان را فهمید از اسب پیاده شد و به سجده افتاد و گونه های صورت را بر خاک گذاشت و سپس به آنان فرمود: وای بر شما! من هم بنده ای از بندگان خدا هستم. ولی آنان گوش نکرده و بر پندار خود ثابت بودند.
در این هنگام علی - علیه السلام - دستور داد تا دو چاه در کنار هم حفر کنند، یکی باز و دیگری سربسته، و روزنه ای بین آنها قرار دهند و سپس آن گروه را در گودال سربسته قرار داد و درمیان گودال دیگر آتشی افروخت و با دود، آنان را عقوبت می داد و در آن حال پیوسته ایشان را به اسلام دعوت می نمود ولی نمی پذیرفتند، تا این که دستور داد آنان را با آتش سوزاندند (513).

4- پیدایش غلات

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (514) آورده: نخستین کسی که در زمان امیرالمومنین - علیه السلام - به آن حضرت غلو ورزید و او را خدا خواند، عبدالله به سبا بود، هنگامی که حضرت خطبه می خواند عبدالله برخاست و چند بار به وی خطاب کرد تو خدا هستی، پس گروهی از اصحاب آن حضرت که از جمله آنها عبدالله بن عباس بود برای او نزد آن حضرت شفاعت کردند و گفتند: توبه نموده و از عقیده خود بازگشته است، پس علی - علیه السلام - او را بخشید ولی مشروط به این که از کوفه خارج شود. و هنگامی که خبر شهادت علی - علیه السلام - به عبدالله بن سبا رسید گفت: به خدا سوگند اگر مغز سرش را در هفتاد همیان برایم بیاورید باز هم می گویم نمرده و نخواهد مرد تا زمامدار تمام عرب شود. گروهی به عبدالله بن سبا گرویده و با او هم عقیده شدند، از جمله عبدالله بن صبره همدانی و عبدالله بن عمرو کندی و چند تن دیگر. و عده ای از این افراد به شبهاتی بی اساس تمسک جسته اند. از جمله به گفتار عمر که، هنگامی که آن حضرت به موجب حدی چشم مردی را کور کرد، گفت: ما اقول فی یدالله فقات عینا فی حرم الله؛ چه گویم درباره دست خدا که چشمی را در حرم خدا کور کرد.
مولف: اصل این قضیه داستانی است که ابن اثیر در نهایه آورده: که مردی در حال طواف به زنهای مسلمین نگاه می کرد، پس امیرالمومنین علیه السلام سیلی به صورتش زد آن مرد به نزد عمر شکایت برد، عمر به او گفت: او بحق تو را زده است چشمی از چشمان خدا تو را رسیده (مقصودش امیرالمومنین بود) (515). و مانند گفتار خود آن حضرت که می فرماید: بخدا سوگند من در خیبر را با نیروی بشری بیرون نیاوردم بلکه با تایید و نیروی الهی بیرون آوردم.
و مانند گفتار رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در: لا اله الا الله وحده وحده صدق وعده و نصر عبده که فرمود: کسی که تمام احزاب را مغلوب ساخت علی بن ابیطالب بود؛ زیرا وقتی که بزرگ و سردار آنان عمرو بن عبدود را به قتل رساند، ترس و رعب شدیدی در میان آنان پدید آمده همگی پا به فرار گذاشتند. و اما کیفیت جهاد با خوارج را نیز آن حضرت مبتکر بوده؛ زیرا این گروه در زمان پیغمبر - صلی الله علیه و آله - نبودند تا آن حضرت حکمشان را روشن سازد.
و امام صادق - علیه السلام - فرموده: نبرد علی - علیه السلام - با اهل قبله (گروههای منحرف به ظاهر مسلمان) دارای برکت بوده و اگر با آنان نمی جنگید، پس از او کسی نمی دانست با این گروهها چه باید کرد.
و در مناقب ابن طلحه آمده: شافعی می گوید مسلمانان روش مقابله با مشرکین را از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرا گرفتند، و روش مقاتله با باغیان را از علی - علیه السلام - .

5- دو رویه مختلف

هنگامی که امیرالمومنین - علیه السلام - در جنگ جمل بر دشمن پیروز گردید به یاران خود فرمود: دشمنی را که از جنگ گریخته تعقیب نکنید، مجروحان را نکشید، و کسانی که در خانه ها پناهنده شده اند در امان هستند، ولی در جنگ صفین، دشمنان را بدون استثنا می کشت.
ابان بن تغلب به ابن شریک گفت: چرا امیرالمومنین در دو جنگ جمل و صفین، دو رویه مختلف معمول داشت؟
ابن شریک گفت: زیرا در جنگ جمل فرماندهان لشکر که طلحه و زبیر بودند در همان ابتدای جنگ کشته شدند ولی در جنگ صفین، فرمانده لشکر، معاویه زنده بود و لشکریان را جمع نموده به جنگ وا می داشت (516).