فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

7- پاسخ تو را می دانم

امیرالمومنین - علیه السلام - بر منبر خطبه می خواند، در خطبه اش می فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی؛ از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید.
در این هنگام مردی برخاست و گفت: یا علی! مرا از شماره موهای سر و ریشم آگاه کن.
علی - علیه السلام -: به خدا سوگند حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ این پرسشت را به من فرموده و اگر اثبات آن دشوار نبود تو را از آن خبر می دادم، و برای این که بدانی پاسخ این سوالت را می دانم از موضوع دیگری تو را آگاه می سازم. در خانه تو فرزندی هست که پسر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را خواهد کشت (274)

8- مدت خواب اصحاب کهف

مردی یهودی از امیرالمومنین - علیه السلام - از مقدار خواب اصحاب کهف پرسش نمود. امام - علیه السلام - بر طبق آیه شریفه قرآن: ولبثوا فی کهفهم ثلاثماه سنین و ازدادوا تسعا؛ (275) و آنها در کهف کوه سیصد سال، نه سال هم زیادتر درنگ کردند، به او پاسخ داد.
یهودی گفت: ما در کتاب آسمانیمان سیصد سال یافته ایم.
امام - علیه السلام - فرمود: سال شما شمسی است، و از ما قمری است. (276)
مولف: گفته شده که سال شمسی نزد یهودی 365 روز می باشد بنابراین در سیصد سال شمسی نه سال قمری اضافه می شود بدون کم و زیاد. و نیز اخباری در این باب از عترت طاهرین آن حضرت علیهم السلام وارد شده چنانچه از امام صادق - علیه السلام - نقل شده که آن حضرت درباره مردی که با دیگری قرارداد بسته بود چاهی به عمق ده قامت و اجرت ده درهم برایش حفر کند و آن مرد تنها به مقدار یک قامت حفر کرده خواست اجرت خود را بگیرد فرمود: ده درهم به پنجاه و پنج سهم تقسیم می شود، قامت اول یک سهم، قامت دوم دو سهم که به ضمیمه اول می شود سه سهم. قامت سوم سه سهم که به اضافه اول و دوم می شود شش سهم و... (277) و فلسفه این تقسیم این است که حفر زمین هر چه پایین تر رود دشوارتر می گردد و به نسبت دشواریش آن حضرت - علیه السلام - اجرتش را قسمت کرده است. آری، و اساس در علم فرائض و حساب نیز امیرالمومنین - علیه السلام - بوده و دوست و دشمن این دانش را از او فراگرفته اند، چنانچه در تاریخ طبری آمده که حارث همدانی از جمله شاگردان برجسته و ممتاز آن حضرت در علم فقه و فرائض و حساب بود و شعبی می گوید: من این دانش را نزد حارث شاگردی کرده ام.
فصل هفدهم
هیئت و نجوم

1- جو

هنگامی که حضرت امیر - علیه السلام - خواست به جنگ صفین رود، این دعا را که مشتمل بر چگونگی آفرینش آسمان و زمین و حکمت قرار دادن کوههاست انشاء فرمود: اللهم رب السقف المرفوع، والجو المکفوف، الذی جعلته مغیضا للیل والنهار....
بار خدایا! ای پروردگار آسمان بلند! و جو محفوظ از انتشار، که قرار داده ای آن (جو) را محل فرو رفتن شب و روز... (278)
شهرستانی در کتاب الهیئه والاسلام (279) آورده: منظور از جو مکفوف این است که جو با آن که به خودی خود اقتضای پراکندگی و انتشار دارد از آثار قدرت خدای تواناست که آن را در جای معینی نگهداری نموده است.
و نیز در شرح الذی جعلته مغیضا للیل و النهار می گوید: کلمه مغیض به معنای جائی است که آب را می مکد و آن را به خود جذب می نماید، و گویا آن حضرت (بطور استعاره) شب و روز را به معنای نور و تاریکی قرار داده و چنین فرموده: خدایا تو نور و ظلمت را در جو فرو برده ای و در اثر فرو رفتن نور در جو، شب به وجود آمده، و در اثر فرو رفتن تاریکی در جو روز پدید آمده است که آن حضرت چنین فرض نموده که هوا نور و ظلمت را مکیده و بلع می نماید و هم اکنون پس از گذشتن قرنهای زیادی دانشمندان علم هیئت به وسیله آلات مجهز طیف نما و یا اسپکترسکوپ دیده اند که جو بر اثر اقتضاء و احتیاجش مقداری از نور را می مکد و بقیه اش را برای ما بر می گرداند. و حقا که این کشف علمی هزار در از علم و اسرار فیزیکی به روی آنها گشوده است. و لیکن باب مدینه العلم مقصودم علی - علیه السلام - است. بنابر روایات صحیحه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هزار در از علم به او آموخته که از هر دری هزار در گشوده می شود، و بسا این فرمایشات معجزه آسا از آثار و فروع این درها بوده که دانشمند محقق از آنها هزار در کشف می کند، و به خدا سوگند که کسی که در سخنان نورانی آن حضرت - علیه السلام - دقت و تامل نماید، در صورتی که بر فنون فلسفه احاطه و تسلط داشته باشد چشمه هایی از حکمت و دانش به روی او می جوشد، و به صدق گفتار آن کسی که درباره آن حضرت - علیه السلام - گفته: کلام علی - علیه السلام - پائین تر از کلام خالق و برتر از کلام مخلوقین است پی می برد.