فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

7- سفر حج

فرمود: هرگاه کسی از شما بخواهد حج برود خودش در تهیه مقدمات سفرش اقدام نماید؛ زیرا خداوند می فرماید: ولو ارادوا الخروج لا عدواله عده؛ (455) اگر آنان اراده خروج داشتند برای آنان ساز و برگی آماده می کردند (456).

8- آثار گناه

فرمود: بپرهیزید از ارتکاب گناهان؛ زیرا هرگونه بلاء و فقری از گناه برخاسته می شود، حتی زخم و رنج و مصیبت. و خداوند می فرماید: و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفوا عن کثیر (457). آنچه برسد شما را از آفات، پس به سبب گناهانی است که دستهای شما فراهم آورده و خداوند از بسیاری از گناهان در می گذرد (458).

9- احکام ناحق شریح

عبدالرحمن بن حجاج می گوید: حکم بن عتیبه و سلمه بن کهیل بر ابی جعفر - علیه السلام - (امام محمد باقر) وارد شده از آن حضرت از حکم شاهد با سوگند پرسش نمودند.
امام - علیه السلام - فرمود: رسول خدا - صلی الله علیه و آله - به وسیله آن حکم نموده و همچنین علی - علیه السلام - نزد شما در کوفه بدان حکم نموده است، - تا اینکه فرمود علی - علیه السلام - در مسجد کوفه نشسته بود ناگهان عبدالله بن قفل تمیمی در حالی که زرهی به همراه داشت بر آن حضرت گذشت. علی - علیه السلام - به عبدالله گفت: این زره طلحه است که در روز بصره (جنگ صفین) از او ربوده شده است.
عبدالله گفت: به نزد شریح قاضی می رویم، رفتند، شریح به قضاوت نشست، امیرالمومنین فرمود: این زره طلحه است که در روز بصره از او ربوده شده است.
شریح: در این باره شاهد بیاور!
علی - علیه السلام - امام حسن را آورده بر آن گواهی داد.
شریح: با گواهی یک نفر حکم نمی کنم مگر این که دیگری با او باشد.
حضرت علی قنبر را آورد و او بر آن گواهی داد.
شریح: قنبر برده است و شهادتش نافذ نیست.
علی - علیه السلام - خشمگین شده به قنبر فرمود: بگیر زره را که این مرد (شریح) سه بار قضاوت به ناحق نمود. در این موقع شریح تکانی خورده و به آن حضرت عرضه داشت: من پس از این، هیچ وقت بین دو نفر قضاوت نخواهم کرد مگر این که علت سه بار قضاوت ناحق مرا به من بگویید. امیرالمومنین به او فرمود: وای بر تو! هنگامی که طرح دعوا کردم گفتی: گواه بیاور با این که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرموده مال ربوده شده هر جا که یافت شود بدون اقامه گواه گرفته می شود، پس من گفتم: شاید او این حدیث رسول خدا را نشنیده، آنگاه حسن را آوردم و بر آن گواهی داد، پس گفتی: او یک شاهد است و من با شهادت یک شاهد حکم نمی کنم، با این که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - با یک شاهد و سوگند، حکم نموده است. سپس قنبر را آوردم و گواهی داد، پس گفتی: او برده است و من با گواهی برده حکم نمی کنم، با این که گواهی برده اگر عادل باشد پذیرفته است. و آنگاه فرمود: وای بر تو! امام مسلمین بر امور بزرگتر مسلمین مامون و مورد اعتماد است (459).
فصل سی و نهم
استناد به کتب آسمانی