فهرست کتاب


ترجمه مقاتل الطالبیین

ابوالفرج اصفهانی سید هاشم رسولی محلاتی

ابوبکر بن حسین بن علی بن ابیطالب

مادرش کنیز بوده و نامش معروف نیست.
ابومخنف از سلیمان بن ابی راشد نقل کند که قاتل او عبدالله بن عقبه غنوی بوده. و از حضرت باقر علیه السلام روایت شده است که عقبه غنوی او را کشت.
و مقصود سلیمان بن قته شاعر در این شعر ابوبکر بن حسین است که گوید:
و عند غنی قطرة من دمائنا - و فی اسد اخر تعهد و تذکر
در طائفه غنی که عقبه غنوی از آنهاست، قطره ای از خون ما هست که باید تقاص کنیم و همچنین در اسد قطره دیگری از خون ما هست که فراموشمان نخواهد شد.

15

قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب

قاسم بن حسن برادر پدر و مادری همان ابوبکر بن حسن است که بیش از او کشته شد. ابومخنف به سندش از حمید بن مسلم (که خبرنگار لشکر عمر بن سعد است). روایت کرده که گفت: از میان همراهان حسین علیه السلام پسری که گویا پاره ما بود به سوی ما بیرون آمد، و شمشیری در دست و پیراهن و جامه ای بر تن داشت و نعلینی بر پا کرده بود؟ بند یک از آن دو بریده شده بود، و فراموش نمی کنم که آن نعل چپش بود.
عمرو بن سعید بن نفیل (80) ازدی که او را دید گفت: به خدا سوگند هم اکنون بر او حمله آرم. بدو گفتم: سبحان الله تو از این کار چه می خواهی؟ همانهایی که می نگری از هر سو اطرافشان را گرفته اند، تو را از کشتن او کفایت کنند، گفت: به خدا سوگند من شخصا باید به او حمله کنم، این را گفت و بی درنگ بدان پسر حمله برد و شمشیر را بر سرش فرود آورد، قاسم به رو درافتاد و فریاد زد: عمو جان! و عموی خود را به یاری طلبید.
حمید گوید: به خدا سوگند حسین (که صدای او را شنید) چون باز شکاری رسید و لشکر دشمن را شکافت و به شتاب خود را به معرکه رسانید و چون شیر خشمناکی حمله افکند و شمشیرش را حواله عمرو بن سعید کرد، عمرو دست خود را سپر کرد، ابوعبدالله دستش را مرفق بیفکند و به یک سو رفت، لشکر عمر بن سعد (برای رهایی آن پست خبیث) هجوم آورده و او را از جلوی شمشیر حسین علیه السلام به یک سو برده نجاتش دادند، ولی همان هجوم سواران سبب شد که آن نتوانست خود را از زمین حرکت دهد و زیر دست و پای اسبان لگد کوب گردید و از این جهان رخت بیرون کشید - خدایش لعنت کند و دچار رسوایی محشرش گرداند. (81)
گرد و غبار فرو نشست، حسین علیه السلام را دیدم که بالای سر قاسم بود و او پاشنه پا بر زمین می سود، در آن حال آن جناب می فرمود: از رحمت حق به دور باشند گروهی که تو را کشتند، و رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز قیامت درباره تو خصم ورزد و طرف آنها باشد. سپس فرمود: به خدا سوگند ناگوار و گران است بر عموی تو که او را بخوانی و پاسخت را ندهد، یا پاسخت بدهد ولی سودی به تو نبخشد، روزی است که دشمنش بسیار و یاورش اندک است، سپس قاسم را بر سینه گرفت و از زمین بلند کرد و گویا هم اکنون می نگرم به پاهای آن جوان که بر زمین کشیده می شد، و همچنان او را بیاورند تا در کنار جسد فرزند علی بن الحسین افکند. من پرسیدم: این پسر که بود؟ گفتند: قاسم ابن حسن بن علی بن ابیطالب بود. صلوات الله علیهم اجمعین.