فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

2- اتهام به قتل

مردی را در خرابه ای دیدند که کاری خون آلود در دست داشت، و در همان نزدیکی نیز کشته ای بود که در خون خود می غلتید، مرد را دستگیر کرده و نزد حضرت امیر - علیه السلام - بردند.
آن حضرت به متهم فرمود: چه می گویی؟
متهم گفت: من آن مرد را کشته ام، علی - علیه السلام - طبق اقرارش دستور داد از او قصاص بگیرند.
ناگهان مردی شتابزده نزد آن حضرت آمده و گفت: من آن شخص را کشته ام.
امیرالمومنین به مرد اول فرمود: چطور شد بر علیه خودت اقرار کردی؟
متهم: زیرا توانایی انکار نداشتم، بدان جهت که افرادی مرا در خرابه ای با کاردی خون آلود بر بالین کشته ای دیده بودند، و بیم آن داشتم که اگر اقرار نکنم مرا بزنند.
حقیقت مطلب این است که من در نزدیکی آن خرابه گوسفندی را ذبح کرده، پس در حالی که کارد خون آلودی در دست داشتم به منظور قضای حاجت داخل در خرابه شدم ناگهان کشته ای را دیدم که در خون خود می غلتید، بالین او رفته حیرت زده به او نگاه می کردم که ناگهان این گروه وارد خرابه شده مرا به آن حال دیده دستگیرم نمودند.
امیرالمومنین - علیه السلام - به حاضران فرمود: اینها را به نزد فرزندم حسن ببرید و از او حکم مسأله را بپرسید. حضرت امام حسن - علیه السلام - در پاسخ آنان فرمود: به امیرالمومنین بگویید اگر این مرد مسلمانی را کشته، ولی جان دیگری را از مرگ نجات داده است، و خداوند می فرماید: و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا ؛ هر کس جانی را احیا کند مثل این است که همه مردم را احیا کرده است.
هر دو آزاد می شوند. و خونبهای مقتول از بیت المال پرداخت می گردد. (490)

3- جبران

گفتار خلافی از بشر بن عطارد به امیرالمومنین - علیه السلام - گزارش شد. امام شخصی را مامور دستگیری او نمود، مامور آن حضرت، بشر را در طایفه بنی اسد یافت، در این موقع نعیم بن دجاجه، بشر را فراری داد، امیرالمومنین - علیه السلام - دستور داد نعیم را دستگیر کرده نزد آن حضرت ببرند، پس هنگامی که نعیم را نزد امام آوردند به آن حضرت چنین گفت: همانا به خدا سوگند که بودن با تو ذلت، و جدایی از تو موجب کفر است!
امام - علیه السلام - چون این را شنید به او فرمود: تو را بخشیدم؛ همانا خدای تعالی می فرماید: ادفع بالتی هی احسن السیئه (491)؛ بدیها را به آنچه که بهتر است دفع کن.
اما این که گفتی بودن با تو ذلت است گناهی است که مرتکب شده ای، و این که گفتی جدایی از تو موجب کفر است حسنه ای است که انجام داده ای و سبب جبران آن گناهت شد، پس او را آزاد نمود (492).
فصل چهل و هشتم
نکته ها

1- دانش کسبی و غریزی

حضرت امیر - علیه السلام - فرمود: دانش بر دو گونه است: غریزی و اکتسابی، و اکتسابی نفع نمی دهد اگر غریزی نباشد (493).