فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

12- پرنده عیسی

و نیز از آن حضرت - علیه السلام - پرسیدند: کدام پرنده بود که نه جوجه ای داشت و نه فرعی و نه اصلی؟
فرمود: پرنده عیسی بود که خداوند در قرآن می فرماید: واذ تخلق من الطین کهیئه الطیر باذنی فتنفخ فیها فتکون طیرا باذنی (246) و زمانی که می ساختی ای عیسی از گل مانند مرغی به دستور من، پس در آن می دمیدی و مرغی زنده می شد به فرمان من.

13- ستمگران!

روزی در زمان خلافت عثمان حذیفه به حضرت امیر - علیه السلام - گفت: یا علی! پس از گذشت سالیانی دیشب معنا و مفهوم گفتار شما را که در حره به من گفتید: چگونه خواهی بود ای حذیفه! زمانی که چند عین بر یک عین ستم کنند در حالی که پیامبر - صلی الله علیه و آله - میان ما نباشد فهمیدم، که دیدم عتیق (ابوبکر) و پس از او عمر که اول نامشان عین است در تصدی خلافت بر شما پیشی گرفتند.
امام - علیه السلام - به وی فرمود: فراموش کردی عبدالرحمن بن عوف را که سهمی بزرگ در خلافت عثمان داشت و در روایتی آمده که فرمود: و بزودی عمر و بن عاص با معاویه فرزند زن جگرخوار بر آنان اضافه خواهد شد که اینها عین هایی هستند که در ظلم و ستم بر من دست به دست هم دادند (247)
آری، و از پاسخهای آن حضرت - علیه السلام - در این زمینه، علم مسائل لغزی و معمایی پدید آمده است.
فصل سیزدهم
پاسخ مسائل دشوار

1- عجیب تر از همه

هنگامی که عقبه بن ابی عقبه از دنیا رفت، حضرت امیر - علیه السلام - با گروهی از یاران خود که عمر نیز در آن جمع بود بر جنازه عقبه حاضر شدند، از آن میان علی - علیه السلام - به مردی که در آنجا حاضر بود فرمود: با مردن عقبه زنت بر تو حرام گردید. عمر گفت: یا علی! تمام قضایای تو عجیب است ولی این از همه عجیب تر، انسانی می میرد و همسر شخص دیگری بر شوهرش حرام می شود؟!
حضرت فرمود: بله، این مرد غلام عقبه است و زن او آزاد است و آن زن امروز از عقبه ارث می برد و در نتیجه قسمتی از شوهر خود را مالک می شود، و زن بر غلام خود حرام می باشد تا این که او را آزاد نموده و مرد او را عقد نماید.
در این موقع عمر به آن حضرت - علیه السلام - عرضه داشت: برای مثل چنین قضایایی که در آنها اختلاف می کنیم باید از شما بپرسیم (248)
مولف: نظیر این قضیه روایتی است که صدوق (ره) در مقنع آورده: که علی بن عقبه از امام صادق - علیه السلام - پرسید از غلامی که چهار نفر آزاد را یکی پس از دیگری کشته امام - علیه السلام - فرمود: او به اولیای مقتول چهارم اختصاص دارد، می خواهند او را می کشند و یا به بردگی می گیرند؛ زیرا هنگامی که نفر اول را به قتل رسانده اولیای او وی را مستحق شده اند و چون نفر دوم را کشته اولیای دوم او را از اولیای اول مستحق گردیده اند و چون نفر سوم را کشته اولیای او وی را از اولیای دوم مستحق گردیده اند و چون نفر چهارم را کشته به اولیای چهارم تعلق یافته است که اگر بخواهند او را می کشند و یا استرقاق می کنند (249)