فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

5- سوالات گروهی از یهود

گروهی از یهود نزد عمر آمده به او گفتند: تو والی و حاکم پس از پیامبرتان هستی و ما نزد تو آمده ایم تا مطالبی را از تو بپرسیم که اگر صحیح به ما پاسخ گویی به تو ایمان آورده از تو پیروی خواهیم نمود.
عمر گفت: بپرسید!
گفتند: ما را آگاه کن از قفلهای آسمانهای هفتگانه و کلیدهای آنها. و از کسی که قوم خود را انذار نموده و نه پری بود و نه آدمی، و از پنج چیزی که در رحمی آفریده نشده اند، و از یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و یازده و دوازده.
عمر ساعتی در فکر شد و آنگاه به آنان گفت: چیزی از عمر بن خطاب پرسیده اید که به آن آگاهی ندارد، ولی پسر عم رسول خدا - صلی الله علیه و آله - شما را از این مطالبی که پرسیده اید خبر خواهد داد. پس نماینده ای به نزد آن حضرت فرستاده او را به نزد خود فراخواند، و چون آمد عمر جریان را خدمتش عرضه داشت، امیرالمومنین - علیه السلام - به یهودیان رو کرده و فرمود: مسائلتان را بر من عرضه بدارید، آنان همان سوالات یاد شده را مطرح کردند.
امام فرمود: آیا غیر از اینها هم سوالاتی دارید؟
گفتند: نه ای پدر شبیر و شبر!
امیرالمومنین - علیه السلام - به آنان فرمود: اما قفلهای آسمانها شرک ورزیدن به خدا است و کلیدهای آنها گفتار لا اله الا الله است.
و اما آن کسی که قوم خود را ترسانده و نه پری بوده و نه انسی، مورچه سلیمان است.
و اما آن پنج موجود زنده ای که در رحمی آفریده نشده اند آدم و حوا و عصای موسی و ناقه صالح، و قوچ ابراهیم است.
و اما یک، خدای یگانه است که او را شریکی نیست.
و اما دو؛ آدم و حواست.
و اما سه؛ جبرئیل و میکائیل و اسرافیل است.
و اما چهار؛ تورات و انجیل و زبور و قرآن است.
و اما پنج؛ نمازهای پنجگانه واجب است.
و اما شش؛ قول خدای تعالی است: (( و لقد خلقنا السموات و الارض و ما بینهما فی سته ایام؛ (226) بتحقیق آفریدیم آسمانها و زمین را و آنچه که در بین آنهاست در شش روز.
و اما هفت؛ قول خدای تعالی است: و بنینا فوقکم سبعا شدادا؛ (227)و بنا نهادیم بر بالای شما هفت آسمان محکم.
و اما هشت؛ قول خدای عزوجل است: و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه؛ و عرش پروردگارت را آن روز هشت ملک برگیرند (228)
و اما نه؛ آیاتی است که بر موسی نازل شده.
و اما ده؛ قول خدای عزوجل است: ((و واعدنا موسی ثلثین لیله و اتممناها بعشر؛ (229) و با موسی سی شب وعده و قرار نهادیم، چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم.
و اما یازده؛ گفتار یوسف است به پدرش: انی رایت احد عشر کوکبا...؛ (230) من در عالم خواب یازده ستاره دیدم و....
و اما دوازده؛ قول خدای عزوجل است به موسی: (( فاضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عینا؛ (231) عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ بیرون آمد.
در این موقع یهودیان گفتند: گواهی می دهیم که نیست خدای غیر از خدا، این که محمد - صلی الله علیه و آله - فرستاده اوست و تو پسر عم رسول خدایی، و آنگاه به عمر گفتند: به خدا سوگند! او سزاوارتر است به این مقام از تو (232)

6- سوالات قیصر

از جمله پاسخهای حضرت امیر به سوالات قیصر که کتبا از عمر پرسیده و او پاسخش را ندانسته و از آن حضرت (ع) کمک خواسته بود. این چندتاست: (چیزی که از هر طرف، دهان است آتش است؛ و چیزی که همه اش پاست، آب است؛ و چیزی که همه اش چشم است، آفتاب است؛ و چیزی که همه اش بال است باد است؛ تا اینکه فرمود چیزی که تنها یک بار از جای خود کوچ نمود کوه طور است، هنگامی که بنی اسرائیل نافرمانی پروردگار نمودند؛ و کوه طور بین بنی اسرائیل و سرزمین مقدس واقع شده، پس خداوند قطعه ای از آن جدا نموده برایش دو بال از نور قرار داده بر بالای سر آنان قرار گرفت، که خداوند در قرآن کریم می فرماید:
(( و اذ نتقنا الجبل فوقهم کانه ظله و ظنوا انه واقع بهم ))(233)
و به یاد آرند یهودان آنگاه که بر اسلافشان کوه طور! مانند قطعه ابر بر فراز آنها برانگیختیم که پنداشتند فرو خواهد افتاد بر آنها.
و اما درختی که صد سال راه سایه آن طول دارد، درخت طوبی است، و آن سدره المنتهی است در آسمان هفتم که اعمال بنی آدم به آن منتهی می شود و از درختان بهشتی است، و هیچ قصر و خانه ای در بهشت نیست مگر این که شاخه ای از درخت طوبی در میان آن آویزان است، و مانند آن در دنیا خورشید است که اصل آن یکی بوده و نور آن در همه جاست.
و اما درختی که بدون آبیاری روییده شده، درخت یونس است که آن از معجزات اوست و خداوند می فرماید: وانبتنا علیه شجره من یقطین؛ (234) و رویانیدیم بر بالای یونس، درختی از کدو.
و اما خوراک بهشتیان، مانند آن در دنیا جنین است در شکم مادر که از راه ناف، تغذیه نموده و چیزی از او دفع نمی شود.
و اما اجتماع غذاهای رنگارنگ در یک ظرف برای بهشتیان؛ مانند آن در دنیا مثل تخم است که در آن دو رنگ مختلف سفید و زرد وجود داشته و با هم مخلوط نمی شوند.
و اما دختر جوانی که از میان سیب خارج می شود، مثل آن در دنیا کرم است که سالم از میان سیب بیرون می آید (235)
به همین مناسبت نقل می شود: تنوخی در کتاب نشوار المحاضره (236) در باب اصابتهای منجمین؛ از پدرش نقل کرده که می گوید: روزی نزد موفق بودم که او ابومعشر و منجم دیگری را که نامش را گفته و من فراموش کرده ام به نزد خود فراخواند و سیبی در آستین گرفت و از آنان پرسید چه چیز در آستین دارم؟
منجم دیگر پس از نگاه در اسطرلاب و گرفتن طالع و مقداری فکر، گفت: از میوه هاست، و ابومعشر گفت: از جنس حیوان است. موفق به آن دیگری گفت: درست گفتی و به ابومعشر گفت: خطا کردی و سیب را از آستینش بیرون انداخت.
ابومعشر در شگفت شده مجددا ساعتی در اسطرلاب نظر افکنده و آنگاه سیب را برداشته آن را قاچ نمود ناگهان دید درون آن کرم است پس گفت: منم ابومعشر.
موفق از این صحت حدس آنان تعجب نموده برای هر دو دستور جایزه داد.

7- پاسخ اعداد

حضرت امیر (ع) در پاسخ مردی یهودی که از اعداد سوال نموده بود فرمود: و اما دو که سه ندارد، آفتاب و ماه است، و اما سه که چهار ندارد، شماره طلاق است، و اما چهار که پنج ندارد همسران است تا اینکه فرمود و اما نه که ده ندارد دوران بارداری زن است (237)
مولف: در خبر پنجم گذشت که امام - علیه السلام - پاسخ این اعداد را به گونه ای دیگر بیان فرمود: و هر دوی آنها صحیح است. و شاید علت اختلاف این است که آن حضرت خواسته هر کدام از پرسش کنندگان را بر طبق عقیده و نظر خاص خودش پاسخ گوید.