فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

6- مسأله دیناریه

زنی نزد حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - آمده و در حالی که آن حضرت یک پای مبارک را در میان رکاب اسب گذارده بود مسأله خود را چنین شرح داد: برادرم وفات کرده و ششصد دینار از خود برجای گذاشته است و ورثه او بر من ستم نموده و تنها یک دینار به من داده اند.
امام - علیه السلام - در پاسخش فرمود: مگر برادرت دو دختر نداشته؟
زن: بله.
فرمود: سهم آنان دو سوم ترکه است که چهارصد درهم می شود، یک برادر مادری هم داشته که سهم او یک ششم ترکه است که صد دینار می شود، زنی هم داشته که سهمش یک هشتم ترکه است که 75 دینار می شود، دوازده برادر نیز داشته هر کدام دو دینار، و باقیمانده ترکه که یک دینار است سهم تو می باشد و آنگاه پای دیگر را در رکاب گذارده به طرف مقصد حرکت کرد، و این مسأله به مسأله دیناریه شهرت یافت (273)

7- پاسخ تو را می دانم

امیرالمومنین - علیه السلام - بر منبر خطبه می خواند، در خطبه اش می فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی؛ از من بپرسید پیش از آن که مرا نیابید.
در این هنگام مردی برخاست و گفت: یا علی! مرا از شماره موهای سر و ریشم آگاه کن.
علی - علیه السلام -: به خدا سوگند حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ این پرسشت را به من فرموده و اگر اثبات آن دشوار نبود تو را از آن خبر می دادم، و برای این که بدانی پاسخ این سوالت را می دانم از موضوع دیگری تو را آگاه می سازم. در خانه تو فرزندی هست که پسر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را خواهد کشت (274)

8- مدت خواب اصحاب کهف

مردی یهودی از امیرالمومنین - علیه السلام - از مقدار خواب اصحاب کهف پرسش نمود. امام - علیه السلام - بر طبق آیه شریفه قرآن: ولبثوا فی کهفهم ثلاثماه سنین و ازدادوا تسعا؛ (275) و آنها در کهف کوه سیصد سال، نه سال هم زیادتر درنگ کردند، به او پاسخ داد.
یهودی گفت: ما در کتاب آسمانیمان سیصد سال یافته ایم.
امام - علیه السلام - فرمود: سال شما شمسی است، و از ما قمری است. (276)
مولف: گفته شده که سال شمسی نزد یهودی 365 روز می باشد بنابراین در سیصد سال شمسی نه سال قمری اضافه می شود بدون کم و زیاد. و نیز اخباری در این باب از عترت طاهرین آن حضرت علیهم السلام وارد شده چنانچه از امام صادق - علیه السلام - نقل شده که آن حضرت درباره مردی که با دیگری قرارداد بسته بود چاهی به عمق ده قامت و اجرت ده درهم برایش حفر کند و آن مرد تنها به مقدار یک قامت حفر کرده خواست اجرت خود را بگیرد فرمود: ده درهم به پنجاه و پنج سهم تقسیم می شود، قامت اول یک سهم، قامت دوم دو سهم که به ضمیمه اول می شود سه سهم. قامت سوم سه سهم که به اضافه اول و دوم می شود شش سهم و... (277) و فلسفه این تقسیم این است که حفر زمین هر چه پایین تر رود دشوارتر می گردد و به نسبت دشواریش آن حضرت - علیه السلام - اجرتش را قسمت کرده است. آری، و اساس در علم فرائض و حساب نیز امیرالمومنین - علیه السلام - بوده و دوست و دشمن این دانش را از او فراگرفته اند، چنانچه در تاریخ طبری آمده که حارث همدانی از جمله شاگردان برجسته و ممتاز آن حضرت در علم فقه و فرائض و حساب بود و شعبی می گوید: من این دانش را نزد حارث شاگردی کرده ام.
فصل هفدهم
هیئت و نجوم