فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد اول)

آیت الله محمد هادی معرفت

4. مدرسه بصره

این مدرسه را عبدالله بن قیس معروف به ابو موسی اشعری (متوفای 44) بنیان نهاد. او به سال 17 که عمر مغیره را از ولایت بصره عزل کرد، به عنوان والی وارد آن شهر گردید. عثمان نیز ابتدا او را ابقا و پس از مدتی برکنار کرد و او به کوفه رفت. عثمان وقتی سعید را از ولایت کوفه عزل کرد، ابو موسی را به این مهم گمارد. امیر مؤمنان (علیه السلام) او را عزل کرد، چه اینکه به سبب دوستی دیرینه ای که بین او و معاویه بود، با معاویه رابطه پنهانی داشت. این نکته از وصیت معاویه به پسرش یزید درباره ابو برده فرزند ابو موسی اشعری روشن می شود.(910)
ابو موسی از امیر مؤمنان (علیه السلام) فاصله گرفته بود و در جنگ صفین هنگامی که به عنوان حَکَم برگزیده شد، رسوایی او آشکار گردید. هموست که نخست به اهل بصره فقه و قرائت قرآن آموخت. ابن حجر می گوید: تعدادی از تابعان و اتباع آنان، به دست او تربیت شدند(911) حاکم از ابو رجاء چنین نقل کرده است: قرآن را از ابو موسی اشعری در این مسجد - یعنی مسجد بصره - آموختیم؛ ما حلقه وار می نشستیم؛ چنان که گویی اکنون او را در حالی که در دو لباس سفید است می بینم.(912)
در مکتب تفسیری او انحراف شدیدی وجود داشت و پس از او در بصره، زمینه برای رشد بسیاری از بدعت ها و انحرافات فکری و عقیدتی به ویژه در مسائل اصول دین و امامت و عدل فراهم شد.
عبدالکریم شهرستانی می گوید: از اتفاقات عجیبی که من شنیدم این است که ابو موسی اشعری (متوفای 44) درست همان مطالبی را عنوان می کرد که نوه اش ابو الحسن اشعری (متوفای 324) در مذهبش بیان می داشت. - همچنین می گوید: - میان عمرو بن عاص و ابو موسی گفت و گویی رخ داد: عمرو گفت: از کجا کسی را بیابم که از خدا به سوی او شکایت برم؟ ابو موسی گفت: من آن داور هستم. عمرو گفت: آیا خداوند چیزی را بر من مقدر می گرداند و سپس مرا به سبب انجام دادن آن عقاب می کند؟ ابو موسی گفت: آری. عمرو گفت: چرا؟ گفت: چون پروردگارت به تو ستم روا نمی دارد! عمرو ساکت شد و نتوانست پاسخی دهد!.(913) ابو موسی مسأله جبر در تکلیف را مطرح ساخت که جاهلیت عرب بر آن باور بودند، و بدین جهت عمرو نتوانست پاسخی بدهد.
ابن ابی الحدید، ابو برده فرزند ابو موسی اشعری را در زمره دشمنان و بدگویان امیر مؤمنان (علیه السلام) می شمرد و می نویسد: این کینه را مستقیما از پدر به ارث برده و در او ریشه دوانیده است و جنبه و عارضی ندارد.(914)

5. مدرسه شام

بنیانگذار مدرسه شام ابو الدرداء عمویمر بن عامر خزرجی انصاری است. او از برجستگان و فقیهان و حکیمان صحابه بود. در جنگ بدر اسلام آورد و در جنگ احد شرکت جست و در آنجا نمودی چشمگیر داشت. روایت شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره او در جنگ احد فرمود: عمویمر سوارکار خوبی است. نیز فرمود: او حکیم امت من است.
در ایام خلافت عمر متصدی امر قضاوت در دمشق گردید و در روزگار عثمان به سال 32 در گذشت.
از صحابه بزرگ، تنها ابو درداء و بلال بن رباح - موذن معروف پیامبر که در طاعون عمواس، در سال 20 وفات یافت و در حلب دفن شد - و واثلة بن اسقع وارد دمشق شدند. واثله آخرین فرد از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در دمشق - در سال 85 - در روزگار خلافت عبدالملک بن مروان وفات یافت. در مدرسه شام به دست ابو درداء شماری از تابعان بزرگ؛ همچون سعید بن مسیب، علقمة بن قیس، سوید بن غفله، جبیر بن نفیر، زید بن وهب، ابو ادریس خولانی و دیگران، تربیت شدند.
ابو الدرداء از سرسپردگان استوار بر خط ولایت آل رسول علیهم السلام بود که هیچ طوفانی او را متزلزل نساخت. مرحوم صدوق در امالی از هشام بن عروة بن زبیر و او از پدرش نقل کرده است که گفت: در مسجد مدینه به صورت دایره وار نشسته بودیم و درباره اهل بدر و بیعت ضوان گفت و گو می کردیم. ابو الدرداء گفت: ای قوم! آیا شما را از شخصی که از نظر مالی کمترین و در مقام ورع، پرهیزگارترین و در زمینه عبادت، کوشاترین مردم است خبر دهم! گفتند: چه کسی؟ گفت: او امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) است! عروه می گوید: به خدا سوگند! ابو الدرداء این سخن را نگفت مگر اینکه تمام اهل مجلس از او روی برگرداندند؛ سپس مردی از انصار با تأسف رو به سوی او کرد و گفت: عمویمر! سخنی گفتی که هیچ کس از همان آغاز از تو نپذیرفت! ابو الدرداء گفت: ای مردم! من آنچه دیده ام می گویم؛ هر یک از شما نیز آنچه دیده است بگوید... آنگاه بار دیگر بیان خود را درباره عبادت امیر مؤمنان (علیه السلام) و گریه های آن حضرت در هنگام شب - موقعی که همه مردم در خوابند - آغاز کرد.(915)

چهره های بارز تابعان

یادآور شدیم که شمار بسیاری از پیشگامان دانش، در خیزشی سترگ، به تحصیل علم و کسب معارف دین اقدام کردند و چون در کسب فیض از انوار عهد رسالت به طور مستقیم محروم شده بودند، به درگاه چهره های علمی صحابه روی آوردند و دانش را از آنان فرا گرفتند و میان مردم منتشر ساختند؛ از این رو آنان تنها واسطه و حلقه اتصال میان منابع نخستین دانش و همه امتند و نه تنها در زمان خودشان بلکه برای همه ادوار و تمام اعصار، حاملان پرچم هدایت اسلام به شمار می روند.
اینان افراد سرشناسی هستند که به شمار در نمی آیند و به سان ستارگان درخشان آسمان دامنه تعلیم و تربیت را در سراسر جهان اسلام و اطراف و اکناف آن گستراندند. در اینجا تنها به بررسی چهره های بارز و آنان که در بین مردم به آموزش و نشر علوم و بیان معارف قرآن شهرت یافتند بسنده می کنیم. اینان در مدارس تفسیری معروف به ویژه مدرسه ابن عباس در مکه، پرورش یافتند. معروف ترین آنان عبارتند از:
1- سعید بن جبیر
2- سعید بن مسیب
3- مجاهد بن جبر
4- طاووس بن کیسان
5- عکرمه غلام ابن عباس
6- عطاء بن ابی رباح
7- عطاء بن سائب
8- ابان بن تغلب
9- حسن بصری
10- علقمة بن قیس
11- محمد بن کعب قرظی
12- ابو عبدالرحمان سلمی
13- مسروق بن اجدع
14- اسود بن یزید نخعی
15- مره هَمْدانی
16- عامر شعبی
17- عمرو بن شرحبیل
18- زید بن وهب
19- ابو شعثاء کوفی
20- ابو شعثاء ازدی
21- اصبغ بن نباته
22- زر بن حبیش
23- ابن ابی لیلی
24- عبیدة بن قیس
25- ربیع بن انس
26- حارث بن قیس
27- قتادة بن دعامه
28- زید بن اسلم
29- ابو العالیه
30- جابر جعفی