فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

5- آموخت نجوم

سید رضی (ره) در نهج البلاغه (283) آورده: هنگامی که حضرت امیر علیه السلام عازم بر جنگ با خوارج بود مردی از یاران آن حضرت خدمتش عرضه داشت: اوضاع نجوم و ستارگان دلالت بر نحوست و بدی دارد و بر تو می ترسم اگر امروز حرکت کنی به مقصودت نرسی و بر دشمنت پیروز نگردی.
امیرالمومنین - علیه السلام - به او فرمود: آیا گمان داری که تو ساعتهای نیک و بد را دانا هستی و در نتیجه مردم را به خوبیها و بدیها رهنمون می شوی؟ کسی که تو را در این پندار تصدیق کند قرآن را تکذیب نموده و از استعانت به خدای متعال در راه رسیدن به محبوب و دفع مکروه بی نیاز می شود و شایسته است که عمل کنندگان به قول تو، تو را حمد و ستایش کنند نه پروردگارشان را؛ زیرا این تو هستی که آنان را به خوشیها و خوبیها رسانده ای و از صدمه ها و زیانها ایمن گردانده ای. و آنگاه به مردم رو کرده و و فرمود: برحذر باشید از آموختن نجوم! مگر به منظور استفاده در راههای زمین یا دریا؛ زیرا یاد گرفتن آن در غیر این صورت به کهانت دعوت می کند، دعوت می کند، و منجم مانند کاهن است، و کاهن مانند ساحر و ساحر مانند کافر، و کافر در آتش است. و سپس فرمود: ای مردم! با نام خدا به سوی مقصد حرکت کنید.
مولف: آنچه که از این گفتار امام و نیز سخنان اهل بیت معصومینش علیهم السلام استفاده می شود، این است که ستارگان علائمی هستند از بعض حوادث و پدیده ها نه آن که بطور استقلال موثر در وقوع وقایع و پدیده ها باشند، و البته می توان آثار شوم آنها را با صدقه دادن و دعا و تضرع به درگاه خداوند مدبر ومسخر آنها برطرف نمود.
چنانچه ابن اسباط از امام صادق - علیه السلام - نقل کرده که آن حضرت فرمود: من با مردی ستاره شناس در قطع زمینی شریک بودیم، اختر شناس تقسیم زمین را به تاخیر می انداخت تا به خیال خودش او در ساعتی نیک خارج شده و مرا در ساعتی بد بیرون برد تا قسمت بهتر نصیب او گردد. سرانجام به گمان خودش در چنین ساعتی خارج شدیم و زمین را تقسیم کردیم و اتفاقا قسمت بهتر سهم من شد، منجم حیرت زده دست بر دست می زد و می گفت: من تاکنون مانند چنین روزی ندیده بودم؛ زیرا من ستاره شناس هستم و تو را در ساعتی شوم و خودم را در ساعتی نیک بیرون آوردم و حال می بینم قطعه بهتر نصیب تو شده است!
امام صادق - علیه السلام - به او فرمود: اینک برای تو حدیثی نقل کنم: پدرم از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - روایت کرده که فرمود: هر کس بخواهد خداوند بدیهای روز او را از او بر طرف سازد در اول روز به فقرا صدقه بدهد، و هر کس بخواهد خداوند بدیهای شب را از او برطرف کند اول شب صدقه بدهد. و من موقعی که خواستم از خانه خارج شوم صدقه دادم. و بدان که این حدیث من به مراتب نجوم تو بهتر و سودمندترست (284)
آری، و کسی را که خداوند درباره اش اراده و تقدیری نموده خبر دادن منجم و پیشگیریهای خودش برای دفع آن خطر از او کمترین فایده و نتیجه ای به حالش نخواهد داشت. و در این خصوص داستان فرعون و نمرود معروف است، که منجمین ویژه فرعون به او خبر دادند که مولدی در بنی اسرائیل به دنیا خواهد آمد که تو و تخت و تاجت را نابود خواهد کرد، فرعون به منظور جلوگیری از این خطر نوزادان بی گناه را سر برید، و جنایت را از حد گذراند، ولی کیست و کدام اندیشه است که بتواند از دست توانای قادر متعال جلوگیری کند، پس چنان شد که یگانه دشمن موعود خود را در خانه خویش پرورش داده و بزرگ نمود: فالتقطه آل فرعون لیکون لهم عدوا و حزنا؛ (285) اهل بیت فرعون (آسیه) موسی را از دریا برگرفت تا در نتیجه دشمن و مایه اندوه آل فرعون شود.
و در این خصوص تاریخ، وقایع بسیار زیادی را ثبت کرده که اگر بخواهیم نقل کنیم به درازا خواهد کشید، و به قول معروف مثنوی هفتاد من کاغذ شود.
فصل هیجدهم
طب و بهداشت
1- حضرت امیر - علیه السلام - فرمود: به خوردن ماهی مداومت مکنید؛ زیرا بدن را آب و لاغر می کند (286)
2- خوردن گردو در گرمای شدید حرارت داخلی را تهییج، و در بدن ایجاد دمل می نماید، و خوردن آن در زمستان کلیه ها را گرم و برودت را دفع می کند (287)
3- هر گاه مسلمان ضعیف شود گوشت و شیر بخورد (288)
4- با خوردن بنفشه حرارت تب را بشکنید (289)
5- نخوردن شام موجب ضعف و خرابی بدن می شود (290)
6- شیر گاو دواست، و نیز فرمود: پیه های گاو دردآور و روغن و شیرش شفابخش است (291)
7- کسی که در اول صبح 21 دانه کشمش بخورد مریض نمی شود(292)
8- سیب بخورید که معده را دباغی می کند (293)
9- خوردن گلابی قلب ناتوان را قوی و معده را پاکیزه می کند (294)
10- سعتر برای معده کرک می شود مانند کرکهای حوله (295)
11-در گرمابه بر پشت نخوابید که آن پیه کلیه ها را آب می کند، و پاهای خود را با سفال نسایید که رگ جذام را تحریک می نماید (296)
12- قبل از خوردن غذا نمک بخورید، اگر مردم خواص نمک را می دانستند آن را بر تریاق مجرب مقدم می داشتند (297)
13- طول دادن نشستن به هنگام تخلی بواسیر می آورد (298)
14- غده ها را از گوشت بیرون بیاورید که خوردن آنها رگ جذام را تحریک می کند (299)
15- در برابر خورشید قرار نگیرید که رنگ بدن را متغیر، لباس را پوسیده و بیماری پنهان را آشکار می سازد (300)
16- خوردن غذاهای رنگارنگ و متنوع شکم را بزرگ و الیه ها را سست می کند (301)
و نیز امام صادق - علیه السلام - به پیرمردی که به علت افتادن دندانهای پیشینش قادر بر ادای حروف بطور صحیح نبود فرمود: بر تو باد به خوردن ترید که آن سازگار است و بپرهیز از خوردن چربی که با پیری نمی سازد (302)
و روایت شده که آن حضرت - علیه السلام - درباره اهمیت علم طب فرموده:
(( العلم علمان علم الادیان و علم الابدان (303)؛ دانش بر دو گونه است: دانش دین و دانش بدن.
فصل نوزدهم
کیمیا و صنعت

1- صنعت

از امیرالمومنین - علیه السلام - از صنعت پرسیدند؛ فرمود: آن در ردیف نبوت است، و مردم در ظاهر آن سخن می گویند، و من به خدا سوگند از ظاهر و باطن آن آگاهم، به خدا سوگند آن چیزی جز آب خشکیده و هوای راکد و آتش گردش کننده و زمین و روان و جاری نیست (304)

2- کیمیا

از حضرت امیر - علیه السلام - از وجود کیمیا پرسیدند؛ آن حضرت فرمود: کیمیا بوده و هست و خواهد بود.
پرسیدند؛ صنعت آن چگونه است؟
فرمود: از جیوه روان، و سرب و زاج و آهن زنگ زده و زنگار مس سبز... بعضی گفتند: فهم ما به این نمی رسد. فرمود: بعض اجزایش را زمین و آب قرار دهید...
عرضه داشتند: برای ما بیشتر توضیح دهید. فرمود: همین مقدار بس است؛ زیرا حکمای پیشین بیش از این نگفته اند تا مردم آن را بازیچه نگیرند (305)
کلینی (ره) در کافی (306) از ابوحمزه ثمالی نقل کرده که می گوید: به همراه امام صادق - علیه السلام - از بازار مسگران می گذشتیم. من خدمت آن حضرت - علیه السلام - عرضه داشتم فدایت شوم! اصل این مس چیست؟ فرمود: نقره است که زمین آن را تباه نموده به صورت مس در آمده است، و اگر کسی بتواند فساد آن را بگیرد از آن بهره مند می گردد.
و از ابن خلکان نقل شده: جابربن حیان کتاب بزرگی در حدود هزار صفحه در صنعت کیمیا نگاشته که مشتمل بر پانصد رساله از امام صادق علیه السلام در این زمینه می باشد. و نیز جرجی زیدان می گوید: که جابر بن حیان از شاگردان امام صادق نخستین کسی بوده که اساس شیمی جدید را بنا نهاده است.
فصل بیستم
خط و خیاطی