فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

15- فلسفه بعضی از افعال نماز

مردی از حضرت امیر - علیه السلام - پرسید؛ بالا بردن دستها به هنگام تکبیره الاحرام چه معنا دارد؟
علی - علیه السلام - فرمود: معنایش این است که خدا بزرگتر است، یکتا و یگانه است، مانندی ندارد، با حواس و ادراکات ظاهری لمس و ادراک نمی شود. پرسید؛ کشیدن گردن در حال رکوع چه معنا دارد؟
فرمود: معنایش این است که به خدا ایمان آوردم اگر چه گردنم را بزند.
پرسید؛ معنای سجده اول چیست؟
فرمود: معنایش این است که خدایا! تو ما را از زمین آفریده ای، و معنای برداشتن سر از سجده این است که خدایا! تو ما را از زمین بیرون آورده ای، و معنای سجده دوم این است که خدایا! تو ما را به زمین بر می گردانی، و معنای برداشتن سر از سجده دوم این است که خدایا تو بار دیگر، ما را از زمین بیرون می آری (در روز رستاخیز).
پرسید؛ گذاشتن پای راست بر روی پای چپ در حال تشهد چیست؟
فرمود: معنایش این است که خدایا! باطل را بمیران و حق را برپا و استوار نگهدار.
پرسید؛ پس معنای گفتن امام السلام علیکم چیست؟
فرمود: امام مترجمی است از طرف خداوند که به اهل جماعت می گوید: شما در روز قیامت از عذاب خداوند در امانید (186).

16- تکبیرات افتتاحیه

حضرت امیر - علیه السلام - درباره معنا و تاویل تکبیرات افتتاحیه تا تکبیره الاحرام فرمود: در موقع گفتن الله اکبر اول در قلب خود حاضر می کنی خدا بزرگتر است از این که به ایستادن و نشستن وصف شود. و در دوم خطور می دهی خدا بزرگتر است از این که به حرکت و یا جمود وصف شود، و در سوم از دل می گذرانی که خدا بزرگتر است از این که درباره اش گفته شود جسم است و یا به چیزی تشبیه و قیاس شود. و در چهارم خدا بزرگتر است از این که درباره اش گفته شود جوهر و یا عرض است و یا چیزی را حمل می کند و یا چیزی در او حلول می نماید. و در ششم خدا بزرگتر است از این که آثار امور حادثه از قبیل زوال و انتقال و تبدل حال درباره اش فرض شود. و در هفتم بزرگتر است از این که دارای حواس پنجگانه باشد (187)

17- نشانه خدا

مردی نزد حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - آمده گفت: یا امیرالمومنین! به چه چیز خدایت را شناخته ای؟ فرمود: به واسطه شکستن عزمها و تصمیمها، و چون بر انجام کاری اراده کردم موانع و قضا، حائل گردید و مقصودم عملی نشد پس فهمیدم تدبیر کننده و عاقبت اندیش دیگری است.
پرسید؛ چه چیز سبب شد که خدا را سپاسگزاری نمایی؟
فرمود: دیدم که چه بلاهایی که از من دور کرده و بر دیگری وارد نموده، پس فهمیدم که بر من منت گذاشته و من هم او را شکر کردم. پرسید؛ چه چیز سبب شده که به ملاقات و دیدار او علاقه مند گردی؟ فرمود: چون دیدم آیین فرشتگان و پیامبرانش را برای من برگزیده و نعمت را بر من تمام کرده دانستم خدایی که این گونه مرا گرامی داشته هرگز فراموشم ننموده، به همین سبب به دیدار او مشتاق گردیدم (188)