فهرست کتاب


ترجمه مقاتل الطالبیین

ابوالفرج اصفهانی سید هاشم رسولی محلاتی

اساتید و صاحب اجازه اش

1. ابوخبیب برتی.
2. ابراهیم بن محمد معروف به نفطویه، متوفای 323.
3. احمد بن عبیدالله بن عمار ثقفی، متوفای 314.
4. احمد بن جعفر بن موسی برمکی.
5. احمد بن الجعد الوشاء.(29)
6. احمد بن عبدالعزیز جوهری.
7. احمد بن محمد بن سعید همدانی.
8. احمد بن سعید (شاید با قبل متعهد است)
9احمد بن محمد بن دلان (30)
10. احمد بن عیسی بن ابی موسی عجلی.
11. احمد بن محمد بن شبیب.
12. احمد بن عمر بن موسی بن زنجویه.
13. جعفر بن محمد بن وراق علوی.
14. جعفر بن قدامه کاتب متوفای 319.
15. حامد بن محمد البلخی. (31)
16. حرمی بن ابی العلاء.
17. حسن بن علی خفاف.
18. حسن بن عبدالله. (32)
19. حسن بن محمد بن احمد بن هیثم. (عمویش)
20. حسین بن عمر بن ابی الاحوص ثقفی.
21. عبدالعزیز بن احمد بن هیثم (عموی پدرش)
22. عبدالله بن زیدان عجلی.
23. عباس بن علی. (33)
24. علی بن اسحاق بن زاطیا ابوالحسن مخرمی، متوفای 306.
25. علی بن عباس مقانعی، متوفای 306.
26. علی بن سلیمان (اخفش صغیر) متوفای 315.
27. علی بن احمد بن حاتم. (34)
28. علی بن الحسین بن حمزة العلوی.
29. علی بن الحسن بن قاسم. (35)
30. علی بن ابراهیم بن محمد العلوی الجوانی.
31. عمر بن عبدالله العتکی.
32. عیسی بن الحسین وراق.
33. فضل بن حباب الجمحی، متوفای 305.
34. محمد بن جریر طبری (صاحب تاریخ الامم)
35. محمد بن قاسم (ابن الانباری)، متوفای 328.
36. محمد بن حسن بن درید، متوفای 321.
37. محمد بن خلف بن مرزبان.
38. محمد بن علی بن مهدی.
39. محمد بن احمد بن مؤمل.
40. محمد بن جعفر قتات، متوفای 300.
41 محمد بن علی بن شاذان. (36)
42. محمد بن زکریا الصحاف المصری.
43. محمد بن الحسین الاشنانی، متوفای 315.
44. محمد بن الحسین الخثعمی. (37)
45. محمد بن محمد بن سلیمان باغندی.(38)
46. محمد بن العباس الیزیدی حمیری، متوفای 310.
47. یحیی بن علی بن یحیی منجم، متوفای 300.

روات و شاگردانش

1. ابراهیم بن مخلد.
2. ابواسحاق طبری.
3. بان بشران النحوی.
4. عبدالله بن الحسین الفارسی.
5. علی بن احمد الرزاز.
6. علی بن محمد بن دینار.
7. علی بن عمر بن احمد دارقطنی.
8. محمد بن ابی الفوارس.
9محمد بن احمد المغربی.
10. ابوعلی بن دوما - لکن خطیب بغدادی گوید سماع ابن دوما از وی صحصح نیست.

اخلاق و اوصافش

ابوالفرج با اینکه دانشمندی بی نظیر بود، به نظافت اهتمام نداشت و غالب اوقات با لباسی آلوده و چرک و بدنی غیر نظیف به سر می برد و هر لباسی که می پوشید آنقدر بر تن داشت تا از چرک می پوسید. با این حال کسی بر او خرده نمی گرفت، از ترس آنکه مبادا او را هجو کند.
با این وضع او ندیم حسن بن محمد بن هارون مهلبی، وزیر معزالدوله دیلمی بود، و هر روز به دیدار او می رفت، و به خاطر آنکه بسیار خوش مجلس بود وزیر وی را دوست می داشت و بدو احترام می نمود، هر چند گاهی او را نیز هجو و در هجاء وزیر اشعاری سروده است.
گویند روزی با وزیر هم غذا بود، اتفاقا سرفه اش گرفت و در همین بین از دهانش قطعه ای بلغم در ظرف طعام پرید، مع هذا وزیر استقذار ننمود و تنها دستور داد ظرف طعام را عوض کردند.
نقل کرده اند که ابوالفرج مردی پر خور بوده و گاهی امتلا پیدا می کرد، پنج درهم فلفل کوبیده می خورد و وی را هیچ آزار نمی کرد، حتی چشمانش هم آب نمی افتاد. ولی نمی توانست یک نخود پخته با یک قاشق از طعامی که در آن نخود جوشیده باشی بخورد و چنان چه می خورد بدنش آماس می کرد و ناگزیر خون می گرفت و حتی بعضی اوقات دوبار این عمل را تکرار می کرد.
قاضی تنوخی گوید : من از وی سببش را پرسیدم، اظهار بی اطلاعی کرد؛ گویند هر گاه به طبیب حاذقی می رسید علت بیماری خود را استفسار می کرد و کسی علاج آن را نمی دانست، در اواخر عمر مزاجش برگشت و می توانست نخود بخورد.
یاقوت حموی در معجم الادباء، ج 13، ص 105، نقل کرده، گوید : وی گربه ای داشت که نامش را یقق نهاده بود و آن را عادت داده بود که هر وقت کس دق الباب می کرد بیرون می آمد و صدا می زد تا کسی بیاید و در را باز کند، زمانی گربه مزبور مبتلا به قولنج شد، ابوالفرج خود به علاج او پرداخت و به مجلس یاران حاضر نگشت، به جستجوی او پرداختند، جمعی به خانه اش آمدند .ابوالفرج پس از ساعتی با دستهای آلوده بیرون آمده، گفت : گربه ام مریض شده بود و من مشغول حقنه او بودم.