فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

2- لغت

مردی از ابوبکر معنای آیه قرآن وفا کهه وابا را پرسش نمود. ابوبکر معنای اب را ندانست و گفت: کدام آسمان بر من سایه می افکند و کدام زمین مرا بر می دارد و یا چه کنم اگر درباره کتاب خدا چیزی بگویم که خود به آن باور نداشته باشم، معنای فاکهه را می دانم، ولی اب را خدا بهتر می داند. این گفتار او به سمع مبارک امیرالمومنین علیه السلام رسید آن حضرت فرمود: سبحان الله آیا نمی داند لفظ اب به معنای چراگاه و زمین پرگیاه می باشد، و خداوند در این آیه شریفه در مقام شمردن نعمتهایی است که بر مردم و چهارپایانشان ارزانی داشته تا بدان وسیله تغذی نموده مایه حیات و قوام بدنشان باشد (256)
و نیز معنای کلاله را از ابوبکر پرسیدند؛ گفت: نظرم را در این باره می گویم اگر صحیح بود از خداست و اگر خطا بود از شیطان و خودم.
این سخنش به امیرالمومنین - علیه السلام - رسیده فرمود: چقدر بی نیاز است از به کار بردن نظریه احتمالیش، آیا نمی داند کلاله به معنای برادران و خواهران پدر و مادری و پدری تنها و مادری تنها می باشد؟ که خدای تعالی فرموده:
یستفتونک قل الله یفتیکم فی الکلاله ان امرو هلک لیس له ولد و له اخت فلها نصف ما ترک (257)
از تو ای رسول! درباره برادران و خواهران فتوا خواهند، بگو خداوند شما را درباره کلاله فتوا می دهد اگر مردی از شما بمیرد و از برای او فرزندی نباشد و خواهری داشته باشد از برای آن خواهر است نصف ترکه میت.
و مراد از خواهر در این آیه خواهر پدر و مادری و یا پدری تنهاست؛ زیرا فقهاء اتفاق دارند که در صورتی خواهر نصف ترکه را ارث می برد که پدر و مادری و یا پدری تنها باشد.
و در جای دیگر می فرماید: و ان کان رجل یورث کلاله او امراه وله اخ او اخت فلکل واحد منهما السدس (258)
و اگر مردی یا زنی وارثی بجز برادر و یا خواهری نداشته باشد هر یک از آنان یک ششم سهم می برند.
و نیز فقهای امامیه اتفاق دارند در این که تفصیل بین یک ششم در صورت تنهایی و یک سوم در صورت تعدد اختصاص دارد به خواهر و برادر مادری (259)
بنابراین، لفظ کلاله در قرآن مجید بطور صریح در برادر و خواهر پدر و مادری و پدری تنها و مادری و پدری تنها استعمال شده و به کار بردن رای در موردی است که نص شرعی وجود نداشته باشد، و به همین جهت امام علیه السلام فرموده: چقدر از رای خود بی نیاز است.
مولف: همان گونه که ابوبکر معنای اب و کلاله را نمی دانسته، همان گونه نیز معنای بضع به کسر با را نیز نمی دانسته چنانچه در تاریخ طبری آمده: میان رومیان و اهل فارس در ادنی الارض (حوالی شام یا اطراف جزیره) در روز اذرعات جنگ در گرفت و در این نبرد رومیان شکست خوردند، این خبر به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - و اصحاب آن حضرت که در مکه بودند رسیده بر آنان گران آمد؛ زیرا رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را خوش نمی آمد که مجوسیان کافر بر رومیان که اهل کتاب بودند پیروز گردند از سویی کفار مکه از آن جریان مسرور شده از روی شماتت به مسلمانان می گفتند: برادران مجوس، بر برادران اهل کتاب شما پیروز گشته اند و شما نیز اگر با ما بجنگید بر شما غلبه خواهیم کرد. پس خداوند این آیات را نازل کرد: الم غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین .
رومیان مغلوب (فارسیان) شدند در جنگی که به نزدیکترین زمین واقع شد (حوالی شام یا اطراف جزیره) و آنها پس از مغلوب شدن فعلی بزودی بر فارسیان باز غلبه خواهند کرد، در اند سالی....
در این هنگام ابوبکر به جانب کفار بیرون شده به آنان گفت: از آن اتفاق دلشاد نباشید که خداوند به رسول ما خبر داده که البته روم بر فارس پیروز خواهد شد.
ابی بن خلف از مشرکین برخاست و به ابوبکر نسبت دروغ داد. ابوبکر به او گفت: تو از من دروغگوتری ای دشمن خدا! اکنون حاضرم با تو شرط بندی کنم، من ده شتر می آورم و تو نیز ده شتر پس اگر در مدت سه سال روم بر فارس غلبه کرد ده شتر تو مال من باشد و اگر فارسیان بر رومیان غلبه کردند ده شتر من مال تو باشد. (ابی بن خلف) قبول کرد. و آنگاه ابوبکر به نزد رسول خدا - صلی الله علیه و آله - آمده قصه خود را بیان داشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: نمی بایست چنین می گفتی؛ زیرا معنای بضع از سه سال است تا ده سال، حال برو مال را زیاد کن و بر اجل بیفزا.
ابوبکر بیرون شده ابی را ملاقات نمود.
ابی گفت: انگار پشیمان شده ای؟
ابوبکر گفت: نه، فقط مال را می افزایم و بر مدت اضافه می کنم. مال را صد شتر قرار ده تا مدت نه سال. ابی پذیرفت. (260)

3- فصاحت و بلاغت

گذشت در اول فصل یازدهم که آن حضرت - علیه السلام - خطبه ای طولانی بدون الف و خطبه ای دیگر بدون نقطه مشتمل بر مواعظ ارزنده و معانی عالی انشاء فرمود: با آن که حرف الف در ترکیب کلمات بیش از سایر حروف به کار رفته و همچنین نقطه که در ترکیب الفاظ و سخن گفتن بسیار ضروری و لازم است.
و از مطالبی که بیان گردید معلوم شد که آن حضرت - علیه السلام - مبتکر تمام علوم عربی بوده و علوم ادبی از او سرچشمه گرفته است. و می گویند؛ کسی که به گفتن مطالبی بر دیگران پیشی گرفته صاحب امتیاز است، چه رسد به کسی که علومی را از خود ابداع نموده باشد.
فصل پانزدهم
نکات جغرافیائی

سرزمین بصره

سید رضی (ره) در نهج البلاغه آورده: حضرت علی - علیه السلام - در مذمت اهل بصره به آنان فرمود: ارضکم قریبه من الماء بعیده من السماء؛ زمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور (261)
ابن ابی الحدید در بیان تفسیر جمله اول گفته: زمین بصره به آب دریا بسیار نزدیک می باشد و به همین جهت در اثر طغیان آب فارس دوبار غرق شده، یک بار در زمان القادر بالله و دفعه دیگر در زمان القائم بامرالله.
چنانچه آن حضرت در ضمن اخبار غیبیه به آن خبر داده است که می فرماید: شهر بصره غرق خواهد شد و مسجدش مانند سینه کشتی خواهد ماند، پس همان گونه شد که امام فرموده بود.
و نیز آورده: معنای دوری بصره از آسمان این است که به وسیله رصدها و آلات نجومی دیده شده که دورترین نقاط معموره روی زمین از دائره نصف النهار ابله می باشد، که در نواحی بصره واقع است. و سپس می گوید: بیان این نکات دقیق از خصائص امیرالمومنین - علیه السلام - است؛ زیرا از موضوعاتی خبر داده که عرب به آن آشنایی نداشته و جز دانشمندان محقق کسی به آن پی نمی برد، و این از اسرار و غرایب بدیعه آن حضرت - علیه السلام - می باشد (262)
فصل شانزدهم
پاسخ پرسشهای ریاضی