فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

لطائفی از میر غیاث الدین رازی

سید امیر غیاث الدین محمد بن سید یوسف سلیقی هروی رازی. در زمان سلطنت صاحبقران در خراسان به منصب صدارت و امارت قیام می نمود و آخر به واسطه شرارت بعضی از مفسدان به حکم امیرخان ترکمان که حاکم خراسان بود شهید شد گویند که در آن محل قطعه ای گفته نزد امیرخان فرستاد که این یک بیت از آنست:
به ناحق ارچه مرا می کشی ولیک ببین - که عاقبت چه کند با تو خون ناحق من
و از لطایف کلمات جناب میر آنست که چون او در ایام عاشورا دستار کبود بر سر می نهاد و مردم هرات نیز که اکثر سنی بودند از آن جناب تبعیت کرده دستار کبود بر سر می نهادند روزی امیر خان مذکور از آن جناب پرسید شما که دستار کبود بر سر می گذارید وجهش ظاهر است ولی این سنی ها به چه جهتی این کار را می کنند با اینکه مخالف اهل بیتند، جناب میر فرمودند: که از آن طرف نیز جمعی کثیر کشته شدند.
و نیز به جناب میر خبر آوردند که صاحبقران شاه اسماعیل مغفور که بغداد را تسخیر کرد سپس قبور بعضی از مخالفین را خراب کرده منجمله ابوحنیفه را از قبر بیرون آورده و سگی بجای او دفن کرده است. میر بدیهتاً گفت چه کاری کرده همان شد که بود.(1001)
- تدریس

سید شریف و پسر کله پز

در ایامی که سید شریف در اصفهان درس می خواند بسیار فقیر بود کله پزی پسر خود را نزد او برد که سید برایش درس بگوید و قرار کرد که هر روز یک عدد کله گوسفند به سید شریف بدهد پس سید برایش امثله و صرف میر و صغرا و کبرا و شرح کیپارا نوشت.(1002)
- مزد

سید شریف و پسر کله پز

در ایامی که سید شریف در اصفهان درس می خواند بسیار فقیر بود کله پزی پسر خود را نزد او برد که سید برایش درس بگوید و قرار کرد که هر روز یک عدد کله گوسفند به سید شریف بدهد پس سید برایش امثله و صرف میر و صغرا و کبرا و شرح کیپارا نوشت.(1003)
- همت