فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

13- اینجا بایست تا علی بیاید

مردی نزد عمر آمده و گفت: پیش از آنکه مسلمان شوم زنم را یک بار طلاق داده ام، و بعد از آن که مسلمان شده ام نیز دو دفعه. (حال می توانم با او ازدواج کنم و یا محلل لازم است؟) عمر ساکت ماند. مرد گفت: پس چه می گوئی؟
عمر گفت: اینجا بایست تا علی بیاید.
آن شخص ایستاد تا هنگامی که امیرالمومنین علیه السلام تشریف آورد. عمر به آن مرد رو کرده گفت: حالا مسأله ات را از علی بپرس. آن حضرت در پاسخ او فرمود: اسلام منهدم می سازد هر چیزی را که در حال کفر واقع شده، تو می توانی یک بار دیگر با زنت ازدواج نمایی (74).

14- شماره طلاقهای کنیزان

سروی در مناقب آورده: مردی نزد عمر آورده و از شماره طلاقهای کنیزان پرسش نمود، عمر جوابش را نداد و به امیرالمومنین - علیه السلام - رو کرده و عرضه داشت: چند دفعه طلاق به این مرد بگویم؟ آن حضرت با دو انگشت اشاره کرد؛ یعنی دو دفعه.
عمر به آن مرد گفت: آیا این مرد را می شناسی؟ گفت: نه.
عمر گفت: این مرد علی بن ابیطالب صاحب مجد و بزرگی است (75).

15- عثمان ندانست

مردی دو زن داشت؛ یکی از انصار و دیگری از بنی هاشم، زن انصاریش را طلاق گفته و پس از چندی درگذشت. زن انصاری نزد عثمان گواه آورد که هنگام مردن شوهر در عده طلاق بوده و از او ارث می برد، عثمان حکمش را ندانست و آنان را به نزد امیرالمومنین - علیه السلام - برد، آن حضرت در پاسخ مسأله فرمود: اگر زن انصاری سوگند یاد می کند که در موقع وفات شوهر سه دفعه حیض از طلاقش نگذشته از او ارث می برد وگرنه ارث نمی برد.
عثمان به زن هاشمی رو کرده و گفت: این قضاوت که شنیدی قضاوت پسر عمت علی بود آیا آن را قبول داری؟
گفت: آری، و اینک زن انصاری سوگند یاد کند و ارث ببرد. ولی زن انصاری از قسم خوردن امتناع ورزید و از میراث صرفنظر کرد (76).