فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

8- عمر از سخنان حذیفه برآشفت!

روزی عمر حذیفه را دید، به او گفت: چگونه صبح کردی؟ حذیفه گفت: می خواهی چگونه صبح کرده باشم؟ به خدا سوگند صبح نمودم در حالی که حق را دشمن و فتنه را دوست می دارم، و بر نادیده گواهی می دهم، و غیر مخلوق را حفظ می کنم، و بدون وضو نماز می خوانم، و در زمین چیزی دارم که خدا در آسمان ندارد.
عمر از شنیدن سخنان حذیفه برآشفت و از او روی گردانده و چون عجله داشت وی را ترک گفت ولی تصمیم گرفت او را تنبیه کند، در میان راه علی علیه السلام را دید، حضرت دریافت که وی خشمگین است علت را پرسید، عمر گفت: حذیفه را ملاقات نموده ام و به او گفته ام چگونه صبح کردی و او گفته صبح نمودم در حالی که حق را خودش ندارم.
امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود: راست گفته، از مرگ خوشش نمی آید با این که آن حق است.
عمر: او گفته فتنه را دوست می دارم.
علی - علیه السلام -: راست گفته، مال و فرزندان را دوست می دارد و خداوند فرموده: انما اموالکم و اولادکم فتنه؛ (238) جز این نیست مالها و فرزندانتان برای شما فتنه و سبب آزمایشند .
عمر: می گوید بر نادیده گواهی می دهم.
امیر المؤمنین - علیه السلام -: راست گفته، بر یگانگی خداوند، مرگ، زنده شدن، بهشت، دوزخ، صراط گواهی می دهد و هیچ کدام از آنها را ندیده است.
عمر: می گوید: غیر مخلوق را حفظ می کند.
امیر المؤمنین - علیه السلام - راست گفته، کتاب خدا را حفظ می کند و آن غیر مخلوق است (239).
عمر: می گوید: واصلی علی غیر وضوء.
علی - علیه السلام - راست گفته، بر پسر عمم رسول خدا - صلی الله علیه و آله - بدون وضو، صلوات می فرستد و آن جایز است.
عمر: از همه اینها بالاتر می گوید من در زمین چیزی دارم که خدا در آسمان ندارد.
علی - علیه السلام -: راست گفته، او زن و فرزند دارد و خدا از آن منزه است.
در این هنگام عمر گفت: اگر علی بن ابی طالب - علیه السلام - نبود نزدیک بود عمر هلاک شود (240).

9- چنین کسی از اولیاء الله است

فرستاده پادشاه روم از ابوبکر پرسید؛ چه کسی امیدی به بهشت ندارد و از آتش و خدا نمی ترسد، و رکوع و سجود بجا نمی آورد، و مردار و خون می خورد و فتنه را دوست می دارد، و با حق دشمن است و بر نادیده گواهی می دهد؟ ابوبکر به او پاسخ نداد و عمر به او گفت: بر کفرت افزوده شد.
امیرالمومنین - علیه السلام - باخبر گردید، پس فرمود: چنین کسی از اولیاء الله است؛ زیرا تنها امیدش به خداست نه بهشت او، و از خدا می ترسد نه از آتش او و از ظلم خدا نمی ترسد بلکه از عدالتش، و در نماز میت رکوع و سجود بجا نمی آورد و ماهی و ملخ می خورد با اینکه آنها مرده اند، کبد می خورد و آن خون است. و بر بهشت و دوزخ گواهی می دهد با این که آنها را ندیده است (241)
مولف: در سوالات طاووس یمانی از امام محمد باقر - علیه السلام - آمده: چه وقت بود که یک سوم مردم هلاک شدند؟
امام - علیه السلام - به او فرمود: اشتباه کردی خواستی بگویی یک چهارم مردم، و آن روزی بود که قابیل هابیل را کشت.
پرسید، کدام یک از هابیل و قابیل پدر آدمیان است؟
فرمود: هیچ کدام، بلکه پدر آنان شیث بن آدم است.
پرسید؛ کدام گواهی حق بود که گویندگانش در آن دروغگو بودند؟
فرمود: گواهی منافقین که به پیامبر - صلی الله علیه و آله - می گفتند: نشهد انک لرسول الله؛ گواهی می دهیم که تو فرستاده خدا هستی.
پرسید: کدام فرستاده خدا بود که نه از جن بود و نه از انس؟
فرمود: کلاغ که خداوند فرموده:فبعث الله غرابا یبحث فی الارض؛ خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال خود گود نماید.
پرسید؛ بر چه کسی دروغ بستند که نه از پری بود و نه آدمی؟
فرمود: بر گرگ که برادران یوسف بر او دروغ بستند.
پرسید؛ چه چیز است که اندک آن حلال و زیاد آن حرام می باشد؟
فرمود: نهر طالوت: ان الله مبتلیکم بنهر فمن شرب منه فلیس منی و من لم یطمعه فانه منی الا من اغترف غرفه بیده (242)
پرسید: کدام روزه است که از خوردن و آشامیدن منع نمی کند؟
فرمود: روزه مریم (243)

10- یونس در شکم ماهی

هنگامی که امیرالمومنین - علیه السلام - خطبه شقشقیه را می خواند مردی نامه ای به دست آن حضرت داد که در آن سوالاتی نوشته شده بود، امام - علیه السلام - سخن خود را ناتمام گذاشته و به سوالات او پاسخ داد، و از جمله این پرسش بود؛ کدام جاندار بود که از شکم جاندار دیگر بیرون آمد و بین آنها نسبی نبود؟
آن حضرت - علیه السلام - فرمود: یونس بن متی بود که از شکم ماهی خارج شد (244)