فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

3- سوالات یهودی

مردی یهودی از حضرت امیر - علیه السلام - پرسید؛ مرا آگاه کن از چیزی که برای خدا نیست و چیزی که نزد خدا نیست، و چیزی که خدا نمی داند.
آن حضرت - علیه السلام - به وی فرمود: آنچه را که خدا نمی داند گفتار شما یهود است که می گویید عزیر پسر خداست و خدا برای خود پسری سراغ ندارد.
و اما آنچه را که برای خدا نیست شریک است و آنچه که نزد خدا نیست ستم بر بندگان است.
یهودی گفت: گواهی می دهم که خدا یکتا و یگانه است، و محمد فرستاده اوست (222)

4- سوالات راس الجالوت

راس الجالوت از ابوبکر سوالاتی نمود، ابوبکر پاسخش را ندانست. او سوالاتش را از حضرت امیر - علیه السلام - پرسش نموده گفت: اصل و اساس تمام موجودات چیست؟
فرمود: آب است؛ زیرا خداوند می فرماید: وجعلنا من الماء کل شی ء حی؛ و قرار دادیم از آب هر موجود زنده را.
- کدام دو جماد بودند که سخن گفتند؟
- آسمان و زمین (223)
- آن دو چیز کدامند که زیاد می شوند و کم نمی گردند و مردم آنها را نمی بینند؟
- شب و روز.
- کدام آب بود که نه از زمین و نه از آسمان؟
- آبی بود که سلیمان برای بلقیس، فرستاد، که عرق اسبانی بود که در میدان تاخته بودند.
- چه چیز است که با نداشتن روح تنفس می کند؟
- الصبح اذا تنفس؛ (224) سوگند به صبح! آنگه که تنفس کند (طلوع نماید).
- چه چیز است که زیاد و کم می شود؟
- قرص ماه است.
- چه چیز است که نه زیاد می شود و نه کم؟
- دریاست.
- چه چیز است که کم می شود ولی زیاد نمی گردد؟
- عمر است (225)

5- سوالات گروهی از یهود

گروهی از یهود نزد عمر آمده به او گفتند: تو والی و حاکم پس از پیامبرتان هستی و ما نزد تو آمده ایم تا مطالبی را از تو بپرسیم که اگر صحیح به ما پاسخ گویی به تو ایمان آورده از تو پیروی خواهیم نمود.
عمر گفت: بپرسید!
گفتند: ما را آگاه کن از قفلهای آسمانهای هفتگانه و کلیدهای آنها. و از کسی که قوم خود را انذار نموده و نه پری بود و نه آدمی، و از پنج چیزی که در رحمی آفریده نشده اند، و از یک و دو و سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و یازده و دوازده.
عمر ساعتی در فکر شد و آنگاه به آنان گفت: چیزی از عمر بن خطاب پرسیده اید که به آن آگاهی ندارد، ولی پسر عم رسول خدا - صلی الله علیه و آله - شما را از این مطالبی که پرسیده اید خبر خواهد داد. پس نماینده ای به نزد آن حضرت فرستاده او را به نزد خود فراخواند، و چون آمد عمر جریان را خدمتش عرضه داشت، امیرالمومنین - علیه السلام - به یهودیان رو کرده و فرمود: مسائلتان را بر من عرضه بدارید، آنان همان سوالات یاد شده را مطرح کردند.
امام فرمود: آیا غیر از اینها هم سوالاتی دارید؟
گفتند: نه ای پدر شبیر و شبر!
امیرالمومنین - علیه السلام - به آنان فرمود: اما قفلهای آسمانها شرک ورزیدن به خدا است و کلیدهای آنها گفتار لا اله الا الله است.
و اما آن کسی که قوم خود را ترسانده و نه پری بوده و نه انسی، مورچه سلیمان است.
و اما آن پنج موجود زنده ای که در رحمی آفریده نشده اند آدم و حوا و عصای موسی و ناقه صالح، و قوچ ابراهیم است.
و اما یک، خدای یگانه است که او را شریکی نیست.
و اما دو؛ آدم و حواست.
و اما سه؛ جبرئیل و میکائیل و اسرافیل است.
و اما چهار؛ تورات و انجیل و زبور و قرآن است.
و اما پنج؛ نمازهای پنجگانه واجب است.
و اما شش؛ قول خدای تعالی است: (( و لقد خلقنا السموات و الارض و ما بینهما فی سته ایام؛ (226) بتحقیق آفریدیم آسمانها و زمین را و آنچه که در بین آنهاست در شش روز.
و اما هفت؛ قول خدای تعالی است: و بنینا فوقکم سبعا شدادا؛ (227)و بنا نهادیم بر بالای شما هفت آسمان محکم.
و اما هشت؛ قول خدای عزوجل است: و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیه؛ و عرش پروردگارت را آن روز هشت ملک برگیرند (228)
و اما نه؛ آیاتی است که بر موسی نازل شده.
و اما ده؛ قول خدای عزوجل است: ((و واعدنا موسی ثلثین لیله و اتممناها بعشر؛ (229) و با موسی سی شب وعده و قرار نهادیم، چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم.
و اما یازده؛ گفتار یوسف است به پدرش: انی رایت احد عشر کوکبا...؛ (230) من در عالم خواب یازده ستاره دیدم و....
و اما دوازده؛ قول خدای عزوجل است به موسی: (( فاضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتا عشره عینا؛ (231) عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ بیرون آمد.
در این موقع یهودیان گفتند: گواهی می دهیم که نیست خدای غیر از خدا، این که محمد - صلی الله علیه و آله - فرستاده اوست و تو پسر عم رسول خدایی، و آنگاه به عمر گفتند: به خدا سوگند! او سزاوارتر است به این مقام از تو (232)