فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد اول)

آیت الله محمد هادی معرفت

فتوای کاشف الغطاء

در پاسخ به استفتای استاد عبدالرحیم محمد علی درباره جواز ترجمه قرآن به زبان های بیگانه، دانشمند بزرگ، شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء رحمة الله علیه متن زیر را نگاشته است:
وقتی به این مسأله نگاه می کنیم می بینیم اعجاز قرآن که باعث شگفتی دانشمندان بلکه جهانیان شده، مربوط به دو چیز است:
1. فصاحت مبانی و الفاظ و بلاغت اسلوب و ترکیبات؛
2. عظمت معانی و مفاهیمی که در قرآن آمده است، مانند قوانین و مقررات بلند و شگفت آور و احکام جامعی که برای صلح بشر مقرر گردیده، از عبادات گرفته تا مسائل اجتماعی؛ یعنی از طهارت تا حدود و دیات، علاوه بر مسائل اعتقادی که در مورد توحید، نبوت و معاد به صورت مبرهن بیان شده است. خلاصه اینکه قرآن کریم متکفل اصلاح دنیا و آخرت مردم است؛ به گونه ای که هیچ کتاب آسمانی و هیچ آیینی از آیین های پیشین چنین نبوده است.
شک نیست که ترجمه هرقدر هم در زبان دوم قوی و بلیغ باشد، نمی تواند قرآن را در آن زبان منعکس کند، گرچه مترجم در هر دو زبان عربی و دوم نیرومند و ماهر باشد، ولی ترجمه اگر درست باشد و در آن هیچ گونه تغییر و تحریفی نباشد، جایز است؛ بلکه برای کسانی که قدرت بر ترجمه دارند، چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی، واجب است، چون بهترین راه دعوت به اسلام و تبلیغ دین است و سخن خداوند، آنجا که می فرماید: ولتکن منکم امة یدعون الی الخیر(306) به آن اشاره دارد؛ و چه خیری مهمتر و بزرگ تر از دعوت به اسلام است؟!
ترجمه قرآن به زبان فارسی از قدیم رایج بوده و از هیچ یک از دانشمندان بزرگ ما منع از آن نقل نشده است؛ و اگر ترجمه قرآن به فارسی جایز باشد، قطعا ترجمه به زبان های دیگر هم جایز خواهد بود. با این بیان نیازی نداریم که به اصل اباحه و مانند آن تمسک کنیم؛ زیرا مسأله واضح، درست و روشن تر از آن است که احتیاج به دلیل یا اصلی داشته باشد.(307)

نظر آیت الله خویی

استاد بزرگوار ما آیت الله خویی قدس سره نظر روشنی درباره ترجمه قرآن به زبان های دیگر دارد که آن را در پیوست کتاب البیان ذکر و به اجمال به شرایط اولیه ترجمه نیز اشاره کرده است. سخن ایشان چنین است:
خداوند پیامبر خود را برای هدایت مردم فرستاد و او را به وسیله قرآن قوت بخشید. در قرآن تمام آنچه بشر را به سعادت و کمال می رساند، وجود دارد. و این لطفی از جانب خداست که به گروه خاصی تعلق ندارد، بلکه تمام بشر را در بر می گیرد. حکمت بالغه خدا خواسته است که قرآن عظیم با زبان قوم پیامبر بر او نازل شود با اینکه تعالیم آن همگانی و هدایتش فراگیر است از این رو لازم است تمام مردم قرآن را بفهمند تا از هدایت آن برخوردار شوند و شک نیست که ترجمه آن به این هدف کمک می کند. باید در ترجمه مهارت و احاطه کامل بر زبانی که قرآن از آن به زبان دیگر ترجمه می شود (زبان عربی) موجود باشد؛ چون ترجمه هر هم که قوی باشد، مزایای بلاغتی را که قرآن بدان امتیاز یافته، نخواهد داشت؛ اصولا این مطلب در کلامی جریان دارد؛ زیرا چه بسا ترجمه متن، به خلاف معنای مراد در متن اصلی، کشیده شود. بنابراین در ترجمه قرآن باید نخست قرآن فهمیده شود. فهم قرآن در سه چیز خلاصه می شود.
1. ظهور لفظی، که عرب فصیح آن را می فهمد؛
2. حکم عقل فطری؛
3. آنچه از معصومین در تفسیر آن آمده است.
این امور، مستلزم احاطه کامل مترجم است تا بتواند معنای قرآن را به زبان دیگر منتقل نماید. اما آراء شخصی ای که برخی از مفسران در تفاسیر خود دارند و با این معیارها سازگار نیست، از باب تفسیر به رأی و از درجه اعتبار ساقط است و مترجم نباید در ترجمه خود به آنها تکیه کند. اگر همه اینها در ترجمه رعایت شود، شایسته است که حقایق قرآن و مفاهیم آن به زبان هر ملتی انتقال داده شود، چون قرآن برای عموم مردم نازل شده و تعالیم و حقایق قرآن برای همه آنان است و سزاوار نیست که زبان قرآن مانع آنان باشد.(308)

فتوای علمای ازهر

نامه استاد دانشگاه ازهر؛
در یک نامه رسمی که شیخ محمد مصطفی المراغی، استاد اسبق دانشگاه ازهر، به نخست وزیر مثر در سال 1355 نوشت، چنین آمده است:
گروهی در گذشته و حال دست به ترجمه قرآن به دیگر زبان ها زده اند. این مترجمان غالبا به زبان و لغت خویش آشنایی کامل دارند، ولی در زبان عربی چندان مهارتی ندارند، بر اصطلاحات و رموز این زبان واقف نیستند و نیز از اصطلاحات اسلامی سر رشه زیادی ندارند تا بتوانند به طور شایسته مفاهیم قرآنی را درک کنند؛ از این رو در ترجمه های موجود، نارسایی فراوانی به چشم می خورد و متأسفانه همین ترجمه ها با این عیب و نقص ها در دسترس مردم قرار دارد و مردم جز آن، راهی برای رسیدن به مفاهیم قرآن ندارند و بر همین ترجمه های ناقص و نارسا، در فهم مطالب اسلامی و تعالیم عالی آن، اعتماد کرده و آن را پذیرفته اند؛ لذا بر امت اسلامی عموما و بر مردم مصر خصوصا لازم است، به جهت جایگاه بلندی که در جهان اسلام دارند، به این کار خطیر مبادرت ورزیده و این نارسایی ها و کمبودها را از ترجمه ها بزدایند و ترجمه های بی عیب و نقص و کاملا رسا در اختیار ملل غیر عرب زبان جهان قرار دهند.
این اقدام اگر به طور جدی انجام شود اثر ژرفی در هدایت گسترده جهانی اسلام خواهد داشت؛ زیرا اساس دعوت به دین اسلام، بر پایه ارائه حجت روشن و برهان قاطع استوار است و در قرآن، حجج و براهین ساطعه و کوبنده، فراوان وجود دارد که دارندگان انصاف را وادار به تسلیم می کند و موجب اذعان و گردن نهادن به حق میشود.
فایده دیگر آن برای امت های اسلامی است که عربی نمی دانند و برای چیدن میوه های دین از شاخه های بلند آن گردن کشیده اند، ولی در برابر خود، ترجمه هایی را می بینند که آکنده از غلط است. آری، تا هنگامی که ترجمه صحیحی که زیر نظر یک هیأت دینی شناخته شده در جهان تهیه شده باشد، به آنان ارائه نشود به همین ترجمه های موجود اعتماد خواهند کرد و آنها را بیانگر وحی الهی خواهند دانست.
ما معتقدیم که عهد سلطنت ملک فواد، که کارهای مهمی به نفع اسلام و مسلمانان در آن انجام گرفته، برای اقدام به این کار سزاوار است. خداوند وجود او را برای یاری علم و دین حفظ کند.
لذا پیشنهاد می شود تا هیأت دولت طرحی برای ترجمه قرآن ارائه دهد و این کار به صورت رسمی به دست با کفایت علمای ازهر و با کمک و مساعدت وزارت معارف و پشتوانه مالی هیأت دولت به انجام برسد. خواهشمندم در این باره تأمل فرمایید.
در این رابطه نامه رسمی دیگری از وزیر معارف مصر به نخست وزیر نوشته شد و نامه استاد دانشگاه ازهر مورد تأیید قرار گرفت تا به طور موکد به خواسته او جامه عمل پوشانده شود.(309)
فتوای علمای ازهر؛
استفتایی در مورد ترجمه قرآن به زبان های دیگر به علمای ازهر تقدیم شد که در آن شرایط لازم ترجمه صحیح قید شده بود. پاسخ استفتا صریحا فتوا به جواز بود. اینک نص و پاسخ آن:
آقایان علما و صاحبان فضیلت، درباره پرسش زیر، پس از ملاحظه مقدمات درج شده نظر خودتان را بفرمایید.
1. شکی نیست که قرآن کریم نام کتابی است دارای نظم و اسلوب خاص که بر پیامبر اسلام و به زبان عربی نازل شده است و نیز جای شبهه نیست و اینکه اگر معانی قرآن درست فهمیده و به زبان دیگر ترجمه شود، این ترجمه، قرآن نخواهد بود؛ بلکه صرفا ترجمه است و همانند تفسیر، توضیحی بیش نیست.
2. نیز جای اختلاف نیست که ترجمه تحت اللفظی، به گونه ای که با معانی، خصوصیات، نظم و اسلوب موجود در قرآن موافق باشد، امکان پذیر نیست.
3. مردم خود ترجمه هایی برای قرآن ارائه و در دسترس همگان قرار می دهند که حاوی اشتباهات و غلطهای بسیار است و برخی مسلمانان از زبان عربی آگاهی ندارند، افراد غیر آشنا به زبان عربی همین ترجمه ها را مورد اعتماد قرار داده اند و حتی برخی علمای غیر مسلمان که خواسته اند بر مفاهیم اسلامی واقف شوند، از همین ترجمه ها استفاده کرده اند.
4. این اندیشه قوت گرفته است که بر پایه زیر، ترجمه استواری انجام گیرد:
لازم است فهم معانی قرآن، به وسیله بهترین دانشمندان ازهر انجام شود و پس از مراجعه به آرای سلف و بزرگان مفسران این معانی در عباراتی دقیق و محدود پیاده شود، سپس به دیگر زبان ها انتقال یابد و انتقال دهندگان باید افرادی باشند که از لحاظ قدرت علمی و احاطه، مورد اطمینان باشند تا بتوانند در کمال امانت و اخلاص، این معانی را به دیگر زبان ها برگردانند، به گونه ای که ترجمه به خوبی معنای آن عبارات عربی را که علما نوشته اند، برساند.
اقدام به این کار تحت چنین شرایطی شرعا جایز است یا نه؟
البته توضیح داده می شود که این ترجمه است و خود قرآن نیست و هیچ گونه ویژگی های قرآن را ندارد و نیز تمامی آنچه علما از قرآن فهمیده اند، نیست. این ترجمه در جنب اصل قرار داده خواهد شد؛ یعنی ترجمه تنهایی منتشر نخواهد شد....
متن پاسخ علما به قرار زیر است:
سپاس خدای را و صلوات و سلام بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از تمام آنچه در این استفتا آمده بود آگاهی یافتیم و می گوییم: اقدام بر ترجمه به صورتی که به تفصیل ذکر شده، شرعا جایز است و خداوند سبحان بهتر می داند.
این پاسخ را علمای ازهر امضا کردند که نام آنان به قرار زیر است:
1. محمود دنیاوی، رییس انجمن علمی طنطا و عضو جمعیت کبارالعلماء.
2. عبدالمجید لبان، رئیس دانشکده اصول دین و عضو جمعیت کبارالعلماء.
3. ابراهیم حمروش، رئیس دانشکده زبان عربی و عضو جمعیت کبارالعلماء.
4. محمد مأمون شناوی، رئیس دانشکده شریعت و عضو جمعیت کبارالعلماء.
5. عبدالمجید سلیم، مفتی سرزمین مصر و عضو جمعیت کبارالعلماء.
6. محمد عبداللطیف فحام، وکیل دانشگاه ازهر و عضو جمعیت کبارالعلماء.
7. دسوقی عبدالله بدری، عضو جمعیت کبارالعلماء.
8. احمد دلبشانی، عضو جمعیت کبارالعلماء.
9. یوسف دجوی، عضو جمعیت کبارالعلماء.
10. محمد سبیع ذهبی، شیخ حنابله و عضو جمعیت کبارالعلماء.
11. عبدالرحمان قراعة، عضو جمعیت کبارالعلماء.
12. احمد نصر، عضو جمعیت کبارالعلماء.
13. محمد شافعی ظواهری، عضو جمعیت کبارالعلماء.
14. عبدالرحمان علیش حنفی، عضو جمعیت کبارالعلماء.
به دنبال فتوای مزبور، محمد مصطفی المراغی، رئیس دانشگاه ازهر، موافقت خود را با این پاسخ اعلام نمود. متن نوشته او چنین است:
بسم الله الرحمان الرحیم. این پرسش را به آقایان افاضل، اعضای جمعیت کبارالعلماء، ارائه نمودم و من با آنچه آنان رأی داده اند موافقم.
رئیس جمعیت کبارالعلماء
محمد مصطفی المراغی
تصمیم هیأت وزیران مصر؛
هیأت وزیران مصر با این طرح موافقت نمود و ده هزار جنیه مصری در بودجه سال بعد برای آن در نظر گرفت تا بخشی از آن به وزارت آموزش و پرورش و بخشی به دانشگاه ازهر و بخشی نیز به چاپ خانه امیریه پرداخته شود. این طرح از نظر قانونی رسمیت یافت و آیین نامه های اجرایی آن، هم از نظر علمی و هم از نظر رسمی، تنظیم گردید. تصمیم هیأت وزیران مصر چنین بود:
پس از آگاهی از نامه استاد دانشگاه ازهر، و نامه جناب وزیر آموزش و پرورش در مورد ترجمه معانی قرآن کریم و با اطلاع مجلس وزرا از دشواری این کار، برای جلوگیری از زیان های ترجمه هایی که تا کنون منتشر شده است، هیأت وزیران در جلسه ای که در تاریخ 12 آوریل 1936 میلادی تشکیل گردید، موافقت کرد که معانی قرآن کریم به صورت رسمی ترجمه شود و اساتید دانشگاه ازهر با کمک وزارت آموزش و پرورش به آن اقدام نمایند. این تصمیم بر اساس فتوای جمعیت کبارالعلماء و اساتید دانشکده شریعت گرفته شد.(310)
تلاش برای عملی نشدن این تصمیم؛
به دنبال این تصمیم، گروه مخالف به رهبری شیخ محمد سلیمان، نایب رئیس دادگاه شرعی عالی تشکیل شد و با این طرح به شدت مخالفت کرد و شخصیت های بزرگی مانند شیخ محمد احمدی ظواهری، رئیس سابق دانشگاه ازهر و عضو جمعیت کبارالعلماء به آنان پیوستند. او در جلسه ای که جمعیت علما برای بررسی این طرح تشکیل داده بود شرکت نکرد. از این گذشته نامه ای برای علی ماهر پاشا، نخست وزیر سابق، فرستاد تا او را به مخالفت با این طرح وادار سازد.
مخالفان این طرح گرد هم آمده، و برای این منظور گروه مقاومت تشکیل دادند و مقالاتی منتشر ساختند و طوماری را در بازارها گرداندند و از مردم خواستند که آن را امضا کنند و جمعیتی بالغ بر هزاران نفر آن را امضا کردند؛ سپس آن را به مجلس شورا فرستادند. گروه زیادی از علما نیز که پیشاپیش آنان شیخ موسی غراوی، رئیس سابق دادگاه شرعی عالی، و تنی چند از قضات و رؤسای دادگاه های شرعی بودند، بر ضد این طرح فتوا دادند و آن را به مجلس فرستادند.
در مجلس، حزبی به ریاست شیخ عباس جمل، وکیل رسمی، تشکیل شد که تعداد زیادی از نمایندگان و اساتید در آن شرکت داشتند. آنان در برابر این طرح مبارزه می کردند و اصرار داشتند تا بودجه تعیین شده برای ترجمه قرآن حذف شود. از سوی دیگر، گروهی از مردم شام و فلسطین و عراق نامه هایی خطاب به نحاس پاشا، نخست وزیر فرستادند و با اصرار تمام از او خواستند که مانع ترجمه قرآن شود و در این درخواست او را به ایمان و عقیده ای که در دل دارد و به نام قرآن و دین سوگند دادند.
نتیجه فریادهای مخالف آن شد که طرح مزبور انجام نگرفت و متوقف شد. پس از آن، نحاس پاشا به صورت ظاهری، مشکل را حل کرد و دستور داد تفسیر جدیدی از قرآن را ترجمه کنند، بی آنکه خود قرآن ترجمه شود. و بدین گونه سعی کرد به ظاهر هر دو طرف را قانع سازد و خود را از معرکه به در برد و با این ظاهرسازی کار پایان پذیرفت. متأسفانه کار مهمی که می توانست راه گسترش تعالیم اسلامی را بگشاید، با کوته نظری گروهی تعطیل شد.(311)