فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

2- کیفر میگساری در ماه رمضان

نجاشی شاعر، در روز ماه رمضان شراب نوشیده او را نزد امیرالمومنین - علیه السلام - آوردند، آن حضرت - علیه السلام - هشتاد تازیانه به او زد، شب او را بازداشت نموده بامدادان نیز او را طلبیده بیست تازیانه دیگر زد.
نجاشی گفت: یا امیرالمومنین! آن هشتاد تازیانه که به من زدی کیفر شراب نوشیدنم بود، ولی سبب این بیست تازیانه دوم را نفهمیدم؟!
حضرت - علیه السلام - فرمود: بخاطر بی حرمتی و بی اعتنایی تو بود نسبت به ماه رمضان (58).
فصل دهم
احکام قضایای مشتبه

1- پیشوایی نااهلان

هنگامی که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از دنیا رحلت نمود و ابوبکر خلیفه شد، روزی مردی را که شراب نوشیده بود نزد او آوردند تا بر او حد جاری کند. ابوبکر به وی گفت: آیا شراب نوشیده ای؟
گفت: آری.
ابوبکر: چرا نوشیده ای با این که آن حرام است؟
مرد: من مسلمان هستم و منزلم در نزدیکی قصبه ای واقع است که اهل آن سامان، شراب نوشیده و آن را حلال می شمرند، و من هرگز از حرام بودن آن اطلاعی نداشته ام، و اگر می دانستم در دین اسلام حرام است حتما از آن اجتناب می ورزیدم.
ابوبکر به عمر رو کرده گفت: در این باره چه می گویی؟
عمر گفت: مشکلی است که علاج آن با حضرت علی - علیه السلام - است.
ابوبکر به غلام خود گفت: برو علی را به اینجا بخوان.
عمر گفت: ما نزد او می رویم.
پس برخاسته همگی به نزد آن حضرت رفتند و سلمان فارسی (رض) نیز در محضرش حضور داشت، آنان قصه را به سلمان گفتند و سلمان جریان را بر امام - علیه السلام - عرضه داشت؛ حضرت به ابوبکر فرمود: مردی با او بفرست تا وی را به تمام خانه های مهاجر و انصار بگرداند و هر کس که آیه تحریم شراب را از قرآن برایش خوانده گواهی دهد، و اگر کسی نخوانده حدی بر او نیست. ابوبکر دستور آن حضرت را اجرا کرد و هیچ کس به آن گواهی نداد و مرد آزاد شد.
سلمان گفت: یا امیرالمومنین! این گروه را ارشاد و هدایت کردید، آن حضرت - علیه السلام - فرمود: آری، خواستم تاکید و توصیه این آیه را در حق خود و اینان تجدید کنم: (( افمن یهدی الی الحق ان یتبع امن لایهدی الا یهدی فمالکم کیف تحکمون (59).
آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند شایسته ترست که پیروی بشود یا کسی که هدایت نمی یابد مگر این که او را رهبری کنند، شما را چه می شود! چگونه حکم می کنید؟! (60)
بالمناسبه نقل می شود که:
در اغانی آورده: منظور بن زبان با زن پدر خود ملیکه دختر سنان مری ازدواج نموده از او هاشم و عبدالجبار وخوله بهم رسید. تا زمان خلافت عمر، ماجرای او به عمر رسید، عمر او را احضار نموده جریان را از او پرسید، او به اصل قضیه اعتراف نموده ولی مدعی شد که از حرمت آن اطلاعی نداشته است، عمر او را بازداشت نموده تا به هنگام نماز عصر، و آنگاه او را بر این ادعایش سوگند داد و او چهل بار قسم یاد نموده او را آزاد کرد و آنان را از یکدیگر جدا نمود(61).
مولف: ولی اینجا چه جای قسامه است!

2- گواهی مرد خصی

قدامه بن مظعون شراب نوشیده او را نزد عمر آوردند، دو نفر بر آن گواهی دادند؛ یکی عمر و تمیمی که خصی بود، و دیگری معلی بن جارود، یکی از آنان گواهی داد که او را در حال نوشیدن شراب دیده، و دیگری که او را در حال قی کردن شراب. عمر جمعی از اصحاب رسول خدا - صلی الله علیه و آله - را طلبیده تا او را در حل این مشکل یاری دهند، امیرالمومنین - علیه السلام - نیز با آنان تشریف آورد. عمر به آن حضرت رو کرده و گفت: یا اباالحسن! نظر شما در این قضیه چیست؟ زیرا شما همان کسی هستید که پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - در حقتان فرموده: یا علی! قضاوت تو از تمام این امت صحیح تر، و دانشت زیادتر می باشد و اکنون این دو شاهد در شهادتشان اختلاف است.
حضرت امیر - علیه السلام - فرمود: در گواهیشان اختلافی نیست. و آن کسی که برقی کردن شهادت داده بر آشامیدن گواهی داده است؛ زیرا قطعا شراب نوشیده که آن را قی کرده است.
باز عمر گفت: آیا گواهی مرد خصی پذیرفته می شود؟
امام - علیه السلام - فرمود: آری. نداشتن ریش مانند نداشتن بعض از اعضای دیگرست و زیانی به شهادت نمی رساند (62)