فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

7- حکم طلاقهای سابق

عمر درباره زنی که شوهرش یک بار یا دو بار او را طلاق داده و آنگاه مرد دیگری با وی ازدواج نموده و او را طلاق داده و یا مرده، و پس از انقضای عده اش شوهر اول او را به عقد در آورده، تعداد طلاقهای سابقش را به حساب می آورد (یعنی اگر مثلا در سابق یک بار او را طلاق داده بود، حال می توانست فقط دو بار او را طلاق دهد نه بیشتر و...).
امیرالمومنین - علیه السلام - می فرمود: سبحان الله! آیا ازدواج با شوهر دیگر (یعنی محلل) سه دفعه طلاق (شوهر سابق) را از بین می برد ولی یک دفعه را از بین نمی برد؟! (469)
فصل چهل و یکم
مدعی بین دو محذور
زنی نزد حضرت امیر - علیه السلام - آمده گفت: شوهرم با کنیز زنا می کند.
علی - علیه السلام - به وی فرمود: اگر راست می گویی شوهرت را سنگسار می کنیم، و اگر دروغ می گویی تو را تازیانه می زنیم؛ زیرا به شوهرت تهمت زده ای.
زن گفت: مرا به نزد اهلم بازگردانید که درونم از غیظ و غیرت؛ چون آتش می جوشد (470).
فصل چهل و دوم
اقرار

1- اقرار ضمنی

مردی غلام خود را نزد حضرت امیر - علیه السلام - برد و گفت: این غلام من بدون اجازه ام ازدواج کرده است.
حضرت به او فرمود: آنان را از هم جدا کن.
مولا به غلام رو کرده و گفت: ای دشمن خدا زنت را طلاق بده!
امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود: تو چه گفتی؟
مولا: گفتم زنت را طلاق بده.
علی - علیه السلام - به غلام رو کرده و به او فرمود: تو الان اختیار داری، می خواهی زنت را طلاق ده و می خواهی او را بگذار.
مولا گفت: یا امیرالمومنین ! چگونه حقی را که متعلق به من بود به دیگری واگذار نمودی؟
فرمود: درست است ولی آن به اقتضای اقرار خودت بود؛ زیرا وقتی که به غلام گفتی زنت را طلاق بده به ازدواج او اقرار کرده ای (471).

2- استنباط از وصیت

مردی ده هزار درهم به شخصی داد و به او وصیت کرد موقعی که پسرم بزرگ شد آنچه را که از آنها دوست داری به او بده. و چون پسر موصی بزرگ شد، وصی نزد حضرت امیر - علیه السلام - رفت و وصیت موصی را بیان داشت و گفت: حالا چقدر باید به فرزند موصی بدهم؟
علی - علیه السلام - مایل هستی چقدر به او بدهی؟
- هزار درهم.
- حالا نه هزار درهم که دوست داشته ای برای خودت بگذاری به او بده و هزار درهم برای خودت بگذار (472).
و گذشت در خبر نهم از فصل هشتم این که مرد و زنی را نزد عمر آورده، مرد به زن گفته بود: ای زناکار! و زن به او گفته بود: تو از من زناکارتری، و عمر خواست به هر دو حد بزند پس امیرالمومنین - علیه السلام - به او فرمود: بر مرد، حدی نیست و زن مستحق دو حد است؛ حد افتراء و حد زنا به علت اقرار او به زنا؛ زیرا وقتی به مرد گفته تو از من زناکارتری؛ یعنی من هم زناکارم ولی کمتر از تو.
فصل چهل و سوم
حکم از روی لوازم خفی