فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

8- معذوریت

چند نفر نزد عمر آمده گواهی دادند که فلان زن با مردی اجنبی در بیابانی زنا کرده است، آن زن شوهر داشت. عمر دستور داد او را سنگسار کنند.
زن به درگاه خدا عرضه داشت: خدایا! تو می دانی که من بی گناه هستم.
عمر از گفتارش خشمگین شده گفت: آیا شهود را تکذیب می کنی؟ امیرالمومنین - علیه السلام - که ناظر قضیه بود فرمود: زن را برگردانید شاید در ارتکاب این عمل معذور بوده است. زن را برگرداندند و از حالش پرسش نمودند.
زن گفت: روزی من و مرد همسایه شتران خود را به چرا می بردیم و چون شتران من شیر نداشتند مقداری آب به همراه خود بردم، در بین راه آبم تمام شد و زیاد تشنه بودم، از مرد همسایه آشامیدنی خواستم وی تقاضایم را نپذیرفت، مگر این که با او زنا کنم، من از این کار ابا داشتم تا این که نزدیک بود از تشنگی هلاک شوم، پس با کراهت به زنای او تسلیم شدم.
امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود: الله اکبر! (( فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه؛ (54) کسی که مضطر شود اگر بدون نافرمانی و ستم مرتکب گردد گناهی بر او نیست.
عمر چون این را شنید زن را آزاد نمود (55).

9- مفهوم سخن

مردی و زنی را نزد عمر آوردند، مرد به زن گفته بود: زناکار! زن نیز به او گفته بود تو از من زناکارتری. عمر دستور داد هر دو را تازیانه زنند. اتفاقا امیرالمومنین - علیه السلام - در آنجا حضور داشت فرمود: شتاب مکنید، زن مستحق دو حد است و بر مرد حدی نیست، سزای زن دو حد است؛ زیرا اولا: به آن مرد تهمت زده و مستوجب حد افترا شده است. و ثانیا: به زنای خود اقرار کرده که به مرد می گوید: تو از من زناکارتری؛ یعنی، من هم زناکارم ولی کمتر، و از این جهت مستحق حد زنا هم گردیده است. و آنگاه فرمود: از ناحیه دوم حد کاملی به او زده نمی شود (56).
فصل نهم
قضایایی که احکام متعدد داشته و کوته فکران بیش از یک حکم نفهمیده اند.

1- کیفر لواط شده

مرد لواط شده ای را نزد عمر آوردند، عمر تصمیم گرفت او را تازیانه زند و از گواهان پرسید، آیا شما دیدید با او لواط شد؟ گفتند: آری. عمر در حکم آن درمانده گردید، از امیرالمومنین علیه السلام پرسش نمود.
علی - علیه السلام - لواط کننده را خواست ولی او را ندید، آنگاه فرمود: باید گردنش زده شود، گردنش را زدند.
عمر گفت: او را بردارید.
امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود: یک عقوبت دیگر او مانده.
عمر گفت: آن چیست؟
امام - علیه السلام - فرمود: یک بسته هیزم بخواه و او را در وسط آن قرار ده به آتش بسوزان!
و در روایتی دیگر آن حضرت - علیه السلام - می فرمود: اگر مجرمی استحقاق دوبار سنگساری را داشت هر آینه لواط کار دوبار سنگسار می شد(57).