فهرست کتاب


تفسیر و مفسران (جلد اول)

آیت الله محمد هادی معرفت

تعریف ترجمه

تَرجَمَة مصدر فعل رباعی و به معنای تبیین و توضیح است؛ از این رو نوشته هایی که شرح حال رجال را بیان می کند، کتب تراجم می نامند و شرح حال هر یک از رجال را ترجمه او می گویند.
از سخن صاحب قاموس چنین بر می آید که در ترجمه، تعدد زبان شرط است؛ ترجمه، برگرداندن از زبانی به زبان دیگر است، مثلا از عربی به فارسی.
در المعجم الوسیط چنین آمده است: ترجمه انتقال کلام از زبانی به زبان دیگر است. پس اگر یک معنا، با دو عبارت در پی هم آورده شوند که دومی توضیح اولی باشد، ترجمه نمی گویند و صرفا تبیین و توضیح عبارت است. شرط ترجمه صحیح آن است که کاملا به اصل معنا وفادار باشد؛ یعنی ترجمه همان را افاده کند که اصل آن را می رساند، حتی دقایق و ظرایف متن اصلی به متن مترجم منتقل شود. مثلا گاه سخن برای افاده اصل معنا نیست، بلکه برای افاده معنای تحسر (اظهار حسرت) یا تحزن (اظهار اندوه) و مانند آن آمده است. اگر چنین متنی ترجمه شود باید ترجمه هم همین معنا را افاده کند؛ یعنی به گونه ای ترجمه شود که معنای تحسر و تحزن را منتقل کند، نه صرفا به انتقال اصل معنای حقیقی یا مجازی لفظ بپردازد.
گاه اصل افاده کلام در نظم و ترتیب خاص کلمات است، مثلا تقدیم ما حقه التأخیر، یفید الحصر جان کلام در همین تقدیم و تأخیر نهفته است، باید در ترجمه نیز ظرایفی به کار گرفته شود که این معنا کاملا رعایت شود.
بنابراین شرط است که مترجم به گونه ای با دو زبان آشنا باشد که بتواند کاملا رموز و دقایق کلامی هر دو زبان را منتقل کند و با دقت نظر، به دقایق نهفته در هر زبان آگاهی یابد. خلاصه باید ترجمه، آینه تمام نمای اصل باشد تا در انتقال مفاهیم کمترین خللی حاصل نشود. البته هرگاه متن اصلی مانند متون مذهبی و کتاب های آسمانی از ویژگی های خاصی برخوردار باشد، ترجمه نیز به همان سان حساسیت بیشتری خواهد داشت؛ بنابراین ترجمه قرآن به دلیل معجزه بودن آن نسبت به متون دیگر بسیار دقیق و مشکل است و از همین رو در ترجمه های قرآن لغزش هایی رخ داده است که نمونه هایی از آن را در پایان سخن می آوریم.

شیوه ترجمه

اگر ما ترجمه را برگرداندن مطلبی از زبانی به زبان دیگر بدانیم متن ترجمه شده نسبت به زبان مقدص حکم تفسیر، شرح و توضیح دارد؛ بنابراین باید در ترجمه قالب زبان مقصد به گونه ای انتخاب شود که بتواند مفهوم مورد نظر زبان مبدأ را افاده کند. این کار ممکن است سه گونه انجام شود:
1. ترجمه تحت اللفظی؛
2. ترجمه آزاد؛
3. ترجمه تفسیری.

1. ترجمه تحت اللفظی؛

به این صورت است که مترجم، به جای هر کلمه از زبان مبدأ، کلمه ای از زبان مقصد را جایگزین می کند. جمله ها و ترکیب بندی های کلام را، یک به یک، کلمه به کلمه، تعویض و تبدیل می کند و تا پایان همین گونه ادامه می دهد. مثلا جمله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بدین صورت ترجمه می شود: پناه می برم به خدا از شیطان رانده شده، بسم الله الرحمان الرحیم را به نام خدای بخشاینده مهربان ترجمه می کند. این گونه ترجمه بسیار دشوار است؛ زیرا یافتن کلمات همانند، با همان خصوصیات، در دو زبان مبدأ و مقصد کار آسانی نیست و بیشتر مترجمان به همین دلیل دچار اشکال فراوان شده اند. به علاوه در بیشتر موارد اینچنین ترجمه ها نمی تواند کاملا اصل معنا را افاده کند و این، معلول نارسایی برخی کلمات در زبان مقصد است که به طور کامل نمی تواند معنای کلمات زبان مبدأ را ایفاء کند. بگذریم از اینکه ترجمه تحت اللفظی زیبایی سخن و جذابی آن را نمی تواند منتقل کند؛ لذا می توان ترجمه تحت اللفظی را نارساترین اسلوب ترجمه دانست و مورد پسند محققان مخصوصا درباره کتب علمی نیست. همچنین این گونه ترجمه ها، در جمله های کوتاه امکان پذیر است، ولی اگر مطلب علمی باشد و سخن به درازا کشیده شود شود هرگز نمی تواند اصل مباحث و مسائل را بازگو کند.
با توجه به اشکالاتی که به اختصار بیان شد، این شیوه ترجمه را باید به عنوان نارساترین ترجمه ها دانست. ترجمه تحت اللفظی در کلامی مانند قرآن، که بیشتر تعابیر وارده در آن، با انواع استعاره ها و تشبیه ها و کناره ها ایفا شده است، یا اصلا امکان پذیر نیست و یا به صورت مستهجن و زشتی نمودار می گردد؛ زیرا تشبیه و استعاره هر لغت مخصوص همان لغت است و نمی توان عین آن را در لغت دیگر به کار برد.
اگر بخواهیم آیه 29 سوره اسراء و لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا(280) را ترجمه تحت اللفظی کنیم به این صورت خواهد بود: هرگز دست خود بر گردن مبند و آن را از هم گشاده کاملا گشاده مدار، آنگاه نکوهیده و درمانده خواهی نشست. خواننده این ترجمه در حیرت خواهد ماند چرا خداوند از بستن دست به گردن و از گشاده نمودن دست منع کرده است، ولی باید توجه داشت که غل یدین در لغت عرب کنایه از بخل ورزیدن و بسط یدین کنایه از سخاوت است.