فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد اول)

آیت الله محمد هادی معرفت

سندهای تفسیر از ابن عباس

سیوطی در الاتقان(762) نُه طریق (سند روایتی) در به دست آوردن تفسیر ابن عباس بیان داشته، برخی را قوی و برخی را ضعیف ارزیابی کرده است.

نخستین طریق

که از بهترین آنها است؛ طریق معاویة بن صالح از علی بن ابی طلحه هاشمی از ابن عباس است. احمد بن حنبل می گوید: در مصر نوشته ای در تفسیر وجود دارد که علی بن ابی طلحه آن را روایت کرده و چنان است که اگر کسی تنها برای به دست آوردن آن به مصر سفر کند، زیاده روی نکرده است؛ یعنی ارزش آن تفسیر برتر از آن است. ابن حجر می گوید: این نسخه نزد ابو صالح، کاتب لیث بوده که معاویة بن صالح آن را از طریق علی بن ابی طلحه از ابن عباس نقل کرده است. محمد بن اسماعیل بخاری نیز آن را از طریق ابی صالح نقل کرده است و در جامع حدیثی خود در مواردی که از ابن عباس نقل می کند، بیشتر بر آن تکیه دارد. ابن جریر طبری و ابن ابی حاتم و ابن منذر با واسطه هایی که میان آنان و ابی صالح وجود دارد، از همان صحیفه نقل کرده اند.
برخی این طریق را به دلیل اینکه ابن ابی طلحه مستقیما تفسیر را از ابن عباس دریافت نکرده است، مورد مناقشه قرار داده و آن را معتبر ندانسته اند. ابن حبان در عین اینکه ابن ابی طلحه را از ثقات شمرده است می گوید: او از ابن عباس روایت کرده، ولی او را ندیده است.(763) همچنین گفته اند: وی تفسیر را از مجاهد یا سعید بن جبیر فرا گرفته و مستقیما آن را به ابن عباس نسبت داده است. دلیل بر این مدعا آنکه او به سال 143 وفات یافته و ابن عباس در سال 68. میان این دو تاریخ 75 سال فاصله است و با این حساب امکان ندارد وی توانسته باشد مستقیما از ابن عباس روایت کند. خلیلی می گوید: حافظان قرآن همه اتفاق نظر دارند که ابن ابی طلحه خود تفسیر را از ابن عباس دریافت نکرده است.(764)
برخی تلاش دارند او را ضعیف شمرده، به کج فهمی و حتی خارج بودن متهم سازند. یعقوب بن سفیان می گوید: مذهب مورد پسندی نداشت. ابن حجر در پاسخ می گوید: یاد نکردن واسطه چنانچه شناخته شده باشد که راوی ثقه است، به حجیت سند روایت زیان نمی رساند به ویژه اگر ثقات هم از او روایت کرده باشند.(765) صالح بن محمد می گوید: کوفیان و شامیان نیز - چون به حمص مهاجرت نمودند - از او روایت کرده اند. ابن حجر می گوید: بخاری در باب تفسیر از طریق معاویه بن صالح از ابن ابی طلحه فراوان از ابن عباس روایت کرده است - و اضافه می کند: - من سبب اتهام وی را به قیام سیف یافتم: ابوزرعه دمشقی از علی بن عیاش حمصی نقل کرده است که علاء بن عتبه حمصی در زیر گنبد مسجد پیامبر با علی بن ابی طلحه دیدار کرد، علی به علاء گفت: ای ابا محمد! روزگاری شده است که قبیله ای از مسلمانان را می گیرند و قتل عام می کنند و هیچ کس اعتراضی نمی کند و پروای از خدا را مطرح نمی سازد، تنها بنی امیه نیستند که گناهکارند بلکه همه اهل شرق و غرب جهان اسلام در آن سهیمند. - وی با این سخنان به روزگار به قدرت رسیدن عباسیان که خون آل امیه را مباح شمردند، اشاره می کند؛ البته آنان مستحق چنین عقوبتی بودند؛ گروهی به دلیل ارتکاب جنایت و گروه دیگر به علت سکوت در مقابل جنایات برادرانشان - آنگاه علی بن ابی طلحه رو به علاء(766) - که از هواداران بنی امیه بود - کرد و گفت: ای بیچاره! آیا اهل بیت پیامبر (مقصودش بنی عباس است) گناه کرده اند که گروهی را به علت جنایتشان مجازات می کنند و گروه دیگری را می بخشند؟ علاء گفت: نظر تو این است؟ علی گفت: آری. علاء به او گفت: از این پس با تو سخن نخواهم گفت. ما آل محمد را به خاطر پیامبر دوست می داریم، ولی وقتی با سیره او مخالفت ورزند و به سنت او عمل نکنند، آنان منفورترین مردم نزد ما خواهند بود.(767)
از این رو در روایاتی که علی بن ابی طلحه از ابن عباس در زمینه تفسیر می آورد جای خدشه نیست و نیز در سند آن ضعفی وجود ندارد. خلیلی در ارشاد گفته است: تفسیر معاویة بن صالح، قاضی اندلس، از علی بن ابی طلحه از ابن عباس را بزرگان از ابو صالح کاتب لیث از معاویه نقل کرده اند.(768)
علت اینکه به ابن ابی طلحه خدشه وارد کرده اند این است که وی در تفسیر، تحت تأثیر افکار ابن عباس بود و - زمانی که در شهر حمص بود؛ سرزمینی که افکار عمومی مردم آن تحت تأثیر افکار مسموم خاندان ضد اسلام بنی امیه بودند - به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) محبت و به دشمنان آنان کینه می ورزید؛ لذا تهمت هایی به غایت ناروا به او نسبت داده اند!

طریق دوم؛

طریق قیس بن ربیع ابو محمد اسدی کوفی (متوفای 168) از عطاء بن سائب از سعید بن جبیر از ابن عباس است؛ این طریق هم مورد قبول است.
سیوطی می گوید: این طریق بنابر مبنای هر دو شیخ (بخاری و مسلم) صحیح شمرده شده و فریابی و همچنین حاکم در المستدرک از این طریق احادیث بسیاری نقل کرده اند.(769)
ابن حجر از احمد بن حنبل نقل کرده است که قیس به تشیع تمایل داشت، ولی ابن ابی شیبه می گوید: او به اتفاق همه بزرگان راستگوست و نوشتار وی هم درست است.(770)
عطاء بن سائب از خالص ترین شیعیان اهل بیت پیامبر علیهم السلام بود؛ زیرا تحت تأثیر تعالیم اساتیدی مثل سعید بن جبیر و ابن عباس قرار گرفته بود. وی با امام زین العابدین (علیه السلام) داستانی شنیدنی دارد که نشان دهنده نزدیک بودن وی به پیشگاه والای آن حضرت است.(771)