فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

85- استمداد عمر از امیرالمومنین (ع)

در زمان خلافت عمر مردی به نام معن بن زائده مهری شبیه مهر خلیفه جعل کرده و با آن اموالی از مالیات کوفه را تصرف کرد. و پس از آن که او را دستگیر نمودند، روزی عمر بعد از نماز صبح به مردم رو کرده و گفت: همگی بر جای خود بنشینید. و آنگاه قضیه معن را نقل کرده، در کیفیت مجازات او با آنان به مشورت پرداخت، از آن میان مردی گفت: ای خلیفه! دستش را قطع کن! و دیگری گفت: او را دار بزن! امیرالمومنین - علیه السلام - آنجا نشسته و سخنی نمی فرمود. عمر به آن حضرت رو کرده و گفت: یا اباالحسن! نظر شما چیست؟
آن حضرت - علیه السلام - فرمود: این مرد مرتکب دروغی شده باید تادیب گردد، پس عمر او را بشدت زد و آنگاه وی را به زندان انداخت (149)

86- بچه زنده در شکم مادر مرده

امیرالمومنین - علیه السلام - می فرمود: هرگاه زنی بمیرد و بچه زنده ای در شکم داشته باشد یا شکمش را شکافته و فرزند را بیرون بیاورند(150).
و نیز فرمود: اگر بچه ای در شکم مادر بمیرد و جان مادر در خطر باشد در صورتی که زنان متخصص وجود نداشته باشند جایز است که مرد با دست بچه را پاره پاره کند و او را بیرون بیاورد (151)

87- مرد ناخوانده

حضرت امیر - علیه السلام - چند نفر را به جرم دزدی زندانی کرد. مردی نزد آن حضرت آمده گفت: یا امیرالمومنین! من هم با ایشان دزدی کرده ولی توبه نموده ام.
حضرت علی - علیه السلام - دستور داد بر او حد جاری کنند و این شعر را به عنوان مثل برایش خواند:
ویدخل راسه لم یدعه احد - بین القرینین حتی لزه القرن
نخوانده سر را در بین دو شتری که با ریسمان به هم بسته بودند داخل کرد و بناچار در ریسمان گرفتار شد و شتران او را می کشیدند (152)
(کنایه از کسی که بدون جهت خود را گرفتار می کند)(153)