فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد اول)

آیت الله محمد هادی معرفت

جایگاه علمی سعید

او نزد ابن عباس تعلم یافت و در راه دانش اندوزی ملازم او بود؛ از این رو ابن عباس به او اجازه نقل حدیث داد و گفت: برای مردم نقل حدیث کن. او در حالی که طفره می رفت گفت: با وجود شما چگونه حدیث نقل کنم! در روایت دیگری است: در حالی که شما حضور داشته باشید؟ ابن عباس گفت: آیا این از نعمت های خداوند بر تو نیست که حدیث نقل کنی و من شاهد آن باشم؟ که اگر صواب گویی، چه بهتر و اگر خطا روی، به تو بیاموزم!.
احمد بن حنبل می گوید: حجاج، سعید بن جبیر را به قتل رساند؛ در هنگامی که بر روی زمین کسی نبود که محتاج علم او نباشد!.(920) این مطلب را ابو نعیم از عمرو بن میمون و او از پدرش نیز نقل کرده است.
هرگاه اهل کوفه نزد ابن عباس می آمدند و از او فتوا می خواستند، می گفت: مگر ابن ام الدهماء - یعنی سعید بن جبیر - در میان شما نیست؟. یحیی بن سعید می گوید: مرسلات(921) ابن جبیر از مرسلات عطاء و مجاهد در نزد من بهتر است. سفیان، سعید را بر ابراهیم نخعی از نظر علمی ترجیح می داد. او از مجاهد و طاووس داناتر بود.(922)
سعید استاد خود را بسیار گرامی می داشت. او می گوید: وقتی من از ابن عباس سماع حدیث می کردم، اگر به من اجازه می داد سر او را می بوسیدم.(923)
ابو نعیم گزیده های تفاسیر منقول از سعید بن جبیر را گردآوری کرده و برای آن فصلی گشوده و با عنوان آثار سعید در تفسیر آورده است.(924)
او درباره آیه رب انی لما أنزلت الی من خیر فقیر(925) که از زبان حضرت موسی (علیه السلام) در قرآن حکایت شده است، از سعید نقل می کند که گفت: او (موسی) در آن روز به یک نیمه خرما نیازمند بود. و درباره آیه أمثلهم طریقة(926) گفت: یعنی از نظر عقلی برجسته ترند.(927)

2. سعید بن مسیب

ابو نعیم اصفهانی می گوید: ابو محمد، سعید بن حزن مخزومی از کسانی است که امتحان داد و در امتحان الهی سربلند در آمد، و در راه خدا هرگونه سرزنش ناروایی را تحمل کرد. شخصی عابد، حاضر در جماعت، عفیف و قناعت پیشه بود؛ چنان که اسمش گویاست به وسیله انجام طاعات سعادتمند گردید و از گناهان و ناروایی ها دوری گزید.(928)
ابن مدینی می گوید: من در میان تابعان کسی به گستره علمی سعید بن مسیب نمی شناسم. - همو می گوید: - اگر سعید بگوید سنت چنین است، به آن بسنده کن. او در نزد من گرامی ترین تابعان است. ابو حاتم می گوید: در میان تابعان از او بزرگوارتر یافت نمی شود. سلیمان بن موسی می گوید: او دانشمندترین تابعان است. ابو زرعه می گوید: او مدنی، قرشی، ثقه و پیشواست. قتاده می گوید: من هرگز کسی را داناتر از او به حلال و حرام ندیده ام. ابن شهاب می گوید: عبدالله بن ثعلبه به من گفت: اگر طالب این علم (فقه) هستی، به سراغ این شیخ، سعید بن مسیب برو. عمرو بن میمون بن مهران از پدرش نقل می کند که گفت: وارد مدینه شدم و سراغ داناترین شخص شهر را گرفتم؛ به سوی سعید بن مسیب راهنمایی ام کردند. مکحول می گوید: سراسر زمین را در طلب علم گشتم، ولی با داناتر از او برخورد نکردم. احمد بن حنبل می گوید: مرسلات سعید بن مسیب جملگی صحیح اند، ما صحیح تر از مرسلات او سراغ نداریم. شافعی می گوید: ارسال ابن مسیب نزد ما حسن است.(929)
ابن خلکان می گوید: سعید بن مسیب بزرگ تابعان و از افراد طراز اول بود. او حدیث و فقه و زهد و عبادت و وارستگی را در خود جمع کرده و یکی از فقهای هفت گانه مدینه بود. وی به سال 15 به دنیا آمد و در سال 95 در گذشت.(930)
ابن سعد، کاتب واقدی از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: از پدرم علی بن الحسین شنیدم فرمود: سعید بن مسیب داناترین مردم نسبت به شناخت آثار گذشتگان و در رأی خود فقیه ترین ایشان است. ابن سعد در طبقات زندگانی نامه مفصلی برای او نقل کرده و در آن از احوال و سرگذشت شگفت انگیز او مطالب فراوانی آورده است.(931) علاوه بر اینها روایاتی در مدح و ستایش او از علمای امامیه رسیده است.
نخستین برجستگی او این است که دست پرورده امیر مؤمنان (علیه السلام) است؛ آن حضرت او را بنا به وصیت جدش حَزَن در دامن خویش پروراند. او در میان خاندان دانش و پیراستگی رشد کرد و بزرگ شد. همچنین از مخلص ترین اصحاب امام علی بن الحسین زین العابدین (علیه السلام) گردید و یکی از اوتاد پنج گانه ای شد که - بنا به گزارش فضل بن شاذان - در راه دین استوار و ثابت قدم ماندند. فضل می گوید: در روزگار علی بن الحسین در آغاز امامت وی و پیوستن به وی پنج نفر بیشتر نبودند: سعید بن جبیر، سعید بن مسیب، محمد بن جبیر بن مطعم، یحیی بن ام طویل و ابو خالد کابلی. وی درباره امام سجاد (علیه السلام) معتقد بود که دارای نفس زکیه ای است که نظیر نداشته و نخواهد داشت. نیز اعتقاد داشت که امام به سان داوود قدیس است که کوه ها همراه او صبح و شام تسبیح می گویند.(932)
کشی به نقل از هری از سعید بن مسیب روایت می کند که گفت: مردم تا هنگامی که علی بن الحسین زین العابدین از مکه خارج نمی شد، بیرون نمی رفتند. حضرت از شهر بیرون شد و من همراه وی بیرون رفتم. در یکی از باراندازها فرود آمد و دو رکعت نماز گذارد و در سجده خود تسبیحی گفت که همه کائنات با او تسبیح گفتند. ما از وحشت فریاد برآوردیم. حضرت سر از سجده برداشت و فرمود: سعید! آیا ترسیدی؟ گفتم: آری ای پس رسول خدا. فرمود: این تسبیح اعظم است که پدرم از جدم رسول خدا برایم نقل فرموده است؛ تسبیحی است که با انجام آن گناهی در پرونده انسان نمی ماند. عرضه داشتم: پس به من بیاموز.... نیز از محمد بن قولویه از اسباط بن سالم از امام کاظم (علیه السلام) حدیثی نقل کرده است که امام، طی آن، حواریون پیامبر و ائمه را برشمردند و در ضمن آن، جبیر بن مطعم، یحیی بن ام طویل، ابو خالد و سعید بن مسیب را از حواریون امام زین العابدین (علیه السلام) شمردند.(933)
همچنین از محمد بن قولویه از ابو مروان از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: از علی بن الحسین شنیدم که می فرمود: سعید بن مسیب داناترین مردم به احادیث پیشینیان و فقیه ترین ایشان در زمان خودش بود.(934) این حدیث با اختلافی در عبارت پایانی: أفقههم فی رأیه به روایت ابن خلکان از ابو مروان نیز گذشت.
شیخ مفید از ابو یونس محمد بن احمد روایت می کند که گفت: پدرم و تعداد زیادی از اصحاب ما - امامیه - برایم روایت کرده اند: جوانی از قریش نزد سعید بن مسیب بود که علی بن الحسین وارد شد، جون قریشی به سعید گفت: این شخص کیست؟ پاسخ داد: او سید العابدین، علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب است.(935)
همچنین حمیری از بزنطی روایت می کند که گفت: نزد امام رضا (علیه السلام) از قاسم بن محمد بن ابی بکر، دایی پدرش و سعید بن مسیب، نامی به میان آمد؛ حضرت فرمود: آنان بر این امر (ولایت اهل بیت) استوار بودند.(936)
ثقةالاسلام کلینی در باب مولد الصادق از اسحاق بن جریر روایت کرده است که گفت: حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: سعید بن مسیب و قاسم بن محمد بن ابی بکر و ابو خالد کابلی از اصحاب موثق علی بن الحسین (علیه السلام) بودند.(937)
ابن شهر آشوب در مناقب آل ابی طالب درباره کرامات امام زین العابدین (علیه السلام) روایاتی از سعید بن مسیب نقل کرده که میزان دوستی و محبت او نسبت به اهل بیت و سطح بالای ارتباط او با سید الساجدین (علیه السلام) را نشان می دهد.(938) محقق بحرانی نیز - در حاشیه بلغة الفقیه - از سخن شیخ طوسی در اوایل کتاب تبیان، شیعه بودن او را استنباط کرده است.(939)
او همان کسی است که قضیه بجدل جمال و بریدن انگشت امام حسین (علیه السلام) پس از شهادت حضرت را روای کرده که او پس از این عمل شنیع با ناامیدی از رحمت پروردگار به پرده کعبه چنگ زده بود.(940)
شیخ طوسی او را از اصحاب امام زین العابدین و یکی از پیشگامان نقل حدیث شمرده می گوید: سعید بن مسیب بن حزن، ابو محمد مخزومی از امام علی بن الحسین (علیه السلام) روایت کرده (نقل حدیث نموده) است؛ او از طبقه اول رجال است.(941)
سید محسن امین درباره او و دوستی اش نست به اهل بیت علیهم السلام، حق مطلب را ادا کرده است. وی می گوید: او همواره با امیر مؤمنان (علیه السلام) بود و هیچگاه حتی در جنگ های حضرت، ایشان را تنها نگذاشت. در ادامه از ابن ابی الحدید و دیگران برخی گفته های طعن آمیز درباره او را نقل کرده و با روشی حکیمانه به ابطال آن پرداخته است.(942)

نمونه هایی از تفسیر سعید بن مسیب

ابو نعیم در کتاب حلیه از یحیی بن سعید و او از سعید بن مسیب نقل می کند که سعید درباره آیه ربکم أعلم بما فی نفوسکم ان تکونوا صالحین فانه کان للأوابین غفورا(943) گفت: مراد کسی است که گناه و سپس توبه کرده است و باز گناه و بار دیگر توبه کرده است، ولی در هیچ مورد عمدا به گناه باز نگشته است.(944) این دقیق ترین تفسیر آیه است؛ زیرا این آیه به چند شکل تفسیر شده است:
1. از ابن عباس و عمرو بن شرحبیل نقل شده است که مراد تسبیح گویانند.
2. نیز از ابن عباس نقل شده که مراد مطیعان نیکوکارند.
3. قتاده گفته است: مراد مطیعان و نمازگزارانند.
4. از ابن منکدر و نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که: مراد کسانی اند که بین نماز مغرب و عشاء نماز می گزارند.
5. از عون عقیلی رسیده است: مراد کسانی اند که نماز ظهر می خوانند.
6. مراد روی گرداننده از گناه و روی آورنده به خداست؛ که همین معنای آخر پسندیده است، ولی در شرایط و چگونگی آن اختلاف است.
از سعید بن جبیر نقل شده که گفت: یعنی بازگشت کنندگان به سوی نیکی. و از مجاهد چنین نقل شده است: یعنی کسی که در خلوت گناهان خود را به یاد می آورد و از آن استغفار می کند.
از عطاء بن یسار نقل شده است: معنای آن این است که بنده گناه کرده سپس توبه می کند؛ خدا هم توبه او را می پذیرد؛ باز گناه کرده، دوباره توبه می کند و خدا توبه او را می پذیرد؛ برای بار سوم که گناه می کند، اگر توبه کرد، خداوند طوری توبه او را می پذیرد که اثرش نابود شدنی نیست. از عبید بن عمیر روایت شده است: اواب به معنای حفیظ است؛ یعنی کسی که می گوید: خداوندا! گناهانی را که در این مجلس مرتکب شدم بیامرز.
سعید بن مسیب آیه را بدین شکل تفسیر کرد: مراد؛ کسی است که گناه کرده، توبه پیشه می کند، باز گناه کرده، توبه می نماید، ولی رجوع مجدد او به گناه از روی تعمد و اراده نیست، بلکه به دلیل اشتباهی است که از او سر می زند. همین نکته ظریف مقصود اساسی است؛ زیرا در آیه الاواب به کار برده شده که صیغه مبالغه است و بیانگر مبالغه در أوب (رجوع) است؛ یعنی زیاد و پی در پی، ولی آیا رجوع بدون قید و شرط و هر گناهکاری مراد است یا مقصود رجوع کسی است که از روی سرپیچی از فرمان خدا و سرکشی در مقابل دستورات او گناه نمی کند، بلکه گناه - به تعبیر ساده - از دستش در رفته یا هوای نفس بر او غالب شده، معصیت کرده است ولی پس از اندکی متوجه اشتباه خود شده و توبه می کند؟!
خداوند می فرماید: انما التوبه علی الله للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب.(945) نیز می فرماید: ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون.(946)
معنای لم آمرزیده شده در آیه و یجزی الذین أحسنوا بالحسنی الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش الا اللمم ان ربک و اسع المغفرة هو أعلم بکم اذ أنشاکم من الارض.(947) نیز همین است؛ یعنی گناهانی که از روی نادانی و غفلت از فرد سر می زند نه از روی تمرد و عناد با حق. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: لمم به این معناست که انسان گناهی را ناخواسته مرتکب شود و از آن استغفار کند؛ نیز می فرماید: یعنی هر گناهی که بنده مومن به ترک آن خو گرفته است، ولی ناخواسته مرتکب آن شود. همچنین می فرماید: لمام این است که بنده مرتکب گناهی شود که جزو عادت و سرشت او نگردیده است. در روایت دیگر آمده است: لمم بدین معناست که بنده گناهی را بعد از دیگر مرتکب شود. باز در روایتی می فرماید: لمم گناهی است که فرد مرتکب آن می شود سپس تا زمانی که خدا بخواهد درنگ می کند و بعد دوباره ناخواسته مرتکب آن می شود.(948)
آری، گاهی نفس بر انسان غالب می شود و در نتیجه آن مرتکب گناهی می گردد که شیوه او نبوده است؛ از این رو متوجه گناه خود شده، فورا از کرده خود پشیمان می گردد و توبه می کند. بر همین منوال اگر دوباره مرتکب گناهی شد که به آن عادت نکرده است توبه می کند و خداوند توبه او را می پذیرد؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و به غایت مهربان است.
این همان نکته دقیقی است که در تفسیر ابن مسیب بدان اشاره رفته است، او می گوید: و لا یعود فی شی ء قصدا؛ و این همان معنایی است که از صدر آیه به دست می آید: ربکم أعلم بما فی نفوسکم ان تکونوا صالحین فانه کان للأوابین غفورا.(949) تفسیر رسیده از ناحیه امام صادق (علیه السلام) هم به همین معنا نظر دارد. حضرت می فرماید: الاواب: النواح المتعبد الراجع عن ذنبه. همین تفسیر از مجاهد بن جبر نیز روایت شده است.(950) نواح صیغه مبالغه و بیانگر فزونی ناله و آه است و به کسی گفته می شود که بر کردار خود آه و فغان می کند و از روی پشیمانی بر کرده خود می گرید و در حالی که به درگاه خداوند روی آورده است استغفار می کند. عن که از ادوات اعراض است نیز بر نهایت پشیمانی و عزم (جزم) بر کنار گذاشتن همیشگی گناه دلالت دارد.
تفسیری که به نماز بین مغرب و عشاء نظر داشت، اشاره به یکی از وسایلی است که هنگام دعا و نیایش به درگاه الهی باید آن را وسیله قرار داد. یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة.(951) به همین دلیل است که به نماز اوابین نامگذاری شده است. کیفیت آن را نیز هشام بن سالم از امام صادق (علیه السلام) چنین روایت می کند: نمازی است چهار رکعتی و در هر رکعت سوره اخلاص، پنجاه بار خوانده می شود و این نماز اوابین است.(952) همچنین در روایات به خواندن چهار رکعت نماز نافله بعد از مغرب، ترغیب و توصیه شده که در حضر و سفر ترک نشود.(953)