فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

4- مه و خورشید و فلک

امیرالمومنین - علیه السلام - در ضمن خطبه اشباح، در بیان حکمت آفرینش خورشید و ماه می فرماید ((... و جعل شمسها آیه مبصره لنهارها، و قمرها آیه ممحوه من لیلها .
... و خورشید آسمان را نشانه روشنی بخش روز و ماه را نوری کمرنگ برای (زدودن شدت تیرگی) شبها قرار داد.
امم صادق - علیه السلام - به مفضل می فرماید: (282) ای مفضل! بیندیش در طلوع و غروب آفتاب برای برپایی دولت روز و شب، که اگر طلوع آفتاب نبود تمام کارهای عالم باطل می شد مردم نمی توانستند کار و کسب و فعالیتی داشته مایحتاج زندگانی خود را تامین نمایند و جهان سراسر ظلمانی می شد. و مردم به سبب عدم استفاده از زیبایی و صفای نور لذتی از زندگانی نمی بردند، و این بر همه کس روشن است.
حال در منافع غروب خورشید تامل کن که اگر آن نبود مردم آرامش و راحتی نداشتند با شدت احتیاج بدنهای آنان به استراحت، به منظور رفع خستگی بدن و تجدید قوا و برانگیخته شدن جهاز هاضمه برای هضم غذا و تنفیذ غذا به سوی اعضای بدن. گذشته از این که زمین بر اثر دوام تابش خورشید داغ شده و موجودات روی آن نیز از حیوان و نبات از بین می رفتند.
- تا اینکه فرمود: بیندیش در تابش ماه در شب تار و منافعی که در بر دارد از جمله کمک به بعض کارها و مشاغل مردم از قبیل کشت زمین و خشت زدن و بریدن چوب و... که در روز نتوانسته اند انجام دهند، به علت ضیق وقت و یا شدت حرارت آفتاب، و نیز کمک به راهپیمایان در شب، و طلوع آن را در بعض شبها قرار داد، و نور آن را کمتر از نور خورشید تا حکمتی که برای پیدایش شب گفته شد محفوظ بماند. و در تصرف ماه بخصوص، در هلالها و محاق آن و زیادتی و نقصان آن، و نیز گرفتگی آن، تنبه و توجه دادنی است به قدرت خالق و آفریدگار آن که این گونه تصرفات به منظور صلاح کار جهان در او نموده است، چنان دلالتی که عبرت گیرندگان عبرت می گیرند.

5- آموخت نجوم

سید رضی (ره) در نهج البلاغه (283) آورده: هنگامی که حضرت امیر علیه السلام عازم بر جنگ با خوارج بود مردی از یاران آن حضرت خدمتش عرضه داشت: اوضاع نجوم و ستارگان دلالت بر نحوست و بدی دارد و بر تو می ترسم اگر امروز حرکت کنی به مقصودت نرسی و بر دشمنت پیروز نگردی.
امیرالمومنین - علیه السلام - به او فرمود: آیا گمان داری که تو ساعتهای نیک و بد را دانا هستی و در نتیجه مردم را به خوبیها و بدیها رهنمون می شوی؟ کسی که تو را در این پندار تصدیق کند قرآن را تکذیب نموده و از استعانت به خدای متعال در راه رسیدن به محبوب و دفع مکروه بی نیاز می شود و شایسته است که عمل کنندگان به قول تو، تو را حمد و ستایش کنند نه پروردگارشان را؛ زیرا این تو هستی که آنان را به خوشیها و خوبیها رسانده ای و از صدمه ها و زیانها ایمن گردانده ای. و آنگاه به مردم رو کرده و و فرمود: برحذر باشید از آموختن نجوم! مگر به منظور استفاده در راههای زمین یا دریا؛ زیرا یاد گرفتن آن در غیر این صورت به کهانت دعوت می کند، دعوت می کند، و منجم مانند کاهن است، و کاهن مانند ساحر و ساحر مانند کافر، و کافر در آتش است. و سپس فرمود: ای مردم! با نام خدا به سوی مقصد حرکت کنید.
مولف: آنچه که از این گفتار امام و نیز سخنان اهل بیت معصومینش علیهم السلام استفاده می شود، این است که ستارگان علائمی هستند از بعض حوادث و پدیده ها نه آن که بطور استقلال موثر در وقوع وقایع و پدیده ها باشند، و البته می توان آثار شوم آنها را با صدقه دادن و دعا و تضرع به درگاه خداوند مدبر ومسخر آنها برطرف نمود.
چنانچه ابن اسباط از امام صادق - علیه السلام - نقل کرده که آن حضرت فرمود: من با مردی ستاره شناس در قطع زمینی شریک بودیم، اختر شناس تقسیم زمین را به تاخیر می انداخت تا به خیال خودش او در ساعتی نیک خارج شده و مرا در ساعتی بد بیرون برد تا قسمت بهتر نصیب او گردد. سرانجام به گمان خودش در چنین ساعتی خارج شدیم و زمین را تقسیم کردیم و اتفاقا قسمت بهتر سهم من شد، منجم حیرت زده دست بر دست می زد و می گفت: من تاکنون مانند چنین روزی ندیده بودم؛ زیرا من ستاره شناس هستم و تو را در ساعتی شوم و خودم را در ساعتی نیک بیرون آوردم و حال می بینم قطعه بهتر نصیب تو شده است!
امام صادق - علیه السلام - به او فرمود: اینک برای تو حدیثی نقل کنم: پدرم از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - روایت کرده که فرمود: هر کس بخواهد خداوند بدیهای روز او را از او بر طرف سازد در اول روز به فقرا صدقه بدهد، و هر کس بخواهد خداوند بدیهای شب را از او برطرف کند اول شب صدقه بدهد. و من موقعی که خواستم از خانه خارج شوم صدقه دادم. و بدان که این حدیث من به مراتب نجوم تو بهتر و سودمندترست (284)
آری، و کسی را که خداوند درباره اش اراده و تقدیری نموده خبر دادن منجم و پیشگیریهای خودش برای دفع آن خطر از او کمترین فایده و نتیجه ای به حالش نخواهد داشت. و در این خصوص داستان فرعون و نمرود معروف است، که منجمین ویژه فرعون به او خبر دادند که مولدی در بنی اسرائیل به دنیا خواهد آمد که تو و تخت و تاجت را نابود خواهد کرد، فرعون به منظور جلوگیری از این خطر نوزادان بی گناه را سر برید، و جنایت را از حد گذراند، ولی کیست و کدام اندیشه است که بتواند از دست توانای قادر متعال جلوگیری کند، پس چنان شد که یگانه دشمن موعود خود را در خانه خویش پرورش داده و بزرگ نمود: فالتقطه آل فرعون لیکون لهم عدوا و حزنا؛ (285) اهل بیت فرعون (آسیه) موسی را از دریا برگرفت تا در نتیجه دشمن و مایه اندوه آل فرعون شود.
و در این خصوص تاریخ، وقایع بسیار زیادی را ثبت کرده که اگر بخواهیم نقل کنیم به درازا خواهد کشید، و به قول معروف مثنوی هفتاد من کاغذ شود.
فصل هیجدهم
طب و بهداشت
1- حضرت امیر - علیه السلام - فرمود: به خوردن ماهی مداومت مکنید؛ زیرا بدن را آب و لاغر می کند (286)
2- خوردن گردو در گرمای شدید حرارت داخلی را تهییج، و در بدن ایجاد دمل می نماید، و خوردن آن در زمستان کلیه ها را گرم و برودت را دفع می کند (287)
3- هر گاه مسلمان ضعیف شود گوشت و شیر بخورد (288)
4- با خوردن بنفشه حرارت تب را بشکنید (289)
5- نخوردن شام موجب ضعف و خرابی بدن می شود (290)
6- شیر گاو دواست، و نیز فرمود: پیه های گاو دردآور و روغن و شیرش شفابخش است (291)
7- کسی که در اول صبح 21 دانه کشمش بخورد مریض نمی شود(292)
8- سیب بخورید که معده را دباغی می کند (293)
9- خوردن گلابی قلب ناتوان را قوی و معده را پاکیزه می کند (294)
10- سعتر برای معده کرک می شود مانند کرکهای حوله (295)
11-در گرمابه بر پشت نخوابید که آن پیه کلیه ها را آب می کند، و پاهای خود را با سفال نسایید که رگ جذام را تحریک می نماید (296)
12- قبل از خوردن غذا نمک بخورید، اگر مردم خواص نمک را می دانستند آن را بر تریاق مجرب مقدم می داشتند (297)
13- طول دادن نشستن به هنگام تخلی بواسیر می آورد (298)
14- غده ها را از گوشت بیرون بیاورید که خوردن آنها رگ جذام را تحریک می کند (299)
15- در برابر خورشید قرار نگیرید که رنگ بدن را متغیر، لباس را پوسیده و بیماری پنهان را آشکار می سازد (300)
16- خوردن غذاهای رنگارنگ و متنوع شکم را بزرگ و الیه ها را سست می کند (301)
و نیز امام صادق - علیه السلام - به پیرمردی که به علت افتادن دندانهای پیشینش قادر بر ادای حروف بطور صحیح نبود فرمود: بر تو باد به خوردن ترید که آن سازگار است و بپرهیز از خوردن چربی که با پیری نمی سازد (302)
و روایت شده که آن حضرت - علیه السلام - درباره اهمیت علم طب فرموده:
(( العلم علمان علم الادیان و علم الابدان (303)؛ دانش بر دو گونه است: دانش دین و دانش بدن.
فصل نوزدهم
کیمیا و صنعت

1- صنعت

از امیرالمومنین - علیه السلام - از صنعت پرسیدند؛ فرمود: آن در ردیف نبوت است، و مردم در ظاهر آن سخن می گویند، و من به خدا سوگند از ظاهر و باطن آن آگاهم، به خدا سوگند آن چیزی جز آب خشکیده و هوای راکد و آتش گردش کننده و زمین و روان و جاری نیست (304)