فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

7- علاج

پسری بدون اجازه پدر ولیده (کنیزی که از مولایش فرزند دارد) پدر را به مردی فروخت، کنیز از مشتری پسر زایید. در این هنگام مولای اول با مشتری به مخاصمت برخاست و گفت: این کنیز ولیده من است و پسرم بدون اجازه ام آن را به تو فروخته است، مشتری انکار می کرد، خصومت به نزد حضرت امیر - علیه السلام - بردند.
امیرالمومنین - علیه السلام - به مولای اول فرمود: کنیز و پسرت را از مشتری بگیر. مشتری حضرت را سوگند داد تا برایش چاره ای کند علی علیه السلام به او فرمود: جوان فروشنده (پسر مولای اول) را نزد خودت نگهدار تا پدرش معامله را امضا نماید؛ مشتری جوان را نگهداشت.
مولای اول به مشتری گفت: فرزندم را رها کن.
مشتری گفت: به خدا سوگند او را به تو نمی دهم مگر این که پسرم را به من رد نمایی.
مولای اول چون این بدید تنها معامله پسر مشتری را اجازه داد بدون مادر (436).

8- افسانه گو در مسجد

امیرالمومنین - علیه السلام - در مسجد مردی را دید افسانه گویی می کند، آن حضرت با تازیانه بر بدنش بنواخت و او را از مسجد بیرون کرد (437).

9- تازه مسلمان

مردی نصرانی را که تازه مسلمان شده و با او خوک بریان شده دیده بودند نزد حضرت علی - علیه السلام - آوردند.
آن حضرت - علیه السلام - به او فرمود: چرا مرتکب چنین خطائی شدی؟
گفت: بیمار شدم و به خوردن گوشت نیازمند گردیدم.
علی - علیه السلام - : چرا از گوشت بزغاله استفاده نکردی با اینکه داشتی. و آنگاه به او فرمود: اگر گوشت خوک را خورده بودی به تو حد می زدم. ولی اکنون تو را تادیب می کنم. پس به قدری او را زد که بولش جاری گردید (438).