فهرست کتاب


قضاوتهای امیرالمومنین علی علیه السلام

آیه الله علامه حاج شیخ محمد تقی تستری

7- عفو از حد

مردی نزد امیرالمومنین - علیه السلام - آمده و به دزدی خود اعتراف نمود. امام - علیه السلام - به وی فرمود: آیا چیزی از قرآن می دانی؟
گفت: آری، سوره بقره را می دانم.
فرمود: دستت را در عوض آن سوره به تو بخشیدم.
اشعث گفت: آیا حدی از حدود خدا را تعطیل می کنی؟
علی - علیه السلام - به وی فرمود: تو از احکام خدا چه می دانی؟ و آنگاه فرمود: اگر مثبت حد، گواه و شاهد باشد امام نمی تواند از آن درگذرد، ولی اگر مثبت حد، اقرار خود جانی باشد امام اختیار دارد می تواند او را عفو کند و یا به او حد بزند (43).

8- حیوان سرکش

امیرالمومنین - علیه السلام - جنایتهای حیوان سرکش را در اولین دفعه موجب ضمان نمی دانست ولی در نوبتهای بعد صاحبش را ضامن می کرد.
مولف: علت عدم ضمان در دفعه اول عدم علم صاحب اوست، ولی در دفعات بعد، چون صاحبش از حال حیوان باخبر بوده وظیفه داشته از او مراقبت کند (44).
فصل هشتم
قضایایی که به صورت ظاهر داخل در موضوعی بوده و واقعا خارج بوده است.

1- پدر و مادر سیاه و فرزند سفید!

مردی همسرش را نزد عمر برده و گفت: خودم و این زنم سیاه هستیم و او پسری سفید زاییده است.
عمر به مجلسیان گفت: نظر شما در این قضیه چیست؟
گفتند: زن باید سنگسار شود؛ زیرا او و شوهرش سیاهند و فرزندشان سفید. عمر دستور داد زن را سنگسار کنند، ماموران زن را به جهت سنگسار می بردند در بین راه امیرالمومنین - علیه السلام - به آنان برخورد نموده و به زن و شوهر فرمود: مطلب شما چیست؟ آنان قصه خود را بیان داشتند.
آن حضرت - علیه السلام - به مرد رو کرده و فرمود: آیا زنت را متهم می سازی؟
گفت: نه.
فرمود: آیا در حال قاعدگی با او همبستر شده ای؟
گفت: آری، یک شب ادعا می کرد که قاعده است و من گمان می کردم به جهت سرما عذر می آورد پس با او همبستر شدم.
آن حضرت - علیه السلام - به زن رو کرده و فرمود: آیا شوهرت در آنحال با تو نزدیکی کرده است؟ گفت: آری.
پس علی - علیه السلام - به آنان فرمود: برگردید که این فرزند پسر شماست و علت سفید شدنش این است که خون حیض بر نطفه غلبه کرده است و وقتی که بزرگ شود سیاه می گردد، و طبق فرموده آن حضرت پس از بزرگ شدن سیاه گردید (45).