فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

7- بر سه دسته تکلیفی نیست

زن دیوانه آبستنی را که زنا داده بود نزد عمر آوردند، عمر دستور داد او را سنگسار کنند، امیرالمومنین - علیه السلام - به عمر فرمود: آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله نشنیدی که فرمود: بر سه دسته تکلیفی نیست 1- دیوانه تا عاقل شود (53)...

8- معذوریت

چند نفر نزد عمر آمده گواهی دادند که فلان زن با مردی اجنبی در بیابانی زنا کرده است، آن زن شوهر داشت. عمر دستور داد او را سنگسار کنند.
زن به درگاه خدا عرضه داشت: خدایا! تو می دانی که من بی گناه هستم.
عمر از گفتارش خشمگین شده گفت: آیا شهود را تکذیب می کنی؟ امیرالمومنین - علیه السلام - که ناظر قضیه بود فرمود: زن را برگردانید شاید در ارتکاب این عمل معذور بوده است. زن را برگرداندند و از حالش پرسش نمودند.
زن گفت: روزی من و مرد همسایه شتران خود را به چرا می بردیم و چون شتران من شیر نداشتند مقداری آب به همراه خود بردم، در بین راه آبم تمام شد و زیاد تشنه بودم، از مرد همسایه آشامیدنی خواستم وی تقاضایم را نپذیرفت، مگر این که با او زنا کنم، من از این کار ابا داشتم تا این که نزدیک بود از تشنگی هلاک شوم، پس با کراهت به زنای او تسلیم شدم.
امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود: الله اکبر! (( فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه؛ (54) کسی که مضطر شود اگر بدون نافرمانی و ستم مرتکب گردد گناهی بر او نیست.
عمر چون این را شنید زن را آزاد نمود (55).

9- مفهوم سخن

مردی و زنی را نزد عمر آوردند، مرد به زن گفته بود: زناکار! زن نیز به او گفته بود تو از من زناکارتری. عمر دستور داد هر دو را تازیانه زنند. اتفاقا امیرالمومنین - علیه السلام - در آنجا حضور داشت فرمود: شتاب مکنید، زن مستحق دو حد است و بر مرد حدی نیست، سزای زن دو حد است؛ زیرا اولا: به آن مرد تهمت زده و مستوجب حد افترا شده است. و ثانیا: به زنای خود اقرار کرده که به مرد می گوید: تو از من زناکارتری؛ یعنی، من هم زناکارم ولی کمتر، و از این جهت مستحق حد زنا هم گردیده است. و آنگاه فرمود: از ناحیه دوم حد کاملی به او زده نمی شود (56).
فصل نهم
قضایایی که احکام متعدد داشته و کوته فکران بیش از یک حکم نفهمیده اند.