فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد اول)

آیت الله محمد هادی معرفت

حکمت هایی ناب از گفتار سعید بن مسیب

هنگامی که - به علت سرپیچی از بیعت با ولید و سلیمان فرزندان عبدالملک - جامه از تن او بیرون آوردند تا بر تن او تازیانه بزنند، زنی گفت: این است معنای خوار شدن. سعید در پاسخ گفت: از پستی و زبونی رهیده ام.(954)
همچنین می گوید: دست خداوند بر سر بندگان است؛ هر کس نفس خود را مقدم شمرد و تابع نفس خود گردید خداوند او را خوار و زبون می کند و هر کس نفس خود را بی مقدار شمرد، خداوند او را سربلند می دارد؛ مردم در سایه حمایت خداوند به انجام کارهای خویش می پردازند؛ اگر خداوند رسوایی بنده ای را بخواهد، او را از حمایت خود بیرون می کند و در نتیجه زشتی های او برای مردم هویدا می گردد.(955)
نیز از سخنان اوست: کسی که ثروت را نخواهد تا با آن صله رحم به جا آورد و امانت خود را بپردازد و از دیگران بی نیازی بجوید، خیری در او نیست.(956)
از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت از فاطمه علیها السلام پرسید: چه چیزی برای زنان نیکوتر است؟ فرمود: اینکه نه آنان مردان نامحرم را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را. حضرت این سخن را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه داشت و ایشان فرمود: فاطمه پاره تن من است. نیز از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: هر کس تقوای الهی را پیشه خود سازد، قوی زیسته است و در دیار خویش با امنیت به سر خواهد برد.(957) نیز از سخنان سعید است که: چشمان خویش را از یاران ستمگر پر نسازید (وضعیت آنان چشمگیر شما نباشد)، مگر اینکه در دل از آنان بیزاری بجویید - کنایه از اینکه اگر در ظاهر ناخواسته با ستمگران همراه هستید، باید در نهان از آنان بیزار باشید - تا کردار نیک شما بی اثر نگردد.(958)
او تعبیر خواب می کرد و بدین کار شهره بود؛ لذا عبدالملک بن مروان کسی را نزد او فرستاد تا درباره خوابی که دیده بود از او پرس و جو کند. خواب دیده بود که گویا چهار بار در محراب بول کرده است! سعید بن مسیب گفت: چهار تن از نسل او حکومت خواهند کرد؛ و چنین شد؛ زیرا ولید، سلیمان، یزید و هشام که همه از فرزندان عبدالملک هستند به حکومت رسیدند.(959)

3. مجاهد بن جَبْر

ابو الحجاج مخزومی اهل مکه، قاری و مفسر؛ به سال 21 متولد شد و در سال 104 در حال سجده در مکه وفات یافت. او از موثق ترین شاگردان ابن عباس بوده است که بزرگان و ارباب حدیث و تفسیر بر او اعتماد کرده اند.
از او روایت شده که گفت: قرآن را سه بار بر ابن عباس عرضه داشتم؛ بر روی هر آیه مکث می کردم و می پرسیدم درباره چه کسی و چگونه نازل شده است. ابن ابی مُلَیْکه(960) می گوید: مجاهد را دیدم که تفسیر قرآن را از ابن عباس می پرسید و لوحه هایی را نیز همراه خود داشت که بر آن می نگاشت. ابن عباس به او می گفت: بنویس؛ تا اینکه مجاهد تفسیر تمام قرآن را از او فرا گرفت؛ از این روست که گفته شده: داناترین تابعان در تفسیر، مجاهد است. سفیان ثوری می گوید: اگر تفسیری از مجاهد به تو رسید کفایت می کند و صحت آن مورد تأیید است. ذهبی می گوید: همه امت بر پیشوایی مجاهد در تفسیر و استناد به سخنان او اتفاق نظر دارند؛ او انسانی موثق و امین فقیهی پرهیزگار، دانشوری صاحب احادیث فراوان و خوش حافظه و با دقت بود. اعمش می گوید: هنگامی که او را می بینی گویا شتربان یا خربنده ای(961) است - که الاغ خویش را گم کرده و اندوهگین است - ولی آنگاه که به سخن می آید از دهانش در می بارد.(962)

جایگاه مجاهد در تفسیر

دانشمندان بارها به جایگاه بلند وی در تفسیر و وثاقت، امانت و گستردگی دانش او گواهی داده اند و دانشوران و محدثان به تفاسیر وی استناد کرده اند.
وی متهم به مراجعه به اهل کتاب است و این اتهام با سخت گیری های استاد او ابن عباس در مراجعه به اهل کتاب سازگار نیست؛ بنابراین رأی برتر در این زمینه این است که مراجعه او به اهل کتاب درباره اموری بوده است که از دایره نهی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خارج است. شاید که با هدف تحقیق - نه تقلید - به آنان مراجعه کرده باشد.
نیز متهم شده که قرآن را به رأی خود تفسیر کرده است. او در تفسیر قرآن از دیدگاه عقل، کاملا آزاد و بازاندیش بود. فرزندش عبدالوهاب می گوید: مردی به پدرم گفت: تو همان کسی هستی که قرآن را تفسیر به رأی می کند؟ پدرم گریست و سپس گفت: یعنی من در مقام تفسیر گستاخم؛ با آنکه تفسیر را از تعدادی از صحابه پیامبر برگرفته ام.(963)
این تهمت ریشه در جو حاکم بر آن زمان دارد که از کاوش و تدبیر در مفاهیم، به ویژه آیات متشابه قرآن سر باز می زدند، ولی دیدگاه عقل، ریشه تمام جمودگریها و تحجرها را یک سره به دور می افکند. در گذشته درباره تفسیر به رأی و ممنوعیت آن سخن گفتیم.