فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

3- اسیران عراقی

عمر تصمیم گرفته بود اسیران عراقی را بفروشد. حضرت امیر - علیه السلام - به وی فرمود: اینها برای شما مال و ثروتی هستند که دیگر بمانند آن نخواهند یافت، اگر آنان را بفروشید افرادی که پس از این مسلمان می شوند از آنها بهره ای نخواهند داشت.
عمر گفت: پس چه کنم؟
علی - علیه السلام - فرمود: آنها را بگذار تا برای مسلمانان شوکتی باشند. عمر از تصمیم خود برگشت. و آنگاه آن حضرت به عمر فرمود: هر اسیری از این اسیران که مسلمان شود سهم من از او آزاد است (501).

4- ابتدای تاریخ

عمر درباره نوشتن تاریخ با مردم مشورت کرد، امیرالمومنین - علیه السلام - به او فرمود: مبدا تاریخ را روز هجرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - قرار دهید و مانند زمان آن حضرت، تاریخ بزنید؛ زیرا هنگامی که پیامبر در ماه ربیع الاول وارد مدینه گردید دستور نوشتن تاریخ را داد و مردم تاریخ را از روز ورود آن حضرت مشخص می کردند و به همین نحو ادامه پیدا کرد (502).

5- مصرف از بیت المال

هنگامی که خبر فتح قادسیه و دمشق به عمر رسید، عمر مردم را گرد آورده و به آنان گفت: من پیش از آن که خلیفه شوم، تاجر بوده ام و اکنون که مرا خلیفه کرده اید نمی دانم برای مصرف ماهیانه خود، چه مقدار از بیت المال تصرف کنم.
هر کدام از حاضران مبلغی گفت، و حضرت امیر - علیه السلام - در آنجا ساکت نشسته بود، عمر عرض کرد یا علی نظر شما چیست؟
آن حضرت فرمود: جز به مقداری که زندگی خود و عائله ات را به نحو شایسته تامین کنی بر تو روا نیست.
حضار همه گفتند: رای رای علی بن ابیطالب است (503).