فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

جوابهای لطیف به یک عالم ناصبی و ردی بر ایرادهای او

یکی از علمای ناصبی دشمن اهلبیت - علیهم السلام - و از سنیان شهر ری مجموعه ای در رد مذهب شیعه تألیف نمود، علمای شیعه که در ری و حوالی آن بودند به اتفاق قرار دادند که شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی اولی و احق است به اینکه متصدی دفع و نقض آن شود و بالاخره او توفیق تألیف کتابی شریف در نقض آن مجموعه یافت و نام آن کتاب را به نام حضرت صاحب الزمان مزین ساخت. و چون در آن کتاب شریف لطائفی چند نوشته است مؤلف با ذکر چند مورد از آن لطائف در این بخش اکتفا می کند.
1- اما آنچه آن ناصبی گفته است که در شهرهای شیعه شریعت را رونقی نباشد. راست می گوید در قم خدای بر عرش ننشانند و در کاشان رسول را سینه نشکافند و در آوه مصطفی را مشرک زاده نخوانند و به در مصلحگاه ری تا پیغمبر نیاید معرفت خدای واجب نباشد و در استرآباد برای خر خدا کاه ننهند و در سبزوار زنا و لواط به اراده و قضای خدا نگویند همه جا اثبات توحید کنند و بر عصمت رسل و ائمه دلیل آورند و به ارکان شریعت معترف باشند و به رأس و قیاس و استحسان نگویند، حاکم خدای را دانند، شارع مصطفی را، اگر با این همه حجت و دلیل اسلام را رونقی نباشد گو مباش بلکه رونق دین و شریعت این است و خلاف این بدعت و تهمت است و خصومت خواجه نه با آن و نه با این است بلکه با امیرالمؤمنین است و لایحبه الا مؤمن تقی و لایبغضه الا منافق شقی نه سخن رافضیان قم و ورامین بلکه کلام خیرالمرسلین است. الحمدلله رب العالمین.
2- و از لطائف او آنکه در موضعی که ناصبی مذکور در کتاب خود افترای دیگری زده و گفته است: به عقیده رافضی خروس که بانگ گوید نیز باید معصوم و دور از خطا باشد. در جواب فرموده است بلی چنین است و چنین گیر بدان دلیل اگر خروسی باشد که بی وقت بانگ کند بباید کشتن و ناصبی نداند که شخصی که عالم و معصوم نباشد به امامتش قبول نباید کردن.
3- و نیز از لطائف آنکه در موضعی که ناصبی مذکور گفته: که عجب است که صحابه پاک که مجاوران حضرت نبوت بودند حق را ندیدند اما ابوجعفر طوسی و ابوجعفر ابن بابویه و علم الهدی و مفید و باقی علمای شیعه که بعد از پانصد سال آمدند دیدند؟ جواب داده که من انکار نمی کنم که صحابه حق ندیدند اما این بر عالم ناصبی است که گوید عبدالمطلب و عبدالله و ابوطالب و آمنه با نور مصطفی و مجاورت آن آنرا ندیده اند و آن همه معجزات را قبول نکردند و با آن همه قرب و قرابت به دوزخ روند لیکن ریسمان فروش و شانه تراش و حلاج که بعد از پانصد سال آمده اند اهل نجات و مستحق بهشتند، اگر آن عجب است این عجب تر است تا ناصبی دیگر بار بداند که رستگاری به پیشه و شهر تعلق ندارد و قیاس کند که علم الهدی و مفید و امثال ایشان از علمای شیعه با علمای نواصب مقابل هستند یا نه و چون بهترند مجامله نکنند که معصیت هر چند کمتر بهتر.(1026)
- پاسخ

جوابهای لطیف به یک عالم ناصبی و ردی بر ایرادهای او

یکی از علمای ناصبی دشمن اهلبیت - علیهم السلام - و از سنیان شهر ری مجموعه ای در رد مذهب شیعه تألیف نمود، علمای شیعه که در ری و حوالی آن بودند به اتفاق قرار دادند که شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی اولی و احق است به اینکه متصدی دفع و نقض آن شود و بالاخره او توفیق تألیف کتابی شریف در نقض آن مجموعه یافت و نام آن کتاب را به نام حضرت صاحب الزمان مزین ساخت. و چون در آن کتاب شریف لطائفی چند نوشته است مؤلف با ذکر چند مورد از آن لطائف در این بخش اکتفا می کند.
1- اما آنچه آن ناصبی گفته است که در شهرهای شیعه شریعت را رونقی نباشد. راست می گوید در قم خدای بر عرش ننشانند و در کاشان رسول را سینه نشکافند و در آوه مصطفی را مشرک زاده نخوانند و به در مصلحگاه ری تا پیغمبر نیاید معرفت خدای واجب نباشد و در استرآباد برای خر خدا کاه ننهند و در سبزوار زنا و لواط به اراده و قضای خدا نگویند همه جا اثبات توحید کنند و بر عصمت رسل و ائمه دلیل آورند و به ارکان شریعت معترف باشند و به رأس و قیاس و استحسان نگویند، حاکم خدای را دانند، شارع مصطفی را، اگر با این همه حجت و دلیل اسلام را رونقی نباشد گو مباش بلکه رونق دین و شریعت این است و خلاف این بدعت و تهمت است و خصومت خواجه نه با آن و نه با این است بلکه با امیرالمؤمنین است و لایحبه الا مؤمن تقی و لایبغضه الا منافق شقی نه سخن رافضیان قم و ورامین بلکه کلام خیرالمرسلین است. الحمدلله رب العالمین.
2- و از لطائف او آنکه در موضعی که ناصبی مذکور در کتاب خود افترای دیگری زده و گفته است: به عقیده رافضی خروس که بانگ گوید نیز باید معصوم و دور از خطا باشد. در جواب فرموده است بلی چنین است و چنین گیر بدان دلیل اگر خروسی باشد که بی وقت بانگ کند بباید کشتن و ناصبی نداند که شخصی که عالم و معصوم نباشد به امامتش قبول نباید کردن.
3- و نیز از لطائف آنکه در موضعی که ناصبی مذکور گفته: که عجب است که صحابه پاک که مجاوران حضرت نبوت بودند حق را ندیدند اما ابوجعفر طوسی و ابوجعفر ابن بابویه و علم الهدی و مفید و باقی علمای شیعه که بعد از پانصد سال آمدند دیدند؟ جواب داده که من انکار نمی کنم که صحابه حق ندیدند اما این بر عالم ناصبی است که گوید عبدالمطلب و عبدالله و ابوطالب و آمنه با نور مصطفی و مجاورت آن آنرا ندیده اند و آن همه معجزات را قبول نکردند و با آن همه قرب و قرابت به دوزخ روند لیکن ریسمان فروش و شانه تراش و حلاج که بعد از پانصد سال آمده اند اهل نجات و مستحق بهشتند، اگر آن عجب است این عجب تر است تا ناصبی دیگر بار بداند که رستگاری به پیشه و شهر تعلق ندارد و قیاس کند که علم الهدی و مفید و امثال ایشان از علمای شیعه با علمای نواصب مقابل هستند یا نه و چون بهترند مجامله نکنند که معصیت هر چند کمتر بهتر.(1027)
- حق و باطل

جوابهای لطیف به یک عالم ناصبی و ردی بر ایرادهای او

یکی از علمای ناصبی دشمن اهلبیت - علیهم السلام - و از سنیان شهر ری مجموعه ای در رد مذهب شیعه تألیف نمود، علمای شیعه که در ری و حوالی آن بودند به اتفاق قرار دادند که شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی اولی و احق است به اینکه متصدی دفع و نقض آن شود و بالاخره او توفیق تألیف کتابی شریف در نقض آن مجموعه یافت و نام آن کتاب را به نام حضرت صاحب الزمان مزین ساخت. و چون در آن کتاب شریف لطائفی چند نوشته است مؤلف با ذکر چند مورد از آن لطائف در این بخش اکتفا می کند.
1- اما آنچه آن ناصبی گفته است که در شهرهای شیعه شریعت را رونقی نباشد. راست می گوید در قم خدای بر عرش ننشانند و در کاشان رسول را سینه نشکافند و در آوه مصطفی را مشرک زاده نخوانند و به در مصلحگاه ری تا پیغمبر نیاید معرفت خدای واجب نباشد و در استرآباد برای خر خدا کاه ننهند و در سبزوار زنا و لواط به اراده و قضای خدا نگویند همه جا اثبات توحید کنند و بر عصمت رسل و ائمه دلیل آورند و به ارکان شریعت معترف باشند و به رأس و قیاس و استحسان نگویند، حاکم خدای را دانند، شارع مصطفی را، اگر با این همه حجت و دلیل اسلام را رونقی نباشد گو مباش بلکه رونق دین و شریعت این است و خلاف این بدعت و تهمت است و خصومت خواجه نه با آن و نه با این است بلکه با امیرالمؤمنین است و لایحبه الا مؤمن تقی و لایبغضه الا منافق شقی نه سخن رافضیان قم و ورامین بلکه کلام خیرالمرسلین است. الحمدلله رب العالمین.
2- و از لطائف او آنکه در موضعی که ناصبی مذکور در کتاب خود افترای دیگری زده و گفته است: به عقیده رافضی خروس که بانگ گوید نیز باید معصوم و دور از خطا باشد. در جواب فرموده است بلی چنین است و چنین گیر بدان دلیل اگر خروسی باشد که بی وقت بانگ کند بباید کشتن و ناصبی نداند که شخصی که عالم و معصوم نباشد به امامتش قبول نباید کردن.
3- و نیز از لطائف آنکه در موضعی که ناصبی مذکور گفته: که عجب است که صحابه پاک که مجاوران حضرت نبوت بودند حق را ندیدند اما ابوجعفر طوسی و ابوجعفر ابن بابویه و علم الهدی و مفید و باقی علمای شیعه که بعد از پانصد سال آمدند دیدند؟ جواب داده که من انکار نمی کنم که صحابه حق ندیدند اما این بر عالم ناصبی است که گوید عبدالمطلب و عبدالله و ابوطالب و آمنه با نور مصطفی و مجاورت آن آنرا ندیده اند و آن همه معجزات را قبول نکردند و با آن همه قرب و قرابت به دوزخ روند لیکن ریسمان فروش و شانه تراش و حلاج که بعد از پانصد سال آمده اند اهل نجات و مستحق بهشتند، اگر آن عجب است این عجب تر است تا ناصبی دیگر بار بداند که رستگاری به پیشه و شهر تعلق ندارد و قیاس کند که علم الهدی و مفید و امثال ایشان از علمای شیعه با علمای نواصب مقابل هستند یا نه و چون بهترند مجامله نکنند که معصیت هر چند کمتر بهتر.(1028)
- جهل