فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

شوخی در مقابل شوخی

یکی از فضلا نقل کرد یک روز آیت الله حاج شیخ مجتبی لنکرانی اصفهانی که شخص شوخ طبع و لطیفه گوئی بود صبح نسبتاً زودتر از سایرین به منزل آیت الله العظمی شاهرودی رفته بود آیت الله شاهرودی فرموده بود: آقای لنکرانی چطور شده امروز زودتر تشریف آورده اید؟
ایشان جواب داده بود: زودتر آمدم که لقمة الصباح مسمار البدن را در خدمت شما بخورم آیت الله شاهرودی در پاسخ به عنوان شوخی در مقابل شوخی فرمودند: لقمة الصباح که تمام شد ولی مسمار البدن اگر بخواهید پیدا می شود.
- لطیفه

پاسخ دندان شکن این روحانی

در نیمه اول قرن نوزدهم فشار حکومت تزاری روس بر مسلمانان ترکستان و قفقاز بسیار زیاد شد، در این دوره شورشهای متعددی در این مناطق به وقوع پیوست. اما سربازان تزاری با خشونت تمام این شورشها را سرکوب کردند، سرانجام در سال 1833 یک روحانی آزاده آن دیار به نام محمد شامل مدت بیست و شش سال در مقابل نیروهای دشمن مقاومت کرد ولی سرانجام در سال 1859 رزمندگان اسلام شکست خوردند و این روحانی مبارز محمد شامل دستگیر شد.
روزی به فرمان امپراطور او را به قصر تزاری بردند، در تالار ژنرالها و درباریان به دور شامل که کت بسته به روی زمین افتاده بود جمع شدند در آن میان زنی بسیار چاق که همسر یکی از ژنرالهای روسی بود جلو آمد و برای تحقیر محمد شامل با صدای بلند گفت: واه چه جانور عجیبی با اینکه کت بسته است می ترسم برخیزد و مرا بخورد.
محمد شامل آن روحانی آزاده با صدای بلند و با متانت در پاسخ آن زن بی تربیت گفت: بی جهت نترس خدا گوشت خوک را بر مسلمانان حرام کرده است.(1006)
- پاسخ

پاسخ دندان شکن این روحانی

در نیمه اول قرن نوزدهم فشار حکومت تزاری روس بر مسلمانان ترکستان و قفقاز بسیار زیاد شد، در این دوره شورشهای متعددی در این مناطق به وقوع پیوست. اما سربازان تزاری با خشونت تمام این شورشها را سرکوب کردند، سرانجام در سال 1833 یک روحانی آزاده آن دیار به نام محمد شامل مدت بیست و شش سال در مقابل نیروهای دشمن مقاومت کرد ولی سرانجام در سال 1859 رزمندگان اسلام شکست خوردند و این روحانی مبارز محمد شامل دستگیر شد.
روزی به فرمان امپراطور او را به قصر تزاری بردند، در تالار ژنرالها و درباریان به دور شامل که کت بسته به روی زمین افتاده بود جمع شدند در آن میان زنی بسیار چاق که همسر یکی از ژنرالهای روسی بود جلو آمد و برای تحقیر محمد شامل با صدای بلند گفت: واه چه جانور عجیبی با اینکه کت بسته است می ترسم برخیزد و مرا بخورد.
محمد شامل آن روحانی آزاده با صدای بلند و با متانت در پاسخ آن زن بی تربیت گفت: بی جهت نترس خدا گوشت خوک را بر مسلمانان حرام کرده است.(1007)
- لطیفه