فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

تو احوال مادر مرا از من بپرس و احوال مادر کلبی را از کلبی

روزی هشام بن عبدالملک از عبدالله محض پسر حسن مثنی سؤال کرد سن فاطمه زهرا - علیهاالسلام - به چند سال رسید؟ عبدالله گفت به سی سال رسید، هشام متوجه کلبی شده از او همین سؤال را کرد، کلبی گفت: سی و پنج سال رسید.
هشام رو به عبدالله کرده و گفت: کلبی که صاحب علم است چنین گوید، عبدالله گفت: ای امیر تو احوال مادر مرا از من بپرس و احوال مادر کلبی را از کلبی بپرس.
عبدالله مذکور بغایت شبیه بود به حضرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - روزی از او پرسیدند که شما از چه جهت افضل همه مردم هستید؟ گفت: به سبب آنکه همه کس را آرزو است که از ما باشند و ما آرزو نداریم که از دیگران باشیم.
در آرزوی رتبه مایند دیگران - ما را به رتبه دگران نیست آرزو(999)
- پاسخ

تو احوال مادر مرا از من بپرس و احوال مادر کلبی را از کلبی

روزی هشام بن عبدالملک از عبدالله محض پسر حسن مثنی سؤال کرد سن فاطمه زهرا - علیهاالسلام - به چند سال رسید؟ عبدالله گفت به سی سال رسید، هشام متوجه کلبی شده از او همین سؤال را کرد، کلبی گفت: سی و پنج سال رسید.
هشام رو به عبدالله کرده و گفت: کلبی که صاحب علم است چنین گوید، عبدالله گفت: ای امیر تو احوال مادر مرا از من بپرس و احوال مادر کلبی را از کلبی بپرس.
عبدالله مذکور بغایت شبیه بود به حضرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - روزی از او پرسیدند که شما از چه جهت افضل همه مردم هستید؟ گفت: به سبب آنکه همه کس را آرزو است که از ما باشند و ما آرزو نداریم که از دیگران باشیم.
در آرزوی رتبه مایند دیگران - ما را به رتبه دگران نیست آرزو(1000)
- لطیفه

لطائفی از میر غیاث الدین رازی

سید امیر غیاث الدین محمد بن سید یوسف سلیقی هروی رازی. در زمان سلطنت صاحبقران در خراسان به منصب صدارت و امارت قیام می نمود و آخر به واسطه شرارت بعضی از مفسدان به حکم امیرخان ترکمان که حاکم خراسان بود شهید شد گویند که در آن محل قطعه ای گفته نزد امیرخان فرستاد که این یک بیت از آنست:
به ناحق ارچه مرا می کشی ولیک ببین - که عاقبت چه کند با تو خون ناحق من
و از لطایف کلمات جناب میر آنست که چون او در ایام عاشورا دستار کبود بر سر می نهاد و مردم هرات نیز که اکثر سنی بودند از آن جناب تبعیت کرده دستار کبود بر سر می نهادند روزی امیر خان مذکور از آن جناب پرسید شما که دستار کبود بر سر می گذارید وجهش ظاهر است ولی این سنی ها به چه جهتی این کار را می کنند با اینکه مخالف اهل بیتند، جناب میر فرمودند: که از آن طرف نیز جمعی کثیر کشته شدند.
و نیز به جناب میر خبر آوردند که صاحبقران شاه اسماعیل مغفور که بغداد را تسخیر کرد سپس قبور بعضی از مخالفین را خراب کرده منجمله ابوحنیفه را از قبر بیرون آورده و سگی بجای او دفن کرده است. میر بدیهتاً گفت چه کاری کرده همان شد که بود.(1001)
- تدریس