فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

10- معنای قامت

امام صادق - علیه السلام - فرمود: در کتاب علی - علیه السلام - قامت یک نزاع و دو قامت دو ذراع است.
مولف: یعنی قامتی که در روایات به عنوان آخر وقت نافله ظهر معین شده ذراع است، و دو قامتی که به عنوان آخر وقت نافله عصر آمده و دو ذراع، و مقصود قامت انسان یا دو قامت انسان نیست. و علت این اطلاق این است که قامت رحل پیغمبر - صلی الله علیه و آله - یک ذراع بوده است چنانچه شیخ درتهذیب (352) در باب اوقات نماز آن نقل کرده است و در این باره نیز اخباری از عترت طاهرین آن حضرت - علیه السلام - وارد شده است: از جمله در معنای کثیر.
چنانچه خطیب در تاریخ بغداد آورده که متوکل (خلیفه عباسی) بیمار شده بود نذر کرد که با بهبودی از مرض مال کثیری در راه خدا انفاق کند و چون شفا یافت و خواست به نذر خود وفا کند معنای مال کثیر را نمی دانست، آن را از فقهای عامه پرسش نمود، آنان در معنایش اختلاف کردند؛ برخی می گفتند: ده هزار درهم و بعضی می گفتند: صد هزار درهم.
متوکل مسأله را از امام هادی - علیه السلام - سوال کرد، آن حضرت فرمود: مال کثیر هشتاد و سه است به دلیل آیه قرآن: ولقد نصرکم الله فی مواطن کثیره؛ خداوند شما را در جاهای بسیاری یاری کرده است و آنها هشتاد و سه مورد بوده اند (353)
و از جمله در معنای قلیل چنانچه صدوق (ره) در معانی الاخبار از امام باقر - علیه السلام - درباره قول خدای تعالی: و ما آمن معه الا قلیل؛ ایمان نیاورد با او (حضرت نوح ) مگر عده قلیلی نقل کرده که فرمود: آنان هشت نفر بوده اند (354)
و نیز امام صادق - علیه السلام - درباره کسی که چنین نذر کرده:انا اهدی هذا الطعام فرمود: چیزی بر او نیست؛ زیرا کلمه هدی اصطلاح خاصی است در مورد قربانی کردن شتر (355).
و در باره کسی که به عنوان هدی (356) نذر کرده فرمود: باید شتری را تقلید و اشعار نموده (357)آن را به عرفات برد و در منی نحر نماید. و کسی که نذر کرده جزوری (358) قربانی کند، فرمود: هر جا بخواهد آن را نحر می کند (359).
فصل بیست و پنجم
جنگ و حماسه
هنگامی که حضرت امیر - علیه السلام - یاران خود را به نبرد با دشمن ترغیب می نمود این دستورات را به آنان گوشزد می کرد:
زره داران را در پیش روی لشکر و جنگجویان بی سلاح را عقب لشکر قرار دهید دندانهایتان را بر هم بفشارید؛ زیرا که آن سبب می شود شمشیرها کمتر به سرتان کارگر شود؛ به هنگام پرتاب نیزه پیچ و خم بخورید که در اصابه نیزه به دشمن موثر است؛ نگاهتان را پایین بیندازید که دل را قوی و قلب را آرامتر می کند؛ سر و صدا و هیاهو نکنید؛ زیرا متانت و وقار بیش از هر چیز ترس و هراس را برطرف می سازد؛ پرچم خود را استوار نگهداشته و اطرافش را خالی نکنید، و آن را به دست دلیران سپاه و کسانی که خطرها را از شما دور می کنند بسپارید (360) آنان هستند که اطراف پرچم را می گیرند و از چهار جانب آن را نگهداری می کنند، نه از آن عقب می افتند که تسلیم دشمن شوند، و نه بر آن پیشی می گیرند که تنها بماند (361).
و نیز آن حضرت - علیه السلام - در بعض روزهای صفین به یاران خود فرمود: ترس از خدا را شعار خود سازید، و ثبات قدم و آرامش را پیشه کنید دندانهایتان را بر هم بفشارید که شمشیرها را از سرتان دورتر می کند، زره را با دقت در برکنید، شمشیرها را در غلاف حرکت دهید، با گوشه چشم غضب آلود به دشمن نظر افکنید، از هر طرف نیزه بپرانید، با نوک شمشیر زد و خورد کنید اگر شمشیرتان نمی رسد با پیش رفتن آن را به دشمن برسانید (362)
فصل بیست و ششم
دفع شبهه

1- اجزای حرام گوسفند

روزی امیرالمومنین - علیه السلام - به بازار قصابها گذر نموده آنان را از فروختن هفت چیز از گوسفند نهی کرد:
1- خون.
2- گوشه های دل.
3- سپرز.
4- رگ نخاع.
5- غده ها.
6- خصیه ها.
7- آلت نری.
یکی از قصابها گفت: یا امیرالمومنین! سپرز و کبد یکی هستند و فرقی بین آنها نیست.
امام - علیه السلام - به او فرمود: چنین نیست اکنون دو ظرف آب برایم بیاور دو ظرف آب، و کبد و سپرزی برای آن حضرت آوردند، آنگاه فرمود: کبد و سپرز را از وسط بشکافید و سپس دستور داد آنها را در آب بخیسانند، و چون چنین کردند کبد سفید شده چیزی از آن کم نگردید ولی سپرز سفید نشده و تمامش مبدل به خون گردیده و به صورت پوست و مقداری رگ درآمد، در این هنگام آن حضرت - علیه السلام - به معترض رو کرده و فرمود: این که دیدی فرق آنها بود، کبد گوشت است و سپرز خون (363)

2- حیا و عفت زنان

سروی در مناقب آورده: چهل زن نزد عمر رفته از او از شهوت آدمی پرسش نمودند.
عمر گفت: مرد دارای یک جزء و زن دارای نه جزء است.
پرسیدند، پس چگونه است که مردان از انواع زنان دائم و متعه و کنیز استفاده می کنند ولی برای زنان جزء یک مرد جایز نیست؟!
عمر پاسخشان را ندانست، از امیرالمومنین - علیه السلام - سوال کرد امیرالمومنین به آنان دستور داد هر کدام ظرفی پر از آب بیاورند، و آنگاه فرمود تا همه آبها را در ظرف بزرگی بریزند و سپس به هر یک فرمود: حالا هر کدامتان آبی را که ریخته اید بردارد.
گفتند: قابل تمیز نیست.
امام - علیه السلام - نتیجه گرفت که اگر آن قانون نبود فرق بین اولاد و نسب ممکن نبود و میراث و نسب باطل می گشت (364).
مولف: خداوند این موضوع را با زیادی صبر و حیا و عفت زنان جبران نموده چنانچه این مطلب در روایتی که اصبغ بن نباته از آن حضرت علیه السلام نقل کرده آمده است (365). و نیز در خبر مسعده آمده که خداوند به هر زنی صبر و پایداری ده مرد را اعطا کرده است. (366)