فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

8- معنای لا شی ء

از جمله سوالات کتبی پادشاه روم از معاویه یکی معنای لا شی ء بود معاویه پاسخش را ندانست. عمروبن عاص از قضیه با خبر گردید، به معاویه گفت: اسب خوبی برای فروش به لشکرگاه علی - علیه السلام - بفرست و به فرستاده بگو اگر قیمت اسب را از تو پرسیدند بگو لا شی ء امید است بدین وسیله مشکل حل می شود از این رو مردی اسبی برداشت و به لشکرگاه علی - علیه السلام - رهسپار گردید، اتفاقا حضرت امیر با قنبر از کنار مرد عبور می کردند، علی - علیه السلام - به قنبر فرمود: برو اسب را از این مرد بخر. قنبر نزد مرد رفت و به وی گفت: اسبت را به چند می فروشی؟
گفت: به لا شی ء.
علی - علیه السلام - به قنبر فرمود: اسب را از او بگیر، مرد گفت: پس لا شی ء را به من بده.
امیرالمومنین - علیه السلام - او را در بیابان برد و سراب را به وی نشان داد و به او فرمود: این لا شی ء است.
مرد گفت: از کجا می گوئی؟
علی - علیه السلام -: بدلیل آیه قرآن یحسبه الظلمان ماءا حتی اذا جاءه لم یجده شیئا ؛ تشنه سراب را آب می پندارد و چون بدان نزدیک شود نمی یابد او را چیزی (350)

9- معنای اکراه و اجبار

حضرت امیر - علیه السلام - فرمود: سوگند بر قطع خویشاوندی و بر ستم نمودن و در صورت اکراه و اجبار اثری ندارد. فرق اکراه و اجبار را از آن حضرت پرسیدند فرمود: اکراه از طرف پادشاه است و اجبار از زن و فرزند (351)

10- معنای قامت

امام صادق - علیه السلام - فرمود: در کتاب علی - علیه السلام - قامت یک نزاع و دو قامت دو ذراع است.
مولف: یعنی قامتی که در روایات به عنوان آخر وقت نافله ظهر معین شده ذراع است، و دو قامتی که به عنوان آخر وقت نافله عصر آمده و دو ذراع، و مقصود قامت انسان یا دو قامت انسان نیست. و علت این اطلاق این است که قامت رحل پیغمبر - صلی الله علیه و آله - یک ذراع بوده است چنانچه شیخ درتهذیب (352) در باب اوقات نماز آن نقل کرده است و در این باره نیز اخباری از عترت طاهرین آن حضرت - علیه السلام - وارد شده است: از جمله در معنای کثیر.
چنانچه خطیب در تاریخ بغداد آورده که متوکل (خلیفه عباسی) بیمار شده بود نذر کرد که با بهبودی از مرض مال کثیری در راه خدا انفاق کند و چون شفا یافت و خواست به نذر خود وفا کند معنای مال کثیر را نمی دانست، آن را از فقهای عامه پرسش نمود، آنان در معنایش اختلاف کردند؛ برخی می گفتند: ده هزار درهم و بعضی می گفتند: صد هزار درهم.
متوکل مسأله را از امام هادی - علیه السلام - سوال کرد، آن حضرت فرمود: مال کثیر هشتاد و سه است به دلیل آیه قرآن: ولقد نصرکم الله فی مواطن کثیره؛ خداوند شما را در جاهای بسیاری یاری کرده است و آنها هشتاد و سه مورد بوده اند (353)
و از جمله در معنای قلیل چنانچه صدوق (ره) در معانی الاخبار از امام باقر - علیه السلام - درباره قول خدای تعالی: و ما آمن معه الا قلیل؛ ایمان نیاورد با او (حضرت نوح ) مگر عده قلیلی نقل کرده که فرمود: آنان هشت نفر بوده اند (354)
و نیز امام صادق - علیه السلام - درباره کسی که چنین نذر کرده:انا اهدی هذا الطعام فرمود: چیزی بر او نیست؛ زیرا کلمه هدی اصطلاح خاصی است در مورد قربانی کردن شتر (355).
و در باره کسی که به عنوان هدی (356) نذر کرده فرمود: باید شتری را تقلید و اشعار نموده (357)آن را به عرفات برد و در منی نحر نماید. و کسی که نذر کرده جزوری (358) قربانی کند، فرمود: هر جا بخواهد آن را نحر می کند (359).
فصل بیست و پنجم
جنگ و حماسه
هنگامی که حضرت امیر - علیه السلام - یاران خود را به نبرد با دشمن ترغیب می نمود این دستورات را به آنان گوشزد می کرد:
زره داران را در پیش روی لشکر و جنگجویان بی سلاح را عقب لشکر قرار دهید دندانهایتان را بر هم بفشارید؛ زیرا که آن سبب می شود شمشیرها کمتر به سرتان کارگر شود؛ به هنگام پرتاب نیزه پیچ و خم بخورید که در اصابه نیزه به دشمن موثر است؛ نگاهتان را پایین بیندازید که دل را قوی و قلب را آرامتر می کند؛ سر و صدا و هیاهو نکنید؛ زیرا متانت و وقار بیش از هر چیز ترس و هراس را برطرف می سازد؛ پرچم خود را استوار نگهداشته و اطرافش را خالی نکنید، و آن را به دست دلیران سپاه و کسانی که خطرها را از شما دور می کنند بسپارید (360) آنان هستند که اطراف پرچم را می گیرند و از چهار جانب آن را نگهداری می کنند، نه از آن عقب می افتند که تسلیم دشمن شوند، و نه بر آن پیشی می گیرند که تنها بماند (361).
و نیز آن حضرت - علیه السلام - در بعض روزهای صفین به یاران خود فرمود: ترس از خدا را شعار خود سازید، و ثبات قدم و آرامش را پیشه کنید دندانهایتان را بر هم بفشارید که شمشیرها را از سرتان دورتر می کند، زره را با دقت در برکنید، شمشیرها را در غلاف حرکت دهید، با گوشه چشم غضب آلود به دشمن نظر افکنید، از هر طرف نیزه بپرانید، با نوک شمشیر زد و خورد کنید اگر شمشیرتان نمی رسد با پیش رفتن آن را به دشمن برسانید (362)
فصل بیست و ششم
دفع شبهه