فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

16- تکبیرات افتتاحیه

حضرت امیر - علیه السلام - درباره معنا و تاویل تکبیرات افتتاحیه تا تکبیره الاحرام فرمود: در موقع گفتن الله اکبر اول در قلب خود حاضر می کنی خدا بزرگتر است از این که به ایستادن و نشستن وصف شود. و در دوم خطور می دهی خدا بزرگتر است از این که به حرکت و یا جمود وصف شود، و در سوم از دل می گذرانی که خدا بزرگتر است از این که درباره اش گفته شود جسم است و یا به چیزی تشبیه و قیاس شود. و در چهارم خدا بزرگتر است از این که درباره اش گفته شود جوهر و یا عرض است و یا چیزی را حمل می کند و یا چیزی در او حلول می نماید. و در ششم خدا بزرگتر است از این که آثار امور حادثه از قبیل زوال و انتقال و تبدل حال درباره اش فرض شود. و در هفتم بزرگتر است از این که دارای حواس پنجگانه باشد (187)

17- نشانه خدا

مردی نزد حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - آمده گفت: یا امیرالمومنین! به چه چیز خدایت را شناخته ای؟ فرمود: به واسطه شکستن عزمها و تصمیمها، و چون بر انجام کاری اراده کردم موانع و قضا، حائل گردید و مقصودم عملی نشد پس فهمیدم تدبیر کننده و عاقبت اندیش دیگری است.
پرسید؛ چه چیز سبب شد که خدا را سپاسگزاری نمایی؟
فرمود: دیدم که چه بلاهایی که از من دور کرده و بر دیگری وارد نموده، پس فهمیدم که بر من منت گذاشته و من هم او را شکر کردم. پرسید؛ چه چیز سبب شده که به ملاقات و دیدار او علاقه مند گردی؟ فرمود: چون دیدم آیین فرشتگان و پیامبرانش را برای من برگزیده و نعمت را بر من تمام کرده دانستم خدایی که این گونه مرا گرامی داشته هرگز فراموشم ننموده، به همین سبب به دیدار او مشتاق گردیدم (188)

18- نسبت یگانگی به خداوند

در روز جنگ جمل هنگامی که امیرالمومنین - علیه السلام - سرگرم تدبیر امور جنگ بود، مردی اعرابی برخاست و گفت: یا امیرالمومنین! آیا می گویی خدا یگانه است؟
در این موقع مردم از هر سو زبان به اعتراض گشوده به او گفتند: آیا نمی بینی آنچه را که امیرالمومنین - علیه السلام - در آن است از پریشانی دل و پراکندگی حواس؟!
امام - علیه السلام - به آنان فرمود: او را واگذارید که ما آنچه از دشمن می خواهیم این اعرابی از آن پرسیده است. آنگاه به مرد عرب فرمود: نسبت یگانگی به خداوند چهار قسم است؛ دو قسم آن رواست و دو قسم دیگر ناروا. اما آن دو که روا نیست، یکی نسبت یک است که در برابر دو می باشد، و وجه نارواییش این است که خدا دو ندارد و در باب اعداد یکی که دو ندارد داخل در اعداد نبوده به آن یک گفته نمی شود. و دیگری یکی که مراد از آن، نوعی از جنس باشد و این هم روا نیست؛ زیرا این تشبیه به مخلوقات است و خداوند از آن منزه است.
و اما آن دو قسمی که رواست یکی این است که مقصود از نسبت یگانگی نظیر نداشتن در اشیاء و مخلوقات باشد، و دیگری این که گویند خداوند احدی المعنی است که مقصود عدم انقسام در وجود و اندیشه و خیال باشد، و پروردگار ما این چنین است (189)