فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

4- آبستنی دختر

در زمان خلافت عثمان پیرمردی دختری را به همسری گرفت پس از مدتی دختر آبستن گردید، پیرمرد حمل را انکار می کرد، ماجرا را به نزد عثمان بردند ولی حکم مسأله بر عثمان مشتبه گردید و از دختر پرسید؛ آیا او هنوز دوشیزه است، دختر به این مطلب اقرار نمود. عثمان دستور داد وی را حد زنند.
امیرالمومنین - علیه السلام - این را شنید، پس به عثمان فرمود: شاید موقعی که پیرمرد آمیزش نموده رحم زن نطفه را جذب کرده و آبستن شده است، بدون اینکه منجر به افتضاض شود مرد تصدیق کرد و گفت: آری، من همیشه نطفه ام را در ابتدای رحم ریخته ام، بدون اینکه افتضاض حاصل شود.
امیرالمومنین - علیه السلام - فرمود: حمل از همین پیرمرد است و باید در سزای انکاری که کرده عقوبتی تادیبانه شود. و عثمان نیز طبق داوری آن حضرت حکم کرد(50)

5- اتهام به زنا

دختری را که به زنا متهم بود نزد امیرالمومنین علیه السلام آوردند، آن حضرت به چند زن دستور داد دختر را معاینه کنند. آنان پس از رسیدگی گفتند: وی باکره است.
امام - علیه السلام - فرمود: من هرگز بر دختر باکره حد زنا جاری نمی کنم. و آن حضرت گواهی زنان را در مثل چنین مواردی کافی می دانست (51).

6- اجبار به زنا

مرد و زنی را که زنا کرده بودند نزد امیرالمومنین علیه السلام آوردند زن سوگند یاد می کرد که مرد او را بر آن عمل مجبور ساخته است، آن حضرت علیه السلام ادعایش را پذیرفت و حد را از او برداشت.
امام باقر - علیه السلام - ناقل حدیث می فرماید: اگر از قضاوت این زمان چنین قضیه ای را بپرسند می گویند: ادعای زن پذیرفته نیست. (52)