بشنو از نی

علی صفایی حائری‏

حیرت و تنهایی

پس از این مرحله، مرحله ی حیرت می رسد. تویی که توجه نداری و نظام ها و خطرها و پرتگاه ها را نمی شناسی و راه ها و بیراهه ها را نمی دانی، هیچگاه نمی مانی و حیرتی نخواهی داشت. حیرت از آن لحظه آغاز می شود که تو به این همه آگاه می کنی و اینجاست که این مرحله را در این جمله ها می بینی؛
من این لی الخیر یا رب و الا من عندک .
من این لی النجاه و لاتستطاع الابک.
لاالذی احسن استغنی عن عونک و رحمتک.
ولا الذی اساءو اجترءعلیک و لم یرضک خرج عن قدرتک...
یارب، یارب، یارب،.

امن

تا خیال می کنی که تویی و تنهایی، این همه حیرت است و رنج. اما آنجا که می یابی او شروع کرده و او را خوانده و این دعا و خواندن تو، از اوست و این نوای تو، از اوست، آنجا به امن می رسی، با تو، تو را شناختم؛
بک عزفتک و انت دللتنی علیک و دعوتنی الیک. و لولا انت، لم أدر ما أنت.
حمد
این است که تو پس از آن همه ذنب و حیرت و امن، اکنون، به حمد می رسی؛
الحمد لله ایذی اعوه و ان کنت بطیئاحین یدعونی.

حمد

پس از این همه حمد که هر کدامش داستان یک عمر است که در یک جمله پیچیده و قصه یک تاریخ است مه در کلمه آمده، پس از حمد نوبت انتخاب است و هنگام قصد
فربی احمد شی عندی و احق بحمدی...
الهم انی اجد سنبل المطالب الیک مشرعه....
و قد قصدت الیک بطلبتی و توجهت الیک بحاجتی....و جعلت بک استغاثتی و بدعائک توسلی.