فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

1- تقسیم عادلانه

دو نفر با هم به سفر می رفتند، وقت غذا خوردن فرا رسید، یکی از آنان پنج نان و دیگری سه نان از سفره خود بیرون آوردند، در این اثناء مردی از کنارشان عبور کرد، آنان رهگذر را به خوردن غذا دعوت نمودند و هر سه با هم نانها را تمام کردند، رهگذر خواست برود، پس عوض غذایی که خورده بود هشت درهم به ایشان داد. در موقع تقسیم پول نزاعشان درگرفت.
صاحب سه نان به صاحب پنج نان می گفت: درهمها را بالمناصفه تقسیم می کنیم، صاحب پنج نان می گفت: این تقسیم عادلانه نیست، بلکه من پنج درهم و تو سه درهم می بری، به نسبت نانهایی که گذاشته ایم. ولی طرف نپذیرفت تا این که خصومت به نزد حضرت امیرالمومنین علیه السلام بردند. علی - علیه السلام - به آنان فرمود: بروید و با هم سازش کنید و در این موضوع بی ارزش نزاع و اختلاف مکنید، گفتند: در هر صورت شما حق را برای ما بیان بفرمایید، پس آن حضرت - علیه السلام - درهمها را به دست گرفت و هفت درهم به صاحب پنج نان داد و یک درهم به آن که سه نان داشت و به آنان فرمود: مگر نه این است که هر یک از شما دو نان و دو سوم نان (که هشت ثلث می شود) خورده اید گفتند: بله. فرمود: بنابراین نانی که رهگذر مصرف کرده هفت ثلثش از صاحب پنج نان و یک ثلثش از صاحب سه نان بوده و روی همین نسبت پولها تقسیم می شوند (263)

2- تقسیم شترها

سه نفر در تقسیم هفده شتر با هم نزاع می کردند، اولی مدعی یک دوم و دومی یک سوم و سومی یک نهم آنها بودند و به هر ترتیب که خواستند شترها را قسمت کنند که کسری به عمل نیاید نتوانستند. خصومت به نزد حضرت امیر - علیه السلام - بردند. علی - علیه السلام - به آنان فرمود: مایل نیستید من یک شتر از مال خودم بر آنها افزوده و آنها را بین شما تقسیم نمایم؟ گفتند: بله، پس یک شتر بر آنها و افزود و مجموعاً هیجده شتر شدند و آنگاه یک دوم آنها را که نه شتر باشد به اولی و یک سوم را که شش شتر باشد به دومی و یک نهم را که دو شتر باشد به سومی داد و یک شتر باقیمانده خود را نیز برداشت (264)

3- عدد عجیب

مردی یهودی نزد حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - آمده گفت: عددی به من بگو که بدون کسری 2/1 و 3/1 و 4/1 و 5/1 و 6/1 و 7/1 و 8/1 و 9/1 و 10/1 داشته باشد علی - علیه السلام - به وی فرمود: اگر بگویم مسلمان می شوی؟
گفت: آری. پس به وی فرمود: اضرب ایام اسبوعک فی سنتک (265)؛ روزهای هفته ات را در سالت ضرب کن که حاصل آن مطلوب توست.
و چون یهودی آن را صحیح یافت مسلمان شد. (266)
شیخ بهائی در خلاصه الحساب (267) آورده: اگر عدد ماهها در روزهای ماه و حاصل آن در روزهای هفته ضرب شود عددی به دست می آید که بدون کسری بر همه اعداد یاد شده قابل قسمت است.
و نیز اگر مخرج اعدادی را که حرف عین در آنها هست که عبارتند از ربع، سبع، تسع و عشر؛ یعنی چهار و هفت و نه و ده در هم ضرب شوند حاصل عددی است که بر تمام اعداد مذکور تقسیم می شود (268)