فهرست کتاب


گلشن ابرار جلد 1

جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم

زادگاه

محمد بن علی بن بویه(14) معروف به شیخ صدوق در حدود سال 306 ق. در شهر قم متولد شد.
قم که در مرکز ایران و 135 کیلومتری جنوب تهران قرار دارد شهری است آشنا و از دیرباز به شهر دانش و اجتهاد شهرت داشته است.
نام قم همیشه با تاریخ و فرهنگ تشیع همراه بوده و اهل آن از روزگار قدیم در گرایش به اسلام عشق به پیشوایان دین پیشگام بوده اند. شهری که در دامان خود، عالمان خود، عالمان، محدثان و اسلام شناسان بزرگ و کم نظیری را پرورش داده است پایگاهی که مرکز علوم اسلامی چون حدیث تفسیر، فقه و تاریخ بوده و اکنون نیز به صورت دانشگاه بزرگ تعالیم اسلامی و مکتب تشیع در آمده است.
تلاش عالمان این دیار در انتشار علوم اهل بیت پیامبر علیه السلام تا حدی بوده که در دوران اختناق خلفای اموی و عباسی و برجسته ای از این شهر به حضور امامان علیه السلام شتافتند و آموزشها دیدند و به نشر افکار آن بزرگواران در شهرهای مختلف پرداختند.
از مقابر موجود در این سرزمین به سابقه درخشان علمی و فرهنگی آن پی می بریم. به نقل از مورخان در حدود هفتصد تن از محدثان بزرگ و روایت شناسان در این منطقه دفع شده اند و چه بسیار از بزرگانی که زادگاه و رشد علمی آنان همین شهر بوده است.
سر آمد همه آن دانشمندان و حدیث شناسان شخصیت بزرگواری است به نامشیخ صدوق که در این نوشته در پی بررسی زندگی سراسر افتخار او هستیم.

نسب و نژاد

یکی از معروفترین خاندانهای بزرگ که بیش از سیصد سال در مرکز ایران دانشمندان نامور از آن برخاسته اند خاندان بابویه است که صدوق بزرگترین شخصیت این خاندان به شمار می رود.
بابویه جد اعلای صدوق است اولین کسیکه از این خاندان لقب ابن بابویه گرفت پدر صدوق یعنی علی بن حسین بن موسی بن بابویه است.
ابن بابویه خود از دانشمندان به نام شیعه بوده و بیش از یکصد کتاب در موضوعات مختلف نگاشته است. وی پیشوای شیعه در قم و اطراف آن در زمان خود بوده و در عصر امام حسن عسکری علیه السلام و غیبت صغری حضرت ولی عصر(عج) و در عهد نیابت خاصه حسین بن روح می زیسته است.
این عالم بزرگ و وارسته و پارسا در قم مغازه ای داشت که در کنار کارهای علمی بخشی از وقت خود را به کسب و کار می پرداخت و با درآمد آن مخارج زندگی خویش را تامین می کرد اما در حقیقت او دانشمندی سترگ بود که نه تنها در مجامع علمی آن روز از مقام و منزلت علمی بالایی برخوردار بود هم اکنون نیز مورد احترام دانش پژوهان و اساتید بزرگ علوم اسلامی است.

میلاد محمد

سالیانی آنچه روح پدر را آزرده می ساخت نداشتن فرزند بود، گرچه پنجاه بهار از عمر او می گذشت و رو به پیری می رفت هرگز از رحمت الهی ناامید نبود و بارها از خدای خویش درخواست کرده بود تا فرزندی به او عطا کند، اما از گره کار مطلع نبود.
روزی بر آن شد تا نامه ای به امام و پیشوای خود حضرت مهدی(عج) بنویسد و از ایشان بخواهد تا برایش دعا کند. به دنبال فرصتی مناسب و فردی مطمئن بود تا به واسطه او نامه را ارسال کند تا آنکه زمانی کاروانی از قم به عراق می رفت. در بین آن کاروان یکی از دوستان به نام ابوجعفر(15) را یافت که می توانست نامه وی را به مقصد برساند.
او نامه ای به محضر پیشوای خود ولی عصر(عج) نوشت و به وی سپرد تا در عراق به حسین بن روح(16) بدهد و از او بخواهد که این نامه را به حضرت برساند.
ابوجعفر می گوید من نامه او را به نماینده مهدی موعود(عج) رساندم و پس از سه روز به من خبر داد که حضرت برای ابن بابویه دعا کرد و در آینده نزدیک خداوند به او فرزندی خواهد داد که منشأ برکات زیادی خواهد شد.(17)
شیخ طوسی در کتاب غیبت، درباره تولد صدوق چنین نگاشته است:
بسیاری از بزرگان قم نقل کرده اند که علی بن حسین بن بابویه با دختر عموی خود ازدواج کرد ولی از وی صاحب فرزند نشد. نامه ای به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوشت که از حضرت ولی عصر(عج) بخواهد تا برای او دعا کند که خداوند به او فرزند عطا فرماید از حضرت جواب آمد که از این همسر صاحب فرزند نمی شوی ولی بزوری با کنیزی دیلمی (18) ازدواج خواهی کرد که خداوند از او دو فرزند فقیه به تو خواهد داد.(19)
شیخ صدوق خود نیز ماجرای دعای حضرت ولی عصر(عج) و ولادت خود را در کتاب اکمال الدین آورد است و در ادامه نوشته است که هر گاه ابو جعفر محمد بن علی اسود مرا می دید که برای آموختن حدیث و علوم اهل بیت علیه السلام با اشتیاق تمام به درس اساتید می رفتم، می فرمود: این میل و اشتیاق به علم آموزی که تو داری جای تعجب نیست، زیرا توبه دعای امام زمان متولد شده ای.
به هر تقدیر این بشارت به ابن بابویه رسید و پس از مدتی در پی ازدواج با کنیزی دیلمی خداوند محمد را به او عطا فرمود که در آن سنین مایه امید و چشم روشنی پدر گشت و سپس پسر دیگری به او داد و نامش را حسین نهاد.
حسین بن علی بن بابویه نیز از دانشمندان و پس از پدر و برادرش محمد بزرگترین و معروفترین شخصیت خاندان بابویه است.